برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1285 100 1

instead of

/ˌɪnˈstedʌv/ /ɪnˈstedɒv/

معنی: بجای، مقابل، بعوض
معانی دیگر: در عوض، به جای، بعو­

بررسی کلمه instead of

عبارت ( phrase )
• : تعریف: in place of.

- time instead of money
[ترجمه ابولفضل] زمان در عوض پول
|
[ترجمه ترگمان] زمان به جای پول
[ترجمه گوگل] زمان به جای پول
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه instead of در جمله های نمونه

1. Mr. Lee, instead of the manager, is in charge of this.
[ترجمه ترگمان]آقای لی، به جای مدیر، مسئول این قضیه است
[ترجمه گوگل]آقای لی، به جای مدیر، مسئول این امر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He used a knife instead of chopsticks.
[ترجمه ترگمان] به جای چوب از چاقو استفاده کرد
[ترجمه گوگل]او از چاقو به جای چپستیک استفاده کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Instead of catching fish,all he fished out was an old boot.
[ترجمه ترگمان]به جای گرفتن ماهی، تنها یک پوتین کهنه ماهیگیری بود
[ترجمه گوگل]به جای ابتلا به ماهی، همه چیز که او اختراع کرد، یک بوت قدیمی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Let's reason the matter out instead of quarreling.
[ترجمه ترگمان]بهتر است به جای درگیری، موضوع را حل کنیم
[ترجمه گوگل]بیایید دلیل این موضوع را عوض کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف instead of

بجای (حرف اضافه)
for , instead of
مقابل (حرف اضافه)
instead of
بعوض (حرف اضافه)
with , instead of

معنی instead of در دیکشنری تخصصی

instead of
[ریاضیات] بجای، در عوض

معنی کلمه instead of به انگلیسی

instead of
• in place of

instead of را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سجاد مصلحی
به جایِ - در عوضِ - به جای اینکه
nasrin
در عوض آن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی instead of
کلمه : instead of
املای فارسی : اینستید اوف
اشتباه تایپی : هدسفثشی خب
عکس instead of : در گوگل

آیا معنی instead of مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )