برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1283 100 1

included

/ˌɪnˈkluːdəd/ /ɪnˈkluːdɪd/

معنی: مشمول
معانی دیگر: شامل شده، به حساب آمده، منظور شده، گنجانده شده، به شمار آمده (رجوع شود به: include)، دور گرفته شده، تو گذاشته، تو مانده

واژه included در جمله های نمونه

1. is dinner included too?
آیا شام هم منظور شده است‌؟

2. the contract included a clause according to which he could buy the house back at the original price
قرارداد حاوی ماده‌ای بود که طبق آن او می‌توانست خانه را دوباره به قیمت اولیه بخرد.

3. that divine spark included in every human being
آن جرقه‌ی الهی موجود در هر انسان

4. the circus group included two very comical dwarfs
گروه سیرک دارای دو کوتوله‌ی بسیار مضحک بود.

5. their capers also included armed robbery and picking pockets
بزهکاری آنها شامل سرقت مسلحانه و جیب‌بری هم شد.

6. her daily duties also included cooking
کارهای روزانه‌ی او شامل پخت و پز هم می‌شد.

7. a draft whose ingredients also included opium
دارویی که اجزای آن شامل تریاک هم بود.

8. The list included the infamous George Drake, a double murderer.
[ترجمه ترگمان]این فهرست شامل جورج دریک، یک قاتل دوگانه بود
[ترجمه گوگل]این فهرست شامل جورج دریک، یک قاتل دوگانه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The list of ingredients included 250g of almonds.
...

مترادف included

مشمول (صفت)
subject , contained , included

معنی included در دیکشنری تخصصی

included
[ریاضیات] مشمول، محتوا
[ریاضیات] زاویه ی بین
[پلیمر] زاویه محدود
[زمین شناسی] گاز محصور گاز موجود در خلل ایزوله شکل گرفته در زون هواگیری و یا زون اشباع. واژه مزبور می تواند برای حبابهای هوا یا گازهای دیگری که در خلال ایزوله تجمع نکرده ولی بوسیله آب موجود در یکی از این دو منطقه محاصره شده اند نیز بکار رود. چنین حبابهایی به صورت موانعی در برابر حرکت آب عمل کرده و تا زمانیکه به صورت کامل در آب حل نشده اند، به آن اجازه حرکت را نمی دهند.

معنی کلمه included به انگلیسی

included
• comprised, embraced, contained
• you use included to emphasize that someone or something is part of a group.
being included
• being contained, being incorporated, being involved, being counted, being inserted
not included
• is not a part of, plays no role in, not contained nor comprised of, not being taken into account
service charge included
• includes tip, includes the amount of money that would be added as a sales commission
service not included
• does not include tip, tip must be added to the sum (on a restaurant bill)
vat included
• sales tax included in the price, value added tax included

included را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ایمان عمادی
لحاظ شدن
مهدی صباغ
از جمله
شاملِ
حسین خانی
لحاظ شده
سمیرا
محبوس یا محصور شده
مرجان میری لواسانی
منجمله
از جمله
شامل ِ
محدثه فرومدی
مندرج، درج‌شده، قرارگرفته، گنجیده، محسوب
امیر زمانی
انعقاد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی included
کلمه : included
املای فارسی : اینکلودد
اشتباه تایپی : هدزمعیثی
عکس included : در گوگل

آیا معنی included مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )