انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 892 100 1

بررسی کلمه innovation

اسم ( noun )
(1) تعریف: a new method, approach, idea, or the like.
مشابه: introduction, originality, wrinkle

(2) تعریف: the act of proposing or implementing such a new method or the like.

واژه innovation در جمله های نمونه

1. this innovation brought him fame and fortune
ترجمه این نوآوری برایش شهرت و ثروت آورد.

2. We must encourage innovation if the company is to remain competitive.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر شرکت همچنان رقابتی باقی بماند، ما باید نوآوری را تشویق کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما باید نوآوری را تشویق کنیم اگر این شرکت رقابتی باقی بماند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Too strict a regulatory system will stifle innovation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک سیستم نظارتی بیش از حد بر نوآوری غلبه خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیستم نظارتی بیش از حد شدید نوآوری را خفه می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Technical innovation is instrumental in improving the qualities of products.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نوآوری فنی ابزاری برای بهبود کیفیت محصولات است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نوآوری فنی به بهبود کیفیت محصولات کمک می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Innovation distinguishes between a leader and a follower. Steve Jobs
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ابتکار بین رهبر و پیرو تمایز قایل می‌شود استیو جابز
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نوآوری وجه تمایز بین یک رهبر و یک پیرو است استیو جابز
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The mass movement for technical innovation is vigorously forging ahead in the factory.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حرکت جمعی برای نوآوری‌های فنی به شدت در کارخانه پیش می‌رود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جنبش تودهای برای نوآوری های تکنولوژیکی به شدت در کارخانه پیش می رود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Copernicus justified his innovation by citing respected authorities.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کوپرنیک ابداع خود را با اشاره به مقامات محترم توجیه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کوپرنیک نوآوری خود را با اشاره به مقامات محترم توجیه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Mathematical astronomy was the great innovation by the Greeks of the 5th century BC.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ستاره‌شناسی ریاضی توسط یونانیان قرن پنجم پیش از میلاد ابداع شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اخترشناسی ریاضی نوآوری بزرگ یونانیان قرن پنجم قبل از میلاد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He's already finished with that item of innovation and is now flying at higher game.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در حال حاضر با آن مورد از نوآوری تمام شده‌است و اکنون در حال پرواز به سمت بازی بالاتر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در حال حاضر با این مورد از نوآوری به پایان رسید و در حال حاضر در بازی بالاتر پرواز می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Capitalism stresses innovation, competition and individualism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سرمایه‌داری بر نوآوری، رقابت و فردگرایی تاکید می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سرمايه داری بر نوآوری، رقابت و فردگرايی تأکيد دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Technical innovation may occur directly in the factory.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نوآوری فنی ممکن است مستقیما در کارخانه رخ دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نوآوری فنی می تواند به طور مستقیم در کارخانه رخ دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. An enterprise should encourage innovation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک شرکت باید نوآوری را تشویق کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک شرکت باید نوآوری را تشویق کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Good management should be an instrument for innovation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مدیریت خوب باید ابزاری برای نوآوری باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مدیریت خوب باید ابزار نوآوری باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Increasing technological application and innovation in manufacturing industries result in more specialisation and distribution of processes on a global scale.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]افزایش کاربرد فن‌آوری و نوآوری در صنایع تولیدی منجر به تخصص بیشتر و توزیع فرآیندها در مقیاس جهانی می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افزایش کاربرد فناوری و نوآوری در صنایع تولیدی منجر به تخصص و توزیع فرایندها در مقیاس جهانی می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف innovation

تغییر (اسم)
change , shift , alteration , conversion , variation , mutation , commutation , fluctuation , innovation , vicissitude
ابداع (اسم)
authorship , innovation , introduction , novation
بدعت (اسم)
innovation
نو اوری (اسم)
innovation
چیز تازه (اسم)
innovation , novelty

معنی innovation در دیکشنری تخصصی

[صنعت] نوآوری - بکارگیری افکار و اندیشه های نو حاصل از خلاقیت را نوآوری گویند.
[ریاضیات] ابداع، نو آوری

معنی کلمه innovation به انگلیسی

innovation
• introduction of something new; change, new method or practice
• an innovation is a new thing or new method of doing something.
• innovation is the introduction of new things or new methods.

innovation را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی innovation



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی innovation
کلمه : innovation
املای فارسی : ایننوتین
اشتباه تایپی : هددخرشفهخد
عکس innovation : در گوگل


آیا معنی innovation مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )