انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1101 100 1

intact

تلفظ intact
تلفظ intact به آمریکایی/ˌɪnˈtækt/ تلفظ intact به انگلیسی/ɪnˈtækt/

معنی: کامل، بی عیب، دست نخورده، سالم، صدمه ندیده
معانی دیگر: بی کم و کاست، صحیح و سالم، بی عیب و نقص

بررسی کلمه intact

صفت ( adjective )
مشتقات: intactness (n.)
• : تعریف: remaining complete, whole, or undamaged; not changed or impaired.
متضاد: broken, damaged, damaged
مشابه: entire, sound, unabridged, unbroken, whole

- The car was intact after the accident.
ترجمه کاربر [ترجمه رسول احمدي] خودرو پس از تصادف سالم بود.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ماشین بعد از تصادف دست‌نخورده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این خودرو پس از حادثه به حالت عادی بازگشته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه intact در جمله های نمونه

1. our monetary reserves are still intact
ترجمه ذخایر پولی ما هنوز دست نخورده باقی مانده‌اند.

2. despite the accident, the contents of the box remained intact
ترجمه علیرغم تصادف،محتویات جعبه صدمه ندید.

3. Only the medieval tower had remained intact .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تنها برج قرون‌وسطی دست‌نخورده باقی مانده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تنها برج قرون وسطی باقی مانده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The castle has remained intact over the centuries.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قلعه در طول قرن‌ها دست‌نخورده باقی مانده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قلعه در طول قرن ها دست نخورده باقی مانده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. She emerged from the scandal with her reputation intact.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او با شهرتش از رسوایی بیرون آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از رسوایی با شهرتش دست نخورده به وجود آمد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. His honor remained intact.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شرافت او دست‌نخورده باقی ماند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افتخار او باقی مانده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The building survived almost intact.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ساختمان تقریبا دست‌نخورده باقی ماند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این ساختمان تقریبا نابود شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. We found the tomb perfectly intact.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] قبر رو کاملا دست‌نخورده پیدا کردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما کلبه را کاملا نابود کردیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He emerged from the trial with his reputation intact.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او با اعتبار خود از دادگاه بیرون آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از محاکمه با شهرتش دست نخورده به وجود آمد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The bones had all been preserved intact.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه استخوان‌ها دست‌نخورده مانده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]استخوانها همه سالم حفظ شده بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The glasses remained intact after being dropped.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد از اینکه از زمین افتاد، عینکش دست‌نخورده باقی ماند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عینک پس از رها شدن باقی مانده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The mill machinery is still intact.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماشین چوب‌بری هنوز دست‌نخورده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماشین آلات آسیاب هنوز دست نخورده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. This vase has been preserved intact.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این گلدان دست‌نخورده باقی مانده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این گلدان سالم حفظ شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Few buildings survived the war intact.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعداد کمی از ساختمان‌ها از جنگ سالم جان سالم به در بردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تعداد اندکی از ساختمان ها نابود شده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Most of the cargo was left intact after the explosion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اغلب این محموله پس از انفجار سالم باقی مانده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیشتر انبار پس از انفجار دست نخورده باقی مانده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف intact

کامل (صفت)
main , large , absolute , total , full , perfect , complete , thorough , exact , mature , whole , plenary , stark , orbicular , culminant , unabridged , intact , exhaustive , full-blown , full-fledged , unqualified , integral , unmitigated
بی عیب (صفت)
perfect , all right , entire , spotless , flawless , faultless , sound , blameless , intact , fault-free , unexceptionable , indefectible , point-device , serviceable
دست نخورده (صفت)
whole , entire , virgin , intact , virginal
سالم (صفت)
well , valid , whole , sound , healthy , wholesome , healthful , lucid , salubrious , hale , intact , safe and sound , in good condition , sane
صدمه ندیده (صفت)
intact , unscathed

معنی کلمه intact به انگلیسی

intact
• whole, entire; unbroken, undamaged; unscathed, inviolate; unchanged
• something that is intact is complete and has not been damaged or spoilt.

intact را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

Shirin ٢٠:١٠ - ١٣٩٧/٠٧/١٥
دست نخورده،بکر
|

Asal.D ١٢:٢٧ - ١٣٩٨/٠٥/٢١
Unbroken
|

Neda ١٣:٤٥ - ١٣٩٨/٠٩/١٢
بکر
در کنار سنگ به معنای سنگ بکر
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی intact
کلمه : intact
املای فارسی : اینتکت
اشتباه تایپی : هدفشزف
عکس intact : در گوگل


آیا معنی intact مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )