انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1045 100 1

initial

تلفظ initial
تلفظ initial به آمریکایی/ˌɪˈnɪʃl̩/ تلفظ initial به انگلیسی/ɪˈnɪʃl̩/

معنی: اولین قسمت، ابتدایی، اصلی، بدوی، اولین، اول، نخستین، اغازی، واقع در اغاز، اغاز کردن، در اغاز قرار دادن، پاراف کردن
معانی دیگر: آغازین، اولیه، مقدماتی، حرف اول اسم، حروف اول نام خود را نوشتن، (چاپ) حرف بزرگ (به ویژه در اول هر پاراگراف)، (زیست شناسی) سرآغازی، سرآغازه، یاخته ی بخشینه ای، نخستبن

بررسی کلمه initial

صفت ( adjective )
• : تعریف: of the beginning; first.
مترادف: first, original, primary
متضاد: final, last, latter, terminal
مشابه: beginning, germinal, inaugural, incipient, introductory, maiden, opening, primal, prime, starting

- My initial impression of him was favorable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] نخستین احساس من نسبت به او مساعد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] تصور اولیه من از او مطلوب بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Our initial meeting took place in Vienna.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] جلسه اولیه ما در وین برگزار شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] جلسه اولیه ما در وین برگزار شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
اسم ( noun )
(1) تعریف: (usu. pl.) the first letters in a person's name.
مشابه: character, mark, monogram

- The artist put her initials at the bottom of the painting.
ترجمه کاربر [ترجمه هیوا] هنرمند حرف اول اسمش را پایین نقاشی قرار داده است
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] هنرمند حروف اول اسم او را در ته نقاشی قرار داده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] هنرمند، انتصابات خود را در انتهای نقاشی قرار داده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: the first letter of a word.
مشابه: character, letter

- The first word of each line started with the same initial.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اولین کلمه هر سطر با همان اولیه شروع شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اولین کلمه هر خط با همان اولیه شروع شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: initials, initialing, initialed
مشتقات: initially (adv.)
• : تعریف: to mark with one's initials.
مشابه: mark, monogram, sign, undersign

- You'll need to initial the document in these two places.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] باید این سند را در این دو مکان مشخص کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] شما باید سند را در این دو مکان اولیه قرار دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه initial در جمله های نمونه

1. initial conditions
ترجمه (ریاضی) شرایط آغازی،شرایط اولیه

2. the initial letter of your name
ترجمه نخستین حرف نام شما

3. the initial stage of a disease
ترجمه مرحله‌ی آغازین بیماری

4. to initial the minutes of a meeting
ترجمه صورتجلسه را پاراف کردن

5. what was his initial reaction?
ترجمه واکنش نخستین او چه بود؟

6. in the beginning he lost money, but he finally retrieved his initial capital
ترجمه در آغاز ضرر کرد ولی در پایان سرمایه‌ی اولیه‌ی خود را دوباره به دست آورد.

7. The initial talks were the base of the later agreement.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مذاکرات اولیه اساس توافق بعدی بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مذاکرات اولیه اساس توافقنامه بعدی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. My initial reaction was to refuse.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اولین واکنش من این بود که رد کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]واکنش اولیه من رد شدن بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. It is the initial preparation that takes the time.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این آماده‌سازی اولیه است که زمان می‌برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آماده سازی اولیه است که طول می کشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The initial response has been encouraging.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]واکنش اولیه دلگرم‌کننده بوده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پاسخ اولیه تشویق شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The initial talks were the base of the later.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مذاکرات اولیه پایه و اساس مذاکرات بعدی بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مذاکرات اولیه پایه بعد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. My initial surprise was soon replaced by delight.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اولین غافلگیری من به زودی با خوشحالی جایگزین شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تعجب اولیه من به زودی توسط لذت جایگزین شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. We've sorted out the computer system's initial problems.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما مشکلات اولیه سیستم کامپیوتری را دسته‌بندی کرده‌ایم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما مشکلات اولیه سیستم کامپیوتر را مرتب کرده ایم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The initial stimulus came from a letter in the newspaper.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انگیزه اولیه از نامه‌ای در روزنامه منتشر شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محرک اولیه از یک نامه در روزنامه آمده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. After the initial surprise I got to like the place.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد از یه سورپرایز اولیه که از اونجا اومدم بیرون
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از تعجب اولیه، من دوست دارم محل
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The court's initial verdict in the police officers' trial set off serious riots.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حکم اولیه دادگاه در محاکمه افسران پلیس باعث آغاز شورش‌های جدی شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حکم اولیه دادگاه در دادگاه مأموران پلیس باعث شورش های جدی شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. His initial surge of euphoria was quickly followed by dismay.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]احساس خوشحالی اولیه او به سرعت و با دست‌پاچگی دنبال شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ابتدا اوج هیجانی را به سرعت از ناامیدی پیروی کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. It takes a while to recoup the initial costs of starting up a business.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کار مدتی طول می‌کشد تا هزینه‌های اولیه راه‌اندازی یک کسب‌وکار را جبران کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای به دست آوردن هزینه های اولیه برای راه اندازی یک کسب و کار، برای مدتی طول می کشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

19. The initial reaction has been excellent.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]واکنش اولیه عالی بوده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]واکنش اولیه بسیار عالی بوده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف initial

اولین قسمت (اسم)
initial
ابتدایی (صفت)
abecedarian , elementary , primary , initial , preliminary , rudimentary , infantile
اصلی (صفت)
elementary , primary , initial , aboriginal , primitive , main , original , principal , basic , net , genuine , prime , essential , head , organic , arch , inherent , intrinsic , innate , fundamental , cardinal , immanent , normative , germinal , first-hand , seminal , ingrown , quintessential , primordial
بدوی (صفت)
initial , rudimentary , primitive , germinal , seminal , incipient
اولین (صفت)
initial , headmost , initiatory
اول (صفت)
initial , prime
نخستین (صفت)
primary , initial , prime , premier , premiere , incipient
اغازی (صفت)
initial , initiative
واقع در اغاز (صفت)
initial
اغاز کردن (فعل)
initial , set , tee off , begin , commence , inchoate , inaugurate , incept , initiate , sparkplug
در اغاز قرار دادن (فعل)
initial
پاراف کردن (فعل)
initial , sign , paraph

معنی عبارات مرتبط با initial به فارسی

(ریاضی) شرایط آغازی، شرایط اولیه
هزینه نخستین، هزینه ابتدائی
نخستین اقدام، نهضت اول، پیشقدمی
الفبای آموزشی آغازین (وات های ساده شده ی زبان انگلیسی که برای یادگیری نوآموزان تدوین شده است)

معنی initial در دیکشنری تخصصی

initial
[کامپیوتر] حرف اول کلمه
[برق و الکترونیک] اولیه
[مهندسی گاز] اولیه
[بهداشت] آغازگر
[حقوق] پاراف کردن، اولیه، مقدماتی
[نساجی] ابتدا - در ابتدا -اولیه
[ریاضیات] اولیه
[عمران و معماری] کاهش اولیه
[زمین شناسی] کاهش اولیه
[آب و خاک] تلفات نخستین، کاهش اولیه
[حسابداری] بکارگیری برای اولین بار (اولیه)
[ریاضیات] خطوط آغازی و پایانی
[کامپیوتر] فونت پایه آغازی
[ریاضیات] جواب شدنی پایه آغازین
[نساجی] حمام اولیه
[خودرو] نقطه جوش اولیه
[عمران و معماری] نقطه آغاز جوشش
[مهندسی گاز] دمای جوشابتدائی
[ریاضیات] متغیر های کراندار اولیه (آغازین)
[نساجی] شانه اولیه
[عمران و معماری] شرط اولیه
[ریاضیات] شرط آغازی
[کامپیوتر] حرف درشت اول پاراگراف .

معنی کلمه initial به انگلیسی

initial
• beginning letter of a person's first name; first letter (as of a word); enlarged or ornamented letter at the beginning of a chapter
• sign using the first letter or letters of a name
• placed at the beginning, first
• you use initial to describe something that happens at the beginning of a process.
• initials are the capital letters which begin each word of a name.
• when someone initials a written agreement or treaty, they put their initials on it to show that they approve of it before agreeing to sign it formally and make it binding.
initial agreement
• preliminary settlement
initial an accord
• sign an agreement with one's initials
initial condition
• beginning requirement
initial psychotechnic grading
• grade given to candidates for national security service based on the results of psychometric examinations
initial public offer
• first offering to the public of a company's shares on the stock market, ipo
initial screening
• preliminary selection of candidates, initial evaluation
initial state
• beginning stage, first condition
initial velocity
• speed of a object at the point in time when its speed is first measured

initial را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

فیض ١٠:٣٢ - ١٣٩٧/٠٤/٢٥
مشخص کردن
|

سجاد مصلحی ٠٠:١٦ - ١٣٩٧/٠٥/٠٢
نخستین - اولیه - آغازین
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی initial
کلمه : initial
املای فارسی : اینیتیل
اشتباه تایپی : هدهفهشم
عکس initial : در گوگل


آیا معنی initial مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )