برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1324 100 1

incapacity

/ˌɪnkəˈpæsəti/ /ˌɪnkəˈpæsɪti/

معنی: عجز، عدم صلاحیت
معانی دیگر: ناگنجایی، ناتوانی

بررسی کلمه incapacity

اسم ( noun )
حالات: incapacities
(1) تعریف: lack of ability, power, or strength; lack of capacity; inability.
متضاد: capacity
مشابه: disability

(2) تعریف: in law, the lack of eligibility.

واژه incapacity در جمله های نمونه

1. Evidence of his mental incapacity was never produced in court.
[ترجمه ترگمان]شواهدی از عدم صلاحیت ذهنی او هرگز در دادگاه تولید نمی‌شد
[ترجمه گوگل]شواهد ناتوانی ذهنی او در دادگاه هرگز تولید نشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The main problem is the author's incapacity to convey his ideas.
[ترجمه ترگمان]مشکل اصلی عدم صلاحیت مولف برای انتقال ایده‌های خود است
[ترجمه گوگل]مشکل عمده این است که ناتوان نویسنده برای انتقال ایده هایش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This incapacity is a one-sided one.
[ترجمه ترگمان]این عدم صلاحیت یک طرفه است
[ترجمه گوگل]این ناتوانی یک طرفه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Even as he sensed his incapacity to make such a choice, it was made for him.
[ترجمه ترگمان]حتی با وجود این که حس می‌کرد که incapacity برای چنین انتخابی برایش ساخته شده‌است، برای او ساخته شد
[ترجمه گوگل]حتی زمانی که او توانایی او را برای چنین انتخابی می دانست، برای او ساخته شد
[ترجمه شما] ...

مترادف incapacity

عجز (اسم)
weakness , paralysis , impotence , impotency , entreaty , cry , impuissance , inability , disability , disablement , incapacity , insufficiency , incapability , imploration , insufficience
عدم صلاحیت (اسم)
incompetence , incapacity , incompetency , disqualification , inexpedience , inexpediency

معنی incapacity در دیکشنری تخصصی

incapacity
[حقوق] حجر، عدم اهلیت، عدم صلاحیت، ناتوانی، عجز

معنی کلمه incapacity به انگلیسی

incapacity
• lack of ability; lack of capacity; lack of eligibility (law)
• the incapacity of a person, society, or system is their inability to do something; a formal word.
incapacity to work insurance
• insurance providing compensation to those who have lost the ability to work
judge`s incapacity
• inability of a judge to conduct a trial

incapacity را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سجاد
ناتوانی
Solgi
عدم اهلیت
هوشیار چناری
ناکارآمدی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی incapacity
کلمه : incapacity
املای فارسی : اینکپکیتی
اشتباه تایپی : هدزشحشزهفغ
عکس incapacity : در گوگل

آیا معنی incapacity مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )