برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1273 100 1

instinctively


بغریزه، ازروی غریزه، بطور غیر ارادی، خودبخود، ازروی شعوریافراست

واژه instinctively در جمله های نمونه

1. i instinctively blinked to avoid the bright light
برای احتراز از نور شدید به طور غریزی چشم برهم زدم.

2. Every man feels instinctively that all the beautiful sentiments in the world weigh less than a single lovely action. James Russell Lowell
[ترجمه ترگمان]هر کس به طور غریزی احساس می‌کند که تمام احساسات زیبایی در جهان کم‌تر از یک عمل دوست‌داشتنی است جیمز راسل لوول
[ترجمه گوگل]هر مردی غریزی احساس می کند که همه احساسات زیبا در جهان کمتر از یک عمل دوست داشتنی است جیمز راسل لول
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. As he leaned towards her she instinctively recoiled.
[ترجمه ترگمان]وقتی به سمت او خم شد به طور غریزی خود را عقب کشید
[ترجمه گوگل]همانطور که او به سمت او فرود آمد، او به طور غریزی به زمین افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I acted instinctively because I had been trained and drilled to do just that.
[ترجمه ترگمان]از روی غریزه عمل کردم چون تربیت شده‌بودم و این کار را کردم
[ترجمه گوگل]من به طور غریزی عمل کرد، زیرا برای انجام این کار آموزش داده شده و حفاری شده بودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه instinctively به انگلیسی

instinctively
• naturally, spontaneously, intuitively, automatically

instinctively را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی حسین اسفند زاد
احساسی- بدون تفکر
رئیس علی دلواری
به طور غریضی
زینب امینائی
واضح، روشن
Amirreza2000A
به طور غریضی و فطری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی instinctively
کلمه : instinctively
املای فارسی : اینستینکتیولی
اشتباه تایپی : هدسفهدزفهرثمغ
عکس instinctively : در گوگل

آیا معنی instinctively مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )