برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1315 100 1

initiatory

/ɪˈnɪʃiːəˌtɔːriː/ /ɪˈnɪʃɪətərɪ/

معنی: اولین، دخولی، واقع در اول، وابسته به ایین دخول
معانی دیگر: آغازین، مقدماتی، اولیه، به عنوان معرفی، معارفه ای

بررسی کلمه initiatory

صفت ( adjective )
(1) تعریف: serving to begin or introduce; initial; introductory.

(2) تعریف: used in or serving as an initiation; initiating.

واژه initiatory در جمله های نمونه

1. In the condition that there are some initiatory information elements, it can utilize fully the parallel, feedback and the high solving efficiency.
[ترجمه ترگمان]در شرایطی که برخی عناصر اطلاعات initiatory وجود دارد، می‌تواند به طور کامل از بازخورد، بازخورد و کارایی بالای حل استفاده کند
[ترجمه گوگل]در شرایطی که برخی از عناصر اطلاعات ابتکاری وجود دارد، می تواند به طور کامل از موازی، بازخورد و کارایی بالا حل شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Conclusion Chemokine MCP - 1 might play an initiatory role in the course of EAN.
[ترجمه ترگمان]نتیجه‌گیری chemokine MCP - ۱ ممکن است نقش initiatory را در دوره of ایفا کند
[ترجمه گوگل]نتيجه گيري: Chemokine MCP-1 ممكن است نقشي ابتكاري در دوره EAN داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Some initiatory testing results show that the investigation and related results obtained are of significance to improve the performance of the mass flowmeter.
[ترجمه ترگمان]برخی نتایج آزمایش initiatory نشان می‌دهد که تحقیقات و نتایج مربوط به به‌دست‌آمده از اهمیت برای بهبود عملکرد جریان سنج جمعی برخوردار هستند
[ترجمه گوگل]برخی از نتایج آزمایش اولیه نشان می دهد که تحقیقات و نتایج مرتبط به دست آمده برای بهبود عملکرد جریان جرمی مهم است
[ترجمه شما] ...

مترادف initiatory

اولین (صفت)
initial , headmost , initiatory
دخولی (صفت)
initiatory
واقع در اول (صفت)
initiatory
وابسته به ایین دخول (صفت)
initiatory

معنی عبارات مرتبط با initiatory به فارسی

ایین دخول کسی در انجمنی با دستور ویژه

معنی کلمه initiatory به انگلیسی

initiatory
• introductory, initial, beginning, opening; serving to initiate, pertaining to an initiation

initiatory را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یوسف صابری
وابسته به آیین تشرفی
Initiation آیین تشرف

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی initiatory
کلمه : initiatory
املای فارسی : اینیتیتری
اشتباه تایپی : هدهفهشفخقغ
عکس initiatory : در گوگل

آیا معنی initiatory مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )