انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 980 100 1

inhumanity

تلفظ inhumanity
تلفظ inhumanity به آمریکایی/ˌɪnhjuːˈmænəti/ تلفظ inhumanity به انگلیسی/ˌɪnhjuːˈmænɪti/

معنی: بی عاطفگی، نامردمی، غیرانسانی بودن
معانی دیگر: رفتار غیر انسانی، سخن بی رحمانه، دل سختی، سنگدلی، بی رحمی، ستم، جور

بررسی کلمه inhumanity

اسم ( noun )
حالات: inhumanities
(1) تعریف: lack of pity, sympathy, or kindness; cruelty.
مشابه: tyranny

(2) تعریف: a cruel or pitiless act.

واژه inhumanity در جمله های نمونه

1. man's inhumanity to man
ترجمه بی‌رحمی انسان نسبت به انسان

2. They were accused of inhumanity in their treatment of the hostages.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها به بی‌عاطفگی در رفتار آن‌ها نسبت به گروگان‌ها متهم شده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها در برخورد با گروگان ها به غیر انسانی متهم شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Man's inhumanity to man never fails to shock me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رفتار غیر انسانی انسان به هیچ وجه نمی‌تواند مرا شوکه کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انسان غیرانسانی به انسان هرگز نتواند به من ضربه بزند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. This is another outrage catalogue of terrorist inhumanity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این یه فهرست outrage بود که به inhumanity مربوط میشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یکی دیگر از فروشگاه های خشمگینانه غیر انسانی تروریستی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Equally parliamentarians spoke of cruelty, inhumanity and tyranny as features of the slave trade and slavery, often providing vivid examples.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همچنین نمایندگان مجلس از بی‌رحمی، بی‌عاطفگی و ظلم و ستم به عنوان ویژگی تجارت برده و برده‌داری صحبت کردند که اغلب نمونه‌های زنده را ارائه می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به همان اندازه مجلس نمایندگان از ظلم، غیر انسانی و استبداد به عنوان ویژگی های برده داری و برده داری سخن گفتند، که اغلب نمونه های واضح ارائه می داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The inhumanity seems to lie in allowing the full weight of responsibility to fall on the child.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این غیر انسانی به نظر می‌رسد که اجازه می‌دهد تا سنگینی مسئولیت بر دوش کودک بیفتد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر می رسد که غیر انسانی در اجازه دادن به وزن کامل مسئولیت در قبال کودک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. But I do recognise barbarity and inhumanity when I see them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما وقتی آن‌ها را می‌بینم، وحشیگری و inhumanity را تشخیص می‌دهم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما زمانی که آنها را می بینم، بربریت و غیرانسانی را می شناسم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Their failure was that, because of man's inhumanity to his fellow beings, they did not fulfil their potential.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شکست آن‌ها این بود که، به دلیل inhumanity انسانی نسبت به همنوعان خود، آن‌ها پتانسیل خود را برآورده نکردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شکست آنها این بود که به دلیل بی عدالتی انسان نسبت به افراد دیگر، آنها توانایی خود را نداشتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Reformists were appalled by the immorality and inhumanity of the slave trade.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اصلاح طلبان از فساد اخلاق و inhumanity تجارت برده به وحشت افتادند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اصلاح طلبان از بی رحمی بودن و غیر انسانی تجارت برده بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Amnesty International protests against injustice and inhumanity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سازمان عفو بین‌الملل علیه بی‌عدالتی و ضد بشری اعتراض می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اعتراضات عفو بین المللی علیه بی عدالتی و غیرانسانی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The novel focuses on the inhumanity of prisons and labour camps.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این رمان بر ضد inhumanity زندان‌ها و اردوگاه‌های کار تمرکز دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این رمان بر غیر انسانی زندان ها و اردوگاه های کار تمرکز دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. " Inhumanity " and "sycophancy" are criticized, thus deepening the meaning of faithfulness, justice and humanity in the thought of Confucian discourses.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]\"inhumanity\" و \"sycophancy\" مورد انتقاد قرار گرفته‌اند و در نتیجه منجر به عمیق‌تر شدن معنای وفاداری، عدالت و انسانیت در اندیشه گفتمان‌های کنفوسیوسی می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]'غیر انسانی' و 'سوسیالیسم' مورد انتقاد قرار می گیرند، در نتیجه، معنای وفاداری، عدالت و بشریت را در فکر گفتمان کنفوسیوس عمیق تر می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. I have seen much inhumanity, cheating, corruption, sordidness and selfishness but I have not become cynical.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من بسیاری از افراد غیر انسانی، تقلب، فساد، حقارت و خودخواهی را دیده‌ام اما بدبین نیستم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من خیلی غیر انسانی، تقلب، فساد، غرور و خودخواهی را دیده ام، اما من غریب نیستم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Having been dehumanized in turn, they will embrace inhumanity and brutality.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پس از اینکه به نوبه خود جنبه انسانی خود را از دست دادند، بی‌رحمی و بی‌رحمی را در آغوش خواهند گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نوبه خود، بطور غیرمنتظره ای، غیر انسانی و خشونت را در بر می گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. It'shows that the EU Parliament recognizes the inhumanity of the annual massacre.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این نشان می‌دهد که پارلمان اروپا بی‌عاطفگی کشتار سالانه را تشخیص می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این نشان می دهد که مجلس اتحادیه اروپا غیر انسانی قتل عام سالانه را به رسمیت می شناسد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف inhumanity

بی عاطفگی (اسم)
insensibility , apathy , vapidity , inhumanity
نامردمی (اسم)
inhumanity
غیرانسانی بودن (اسم)
inhumanity

معنی کلمه inhumanity به انگلیسی

inhumanity
• lack of humanity, lack of kindness, cruelty, coldness
• inhumanity is cruelty or lack of feeling.

inhumanity را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی inhumanity

میلاد علی پور ١٧:٠٠ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
نامردی
|

پیشنهاد شما درباره معنی inhumanity



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

احمد > تورک
فرنیا > فرنیا
Artan > quality
ساینا نوری > ساینا
ایما محسنی > Stand somebody
M. R > Semester
mohammad.t > together
محدثه فرومدی > mechanization

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی inhumanity
کلمه : inhumanity
املای فارسی : اینهومنیتی
اشتباه تایپی : هداعئشدهفغ
عکس inhumanity : در گوگل


آیا معنی inhumanity مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )