انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 891 100 1

بررسی کلمه infusible

صفت ( adjective )
مشتقات: infusibility (n.), infusibleness (n.)
• : تعریف: not able to be melted or fused.
صفت ( adjective )
• : تعریف: able to be infused.

واژه infusible در جمله های نمونه

1. The infusible matters in the center of 45AgCuZn solder are one of the primary defects that affected seriously the usability, so the scanning electron microscope is used to analyze them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مسایل infusible در مرکز ۴۵ AgCuZn solder یکی از نقص‌های اصلی هستند که قابلیت استفاده را دارند، بنابراین میکروسکوپ الکترونی اسکن برای تجزیه و تحلیل آن‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مسائل قابل احتراق در مرکز لحیم 45AgCuZn یکی از نقص های اولیه است که به شدت قابلیت استفاده را تحت تاثیر قرار می دهد، بنابراین میکروسکوپ الکترونی اسکن برای تجزیه و تحلیل آنها استفاده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Ultrasonic machining is a novel manufacture method, which is suitable for maching of nonconductive, brittle, hard and infusible material.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماشین کاری اولترا سونیک یک روش تولید جدید است که برای تولید مواد nonconductive، شکننده، سخت و infusible مناسب است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماشینکاری التراسونیک یک روش تولید جدید است که مناسب برای تولید مواد غیر قابل هدایت، شکننده، سخت و غیر قابل انعطاف است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Graphite and even its linear counterpart, poly ( p - phenylene ) are too insoluble, infusible, and brittle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Graphite و حتی همتای خطی آن، پلی (p - phenylene)بسیار insoluble، infusible و ترد هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گرافیت و حتی همتای خطی آن، پلی (پ - فنیلن) بیش از حد نامحلول، قابل اشتعال و شکننده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The results show that the main compositions of the infusible matters are zinc oxide and the part of copper oxide that are brought in the process of casting.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نتایج نشان می‌دهد که ترکیبات اصلی مواد infusible اکسید روی و قسمتی از اکسید مس هستند که در فرآیند ریخته‌گری آورده می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نتایج نشان می دهد که ترکیب اصلی مواد قابل انجماد عبارتند از اکسید روی و بخشی از اکسید مس که در فرآیند ریخته گری آورده می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The batch mixes for floor bricks were synthesized on the basis of fusible clay, infusible clay and fluxes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مخلوط دسته‌ای برای آجرهای کف براساس خاک رس، خاک رس infusible و شار، سنتز شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مخلوط دسته ای برای آجرهای کف بر پایه رس خاکستری، رس و رسوب ریخته گری سنتز شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. NATURE AND APPEARANCE: Yellow powder, soluble in water and alcohol. It can from an infusible compound with metallic ions such as cobalt, copper and nickel, etc. . . .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]طبیعت و APPEARANCE: پودر زرد در آب و الکل محلول است آلوئه ورا می‌تواند از یک ترکیب شیمیایی با یون‌های فلزی مانند کبالت، مس و نیکل و غیره استفاده کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طبیعت و ظاهر: پودر زرد، محلول در آب و الکل این می تواند از یک ترکیب قابل انجماد با یون های فلزی مانند کبالت، مس و نیکل و غیره باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. With the method of metal electroplating, a special coat that evenly mixes one or several infusible solid grains to the electroplating coating is called composite coating.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با استفاده از روش of فلزی، پوشش ویژه‌ای که به طور مساوی یک یا چند دانه جامد را مخلوط می‌کند، پوشش کامپوزیت نامیده می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با روش آبکاری فلز، یک پوشش ویژه که به طور یکنواخت یک یا چند دانه جامد قابل انجماد را به پوشش آبکاری می دهد، پوشش کامپوزیتی نامیده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. This paper introduces the CQ - 1 and NS - 916 type cleaning agent of infusible scale.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مقاله the - ۱ و NS - ۹۱۶ - ۹۱۶ از مقیاس infusible را معرفی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اين مقاله معرفي كننده تميز كننده نوع CQ - 1 و NS - 916 از مقادير قابل انجير است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف infusible

گداخته نشدنی (صفت)
infusible
گداز نا پذیر (صفت)
infusible
اب نشو (صفت)
infusible
غیر قابل ذوب (صفت)
infusible
غیرقابل نفوذ یا حلول (صفت)
infusible

معنی infusible در دیکشنری تخصصی

[نساجی] غیر قابل جوش خوردن - خاصیتی از رزین های ترموست
[پلیمر] گدازناپذیر

معنی کلمه infusible به انگلیسی

infusible
• cannot be melted or fused; able to be infused

infusible را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی infusible

ebitaheri@gmail.com ٢٣:٤٦ - ١٣٩٧/٠٨/٢٠
گداخت ناپذیر ، ذوب نشدنی
|

پیشنهاد شما درباره معنی infusible



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی infusible
کلمه : infusible
املای فارسی : اینفوسیبل
اشتباه تایپی : هدبعسهذمث
عکس infusible : در گوگل


آیا معنی infusible مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )