برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1273 100 1

insurance policy

واژه insurance policy در جمله های نمونه

1. Buy an insurance policy that covers accidental damage .
[ترجمه ترگمان]یک سیاست بیمه‌ای بخرید که آسیب‌های اتفاقی را پوشش می‌دهد
[ترجمه گوگل]خرید یک بیمه نامه که آسیب تصادفی را پوشش می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. If you have a query about your insurance policy, contact our helpline.
[ترجمه ترگمان]اگر شما پرس و جو درباره سیاست بیمه خود دارید، با خط تلفنی ما تماس بگیرید
[ترجمه گوگل]اگر پرس و جو در مورد بیمه شما دارید، با خط تلفن ما تماس بگیرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A blanket insurance policy insures a car against all kinds of accidents.
[ترجمه ترگمان]یک سیاست بیمه برای هر نوع تصادف اتومبیل را تضمین می‌کند
[ترجمه گوگل]یک پیمان بیمه پتروشیمی یک ماشین را در برابر همه تصادفات بیمه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I have also taken out a life insurance policy on him just in case.
[ترجمه ترگمان]من همچنین یک سیاست بیمه عمر در مورد او در مورد او انجام دادم
[ترجمه گوگل]من هم ...

معنی insurance policy در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] بیمه نامه
[حقوق] بیمه نامه
[حسابداری] بیمه نامه عمر

معنی کلمه insurance policy به انگلیسی

insurance policy
• contract with an insurance company guaranteeing compensation in case of loss or damage
• an insurance policy is a written agreement which you sign in order to insure someone or something.

insurance policy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عباس نعمتی فر
بیمه نامه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی insurance policy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )