برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1282 100 1

injure

/ˈɪndʒər/ /ˈɪndʒə/

معنی: اسیب زدن، ازار رساندن
معانی دیگر: (صدمه ی جسمی وارد آوردن) گزند رساندن، صدمه زدن، آسیب رساندن، مصدوم کردن، زخمی کردن، (احساسات یا غرور و غیره) جریحه دار کردن، آزردن، لطمه زدن، خسارت وارد آوردن، زیان زدن، اجحاف کردن به، ناروا کردن، ستم کردن، اسیب زدن به، ازار رساندن به

بررسی کلمه injure

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: injures, injuring, injured
مشتقات: injurer (n.)
(1) تعریف: to impair; harm; damage; wound.
مترادف: damage, hurt, wound
متضاد: aid
مشابه: abuse, affect, bruise, cripple, disable, harm, impair, lame, maim, mangle, punish, strain, weaken

- He injured his opponent in the fight.
[ترجمه ترگمان] او حریف خود را در جنگ زخمی کرد
[ترجمه گوگل] او حریف خود را در جنگ زخمی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I injured my back when I lifted that box.
[ترجمه امین جهانگرد] وقتی جعبه رو بلند کردم به کمرم صدمه زدم
|
[ترجمه ترگمان] وقتی اون جعبه رو برداشتم به پشتم صدمه زدم
[ترجمه گوگل] وقتی جعبه را برداشتم مجبور شدم مجروح شوم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The complaints to the newspaper injured the reputation of the business.
...

واژه injure در جمله های نمونه

1. cigarets can injure your health
سیگار می‌تواند به تندرستی شما صدمه بزند.

2. You do not go out to injure opponents.
[ترجمه ترگمان]شما برای زخمی کردن مخالفان بیرون نخواهید رفت
[ترجمه گوگل]شما نمی توانید به مخالفان آسیب برسانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This incident could seriously injure the company's reputation.
[ترجمه ترگمان]این حادثه می‌تواند به طور جدی به شهرت شرکت آسیب برساند
[ترجمه گوگل]این حادثه می تواند شهرت شرکت را به شدت آسیب برساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This could seriously injure the company's reputation.
[ترجمه ترگمان]این مساله می‌تواند به طور جدی به شهرت شرکت آسیب برساند
[ترجمه گوگل]این می تواند شهرت شرکت را به طور جدی آسیب برساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It is not lawful to kill or injure a pet animal.
[ترجمه ترگمان]کشتن یا زخمی کردن یک حیوان خانگی مجاز نیست
[ترجمه گوگل]قانونی نیست که یک حیو ...

مترادف injure

اسیب زدن (فعل)
blemish , hurt , injure
ازار رساندن (فعل)
incommode , hurt , torture , molest , injure , plague

معنی injure در دیکشنری تخصصی

[حقوق] متضرر ساختن، لطمه زدن، صدمه زدن

معنی کلمه injure به انگلیسی

injure
• hurt; wound; insult, offend; damage
• if you injure someone, you damage a part of their body.
injure feelings
• hurt (someone's) feelings, offend

injure را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

دانیال
زخمی شدن در جنگ
GG
صدمه دیدن ،زخمی شدن
Roya
اسیب زدن یا اسیب وارد کردن زخمی کردن
tinabailari
صدمه زدن به ، آسیب رساندن به
he said that working too hard was injuring his health
او گفت که کار کردن بیش از حد به سلامتی اش صدمه می زند🍤
ریاضی 74

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی injure
کلمه : injure
املای فارسی : اینجوره
اشتباه تایپی : هدتعقث
عکس injure : در گوگل

آیا معنی injure مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )