انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 994 100 1

inn

تلفظ inn
تلفظ inn به آمریکایی/ˈɪn/ تلفظ inn به انگلیسی/ɪn/

معنی: منزل، کاروانسرا، خان، مسافرخانه، مهمانخانه
معانی دیگر: (در اصل) مسکن، زیستگاه، هتل، متل، مهمانسرا (به ویژه اگر در کنار جاده باشد و خوراک و نوشابه هم داشته باشد)، رستوران، میخانه، (انگلیس) خانه ی دانشجویی (رجوع شود به: inns of court)، رودخانه ی این (که از سوئیس سرچشمه می گیرد و به دانوب می ریزد)، درمسافرخانه جادادن، مسکن دادن

بررسی کلمه inn

اسم ( noun )
(1) تعریف: a small hotel that caters especially to travelers.
مترادف: hostel, hostelry, lodge
مشابه: boardinghouse, caravansary, flophouse, hospice, hotel, khan, motel, pension, tavern

- They stayed two nights at a charming inn by the lake.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دو شب در مسافرخانه زیبا کنار دریاچه ماندند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها دو شب در یک مجتمع جذاب توسط دریاچه ماندند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a bar or restaurant.
مترادف: bar, tavern
مشابه: alehouse, bistro, cabaret, caf�, coffee shop, honky-tonk, lodge, pub, restaurant, roadhouse, saloon

واژه inn در جمله های نمونه

1. a motor inn
ترجمه مسافرخانه‌ی اتومبیل سواران

2. this is the inn where i dig
ترجمه این مهمان‌سرایی است که من در آن اقامت می‌کنم.

3. a dingy room in an inn in the south of the city
ترجمه یک اتاق کثیف در یک مسافر خانه‌ی جنوب شهر

4. in the precincts of the inn
ترجمه در حوالی مسافرخانه

5. I shall lodge at the inn for two nights.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من دو شب در مسافرخانه اقامت خواهم کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من باید در دوازده شب به مسافرت بپیچم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. We spent the night at the village inn.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شب را در مسافرخانه دهکده سپری کردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما شب را در خانه روستا گذراندیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The car pulled up outside the inn.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اتومبیل از مسافرخانه بیرون آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماشین خارج از خانه بیرون رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The awful food at the inn disgusted us.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]غذای وحشتناکی که در میهمان خانه بود ما را از هم جدا کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]غذای افتضاح در مسافرخانه ما را ناراحت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. We stayed in a small village inn, right off the map.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما در یک مسافرخانه کوچک دهکده توقف کردیم، درست از روی نقشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در یک مجتمع دهکده کوچک ماندیم، درست نقشه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. A shuttle bus runs frequently between the Inn and the Country Club.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک اتوبوس شاتل به طور مکرر بین \"مسافرخانه\" و \"باشگاه کانتری\" حرکت می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اتوبوس شاتل بین مسافرخانه و کلاب کشور به طور مرتب اجرا می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Tarry awhile at this charming country inn.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مدتی در این مسافرخانه فریبنده کوچک درنگ کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای مدت زمان زیادی در این کشور جذاب کشور بمانید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The inn is picturesquely situated on the banks of the river.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مسافرخانه picturesquely است که در ساحل رودخانه قرار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مسافرخانه به زیبایی در کنار رودخانه واقع شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The Holiday Inn provided the venue for this year's conference.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مسافرخانه هالیدی این محل را برای کنفرانس امسال فراهم کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Holiday Inn محل برگزاری کنفرانس امسال را ارائه داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The inn gift shop stocks quality Indian crafts and sundries.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ویترین مغازه هدیه فروشی و صنایع دستی هندی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فروشگاه مغازه هدیه فروشگاه با کیفیت صنایع دستی هند و انواع
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. We're staying at the Holiday Inn.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما در هالیدی این هتل اقامت داریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در Holiday Inn ماندنی هستیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The tourists will tarry at an inn.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The در مسافرخانه اقامت می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گردشگران در یک کاروانسرا ساکن خواهند شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف inn

منزل (اسم)
house , abode , accommodation , apartment , hearth , dwelling , habitation , lodging , lodge , destination , hospice , inn , caravan-serai , halting place
کاروانسرا (اسم)
caravansary , inn , caravan-serai , public house
خان (اسم)
chamber , caravansary , inn , caravan-serai , khan , thane
مسافرخانه (اسم)
inn , hotel , motel , lodging house
مهمانخانه (اسم)
inn , public house , hotel , lodging house

معنی عبارات مرتبط با inn به فارسی

بمعر­ فروش گذاشتن

معنی کلمه inn به انگلیسی

inn
• motel, small hotel, hostel, public house which rents rooms to travelers and others
• an inn is a small hotel or a pub; an old-fashioned word.
inn river
• river in switzerland austria and germany which source is situated in the swiss alps
comfort inn
• international network of moderately-priced hotels
days inn
• worldwide network of budget and moderately-priced hotels
fairfield inn
• american network of budget motels
hampton inn
• network of budget motels located primarily in the united states
holiday inn
• worldwide network of hotels and resorts
quality inn
• international network of moderately-priced hotels
red roof inn
• network of budget hotels and motels in the united states
residence inn
• network of suite hotels in the united states canada and mexico (designed for long-term business travelers)
tulip inn
• worldwide network of hotels

inn را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی inn

reza m ٢٠:٣٥ - ١٣٩٧/٠٧/٠٧
اقامتگاه بین راهی
|

ebitaheri@gmail.com ١٣:٣٤ - ١٣٩٧/١١/١٧
منزلگاه
|

پیشنهاد شما درباره معنی inn



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی inn
کلمه : inn
املای فارسی : این
اشتباه تایپی : هدد
عکس inn : در گوگل


آیا معنی inn مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )