برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1279 100 1

inevitably

/ˌɪˈnevətəbli/ /ɪnˈevɪtəbli/

ناچار، بناچار، حتما، بطور چاره ناپذیر

بررسی کلمه inevitably

قید ( adverb )
(1) تعریف: unavoidably, regardless of any circumstances or attempts at prevention.

- The disease is fatal; inevitably, he will die of it.
[ترجمه ترگمان] بیماری مهلکی است و به طور اجتناب‌ناپذیری از آن می‌میرد
[ترجمه گوگل] بیماری کشنده است ناگزیر، او از آن می میرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- If we continue to use water at our current rate, our supply will inevitably run out.
[ترجمه داوود شفیعی] اگر همچنان به استفاده از آب به میزان فعلی ادامه دهیم، منابع ما ناگزیر به پایان خواهند رسید.
|
[ترجمه ترگمان] اگر ما به استفاده از آب در نرخ فعلی خود ادامه دهیم، تامین ما به طور اجتناب‌ناپذیری خاموش خواهد شد
[ترجمه گوگل] اگر ما همچنان به استفاده از آب در نرخ فعلی خود ادامه دهیم، عرضه ما ناگزیر از بین خواهد رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: not surprisingly; predictably.

- I ...

واژه inevitably در جمله های نمونه

1. The decision will inevitably lead to political tensions.
[ترجمه ترگمان]این تصمیم به ناچار منجر به تنش‌های سیاسی خواهد شد
[ترجمه گوگل]این تصمیم ناگزیر منجر به تنش سیاسی خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. In the way you go on, you are inevitably coming apart.
[ترجمه ترگمان]به طوری که شما ادامه می‌دهید، به طور اجتناب‌ناپذیری از هم جدا می‌شوید
[ترجمه گوگل]در راه رفتن، شما ناگزیر می آیند از هم جدا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The recent political incident will inevitably count against the peace process of the two countries.
[ترجمه ترگمان]حادثه اخیر سیاسی به طور اجتناب‌ناپذیری بر علیه روند صلح دو کشور به حساب خواهد رسید
[ترجمه گوگل]حادثه سیاسی اخیر به ناچار در برابر روند صلح دو کشور شمارش می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Deviate from socialism and China will inevitably retrogress to semi - feudalism and semi - colonialism .
[ترجمه ترگمان]deviate از سوسیالیسم و چین به ناچار به نیمه - و نیمه استعمار تبدیل خواهند شد
...

معنی کلمه inevitably به انگلیسی

inevitably
• unavoidably, inescapably, certainly
• if something inevitably happens or will happen, it is the only possible result.

inevitably را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فاضله
به طور اجتناب ناپذیری
آرش
ناگزیر
جهان
مجبور بودن
محمد
ناچارآ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی inevitably
کلمه : inevitably
املای فارسی : اینویتبلی
اشتباه تایپی : هدثرهفشذمغ
عکس inevitably : در گوگل

آیا معنی inevitably مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )