انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 898 100 1

بررسی کلمه inland

صفت ( adjective )
• : تعریف: of, concerning, or situated in the part of a country or region away from seacoasts or in the interior.
متضاد: coastal
مشابه: interior
قید ( adverb )
• : تعریف: in, to, or toward the interior of a country or region.

- The explorer led his men inland.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] کاوشگر افراد خود را به سوی خشکی هدایت کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اکسپلورر منجر مردانش به داخل کشور شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
اسم ( noun )
• : تعریف: the interior of a country or region, away from seacoasts and other borders.
متضاد: coast
مشابه: interior

واژه inland در جمله های نمونه

1. inland waterways
ترجمه آبراه‌های درونبومی

2. the island's inland
ترجمه درونبوم (سرزمین‌های داخلی) جزیره

3. the road extends several miles inland
ترجمه جاده چندین مایل در خشکی ادامه دارد.

4. We travelled further inland the next day.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روز بعد به خشکی بیشتر سفر کردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روز بعد بیشتر در داخل کشور سفر کردیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. There are interesting hikes inland, but most ramblers stick to the clifftops.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در داخل کشور افزایش جالبی وجود دارد، اما اغلب ramblers ها به the ها پایبند هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جغرافیایی جالب در داخل کشور وجود دارد، اما اکثر رامبلیک ها به clifftops می آیند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The vast majority live further inland.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اکثریت قریب به اتفاق در خشکی زندگی می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اکثریت قریب به اتفاق بیشتر در داخل کشور زندگی می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The mountains are five miles inland.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کوه‌ها در فاصله پنج مایلی داخل خشکی قرار دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کوه ها پنج مایلی در داخل است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. At this point, the coast road turns inland for several miles.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در این نقطه، جاده ساحلی چندین مایل به طرف خشکی حرکت می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در این نقطه، جاده سواحل برای چندین کیلومتر به زمین می آید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The economy of the inland towns and cities of our country also develops rapidly in recent years.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اقتصاد شهرهای داخلی و شهرهای کشور ما نیز در سال‌های اخیر به سرعت رشد می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اقتصاد شهرها و شهرهای داخلی کشور ما نیز در سال های اخیر به سرعت در حال توسعه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. What they owe to the Inland Revenue is small fry compared to the overall £ 2 million debt.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آنچه که آن‌ها به درآمد داخلی بدهکار هستند، در مقایسه با بدهی کلی ۲ میلیون‌دلاری، کوچک است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنچه که آنها به درآمد داخلی می پردازند سرخ کوچک است در مقایسه با کل بدهی £ 2،000،000
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The town lies a few kilometres inland.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شهر در چند کیلومتری خشکی قرار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شهر چند کیلومتر در داخل است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Pollution was carried inland by the wind.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آلودگی توسط باد به داخل کشور حمل می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آلودگی به واسطه باد بوجود می آمد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. We went twenty kilometers inland,(sentence dictionary) up the river.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما بیست کیلومتر در خشکی پیش رفتیم و (فرهنگ لغت زندان)را از رودخانه بالا بردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما رفتیم بیست کیلومتری داخلی، (فرهنگ لغت جمله) تا رودخانه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. In the Balearics pockets of rural life and inland villages are undisturbed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در مناطق Balearics زندگی روستایی و روستاهای inland دست‌نخورده باقی مانده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در دهکده های Baleares جاده های زندگی روستایی و روستاهای داخلی درهم آمیخته اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The Black Sea is a large inland sea.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دریای سیاه یک دریای داخلی بزرگ است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دریای سیاه دریای بزرگ است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف inland

داخله (اسم)
inland
درون مرزی (قید)
inland
درون کشور (قید)
inland

معنی عبارات مرتبط با inland به فارسی

حقوقی که از بازرگانی دردرون کشور گرفته میشود، گمرک داخلی
کشتی رانی در رودخانه ها
رجوع شود به: inside passage
مالیات درونی یا داخلی
دریای درونبوم (شاخه ای از اقیانوس آرام که توسط جزایر ژاپنی هونشو و کیوشو و شیکوکو احاطه شده است)

معنی inland در دیکشنری تخصصی

[آب و خاک] درون خشکی
[حقوق] برات داخلی (براتی که در داخل کشور صادر شده و در همانجا قابل پرداخت باشد)
[حسابداری] هزینه حمل داخلی

معنی کلمه inland به انگلیسی

inland
• interior part of a country located away from the sea or the borders
• of or pertaining to the interior part of a country, located in the interior part of a country
• in or toward the interior part of a country
• inland means away from the coast of a country.
inland dune
• mound of sand located away from the sea, sand dune that is not near the sea shore
inland revenue
• in britain, the inland revenue is the government authority which collects income tax and some other taxes.

inland را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی inland

آرمین مظاهری ١١:٤٨ - ١٣٩٦/١٢/٠١
به طرف خشکی
|

nafad ١٢:٥٥ - ١٣٩٧/١٢/١٠
not near the sea
|

ebitaheri@gmail.com ٠١:١٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٥
درون سرزمین
|

پیشنهاد شما درباره معنی inland



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی inland
کلمه : inland
املای فارسی : اینلند
اشتباه تایپی : هدمشدی
عکس inland : در گوگل


آیا معنی inland مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )