انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1099 100 1

interactive

تلفظ interactive
تلفظ interactive به آمریکایی/ˌɪntəˈræktɪv/ تلفظ interactive به انگلیسی/ˌɪntəˈræktɪv/

(تلویزیون و ویدئو و غیره: برنامه ای که تماشاگران به راه های مختلف در آن شرکت دارند و می توانند جزئیات آنرا عوض کنند) هم کنشی، فعل و انفعالی، برهم کنش ور، هم کنشی، وابسته به تاثیر متقابل، برهم کنشی، دارای تاثیر بر یکدیگر، بین هم کار کننده

بررسی کلمه interactive

صفت ( adjective )
(1) تعریف: acting or able to act with one another or upon one another.

(2) تعریف: allowing two-way communication between a computer and the person operating it.

واژه interactive در جمله های نمونه

1. an interactive t. v. program
ترجمه برنامه‌ی تلویزیونی برکنشی

2. The technology can be used to produce interactive educational programs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تکنولوژی می‌تواند برای تولید برنامه‌های آموزشی تعاملی به کار رود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این فن آوری می تواند برای تولید برنامه های آموزشی تعاملی استفاده شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. This will make videogames more interactive than ever.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کار بازی‌های ویدیویی را بیشتر از همیشه می‌سازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این باعث می شود که بازی های ویدئویی بیش از همیشه تعاملی داشته باشند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. This is an interactive museum where children can actively manipulate the exhibits.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک موزه تعاملی است که در آن کودکان می‌توانند به طور فعال این نمایشگاه را دستکاری کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک موزه تعاملی است که کودکان به طور فعال می توانند نمایشگاه ها را مدیریت کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The school believes in interactive teaching methods.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مدرسه به روش‌های تدریس تعاملی اعتقاد دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مدرسه به روش های تعاملی آموزش باور دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The psychotherapy is carried out in small interactive groups.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روان‌درمانی در گروه‌های کوچک تعاملی انجام می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روان درمانی در گروه های تعاملی کوچک انجام می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. A second analysis program for interactive use was written to provide cost estimates.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دومین برنامه تحلیل برای استفاده تعاملی برای ارایه برآورده‌ای هزینه نوشته شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک برنامه تجزیه و تحلیل دوم برای استفاده تعاملی برای ارزیابی هزینه نوشته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Look for interactive care, she says, and ask how they discipline children.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او می‌گوید که به دنبال مراقبت تعاملی هستید و بپرسید آن‌ها چطور کودکان را تربیت می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او می گوید مراقبت های تعاملی را جستجو کنید و از نحوه نظارت بر کودکان آنها بپرسید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The network will provide video-on-demand, interactive games, full-motion video, distance learning, personal communications and data network services.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شبکه به عرضه ویدیویی، بازی‌های تعاملی، ویدیو کامل، یادگیری از راه دور، ارتباطات شخصی و خدمات شبکه داده خواهد پرداخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شبکه ویدئویی بر روی تقاضا، بازی های تعاملی، ویدیو کامل حرکت، آموزش از راه دور، ارتباطات شخصی و خدمات شبکه ارائه می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The factory, an interactive site celebrating color and artistry, has two floors, with a different emphasis on each.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کارخانه که یک مکان تعاملی برای تجلیل از رنگ و هنر است، دارای دو طبقه با تاکید متفاوت روی هر کدام است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارخانه، یک سایت تعاملی که رنگ و آرمسترانت را جشن می گیرد، دارای دو طبقه است، با تاکید بر هر کدام
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Many of the technologies are being transferred from interactive television, a much-hyped offering that has not materialized.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از این تکنولوژی‌ها از تلویزیون تعاملی به خارج انتقال داده می‌شوند، و این پیشنهاد به شدت مورد توجه قرار گرفته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از فناوری ها از تلویزیون تعاملی منتقل می شوند، که یک پیشنهاد بسیار زیاد است که تحقق نیافته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. It does, however, allow complete interactive applications to be created using an extremely simple and easily mastered command set.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، این کار اجازه می‌دهد تا برنامه‌های کاربردی تعاملی کامل با استفاده از یک مجموعه دستورها بسیار ساده و آسان ایجاد شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این وجود، این اجازه می دهد تا برنامه های تعاملی کامل با استفاده از یک مجموعه فرمان بسیار ساده و به راحتی ترسیم شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The people most likely to use interactive systems may be the same ones most attracted to computers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]افرادی که به احتمال زیاد از سیستم‌های تعاملی استفاده می‌کنند ممکن است همان هایی باشند که به کامپیوتر جذب می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افرادی که احتمالا از سیستم های تعاملی استفاده می کنند، ممکن است همانهایی باشند که بیشتر رایانه ها جذب می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The interactive nature of marriage means that such actions can have escalating effects.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماهیت تعاملی ازدواج به این معنی است که چنین اقداماتی می‌تواند اثرات فزاینده‌ای داشته باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماهیت تعاملی ازدواج به این معنی است که چنین اعمال می تواند تأثیرات فزاینده ای داشته باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Molcad, an interactive graphics program for the display and manipulation of molecular structures, is now available from Tripos Associates.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Molcad، یک برنامه گرافیکی تعاملی برای نمایش و دستکاری سازه‌های مولکولی، در حال حاضر از شرکت Tripos در دسترس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Molcad، برنامه گرافیکی تعاملی برای نمایش و دستکاری ساختارهای مولکولی، اکنون از شرکت Tripos Associates در دسترس است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی interactive در دیکشنری تخصصی

interactive
[کامپیوتر] فعل و انفعالی ، محاوره ای
[برق و الکترونیک] تعاملی
[ریاضیات] محاوره ای، سؤال و جوابی
[کامپیوتر] همگردان فعل و انفعالی
[آمار] تحلیل تعاملی داده ها
[زمین شناسی] رقومی نمودن تعاملی شیوه ای از رقومی کردن که در آن ارتباط دو جانبه بین کامپیوتر و وارد کننده داده ها امکان پذیر است .
[زمین شناسی] ویرایش تعاملی شکلی از ویرایش دو جانبه که در آن نقشه ها و داده ها در طی ویرایش ، نمایش داده می شوند . بنابراین کاربر می تواند اثرات هریک از ویرایشها را در پایگاه داده ها ملاحظه کند .
[کامپیوتر] گرافیک محاوره ای ، گرافیک فعل و انفعالی ، نگاره سازی فعل و انفعالی .
[کامپیوتر] سیستم گرافیکی محاوره ای .
[زمین شناسی] سبک فعل و انفعالی وضعیت عملیات سیستم رایانهای که در آن گفتگویی بین کاربر و سیستم به صورت پرسش و پاسخ پی در پی انجام میگیرد.
[کامپیوتر] پردازش محاوره ای ، پردازش فعل و انفعالی .
[برق و الکترونیک] پردازش محاوره ای ، پردازش بر هم کنشی نوعی پردازش رایانه ای که به کاربر امکان اصلاح عملیات را در حین مشاهده ی نتایج در نقاط بحرانی می دهد .
[زمین شناسی] پردازش فعل و انفعالی الیپسویید مرجع رسمی به کار رفته برای شبکه ژیودتیک اولیه در اروپا. همچنین نگاه کنید به nad
[کامپیوتر] برنامه محاوره ای .
[پلیمر] برنامه تعاملی
[زمین شناسی] پردازش فعل و انفعالی الیپسویید مرجع رسمی به کار رفته برای شبکه ژیودتیک اولیه در اروپا. همچنین نگاه کنید به nad

معنی کلمه interactive به انگلیسی

interactive
• acting reciprocally, acting mutually; communicating (computers)
• interactive use of a computer is use in which the user and the computer communicate directly with each other by means of a keyboard and a screen; a technical term in computing.
interactive language
• programming language that allows communication and interaction between the computer and user

interactive را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

زهره ٠٠:٤٣ - ١٣٩٦/٠٥/٠٩
تعاملی
|

sadegh ٢١:٤٢ - ١٣٩٦/٠٨/٠٣
محاوره ای
|

سعید پارساپور ١٦:١٧ - ١٣٩٧/٠٥/٠٢
همکاری ، ارتباط دوجانبه، بده بستان ، آمیزشی ،
|

Yashar ٠٣:١٢ - ١٣٩٧/٠٥/٢٦
متاثر از هم
|

ایناز ١٤:٣٥ - ١٣٩٧/٠٦/٠١
سزاتد
|

موسوی ١٢:٢٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢٣
متقابل
|

مریم مولاپرست ١٣:٠٤ - ١٣٩٨/٠٩/٠٣
تعاملی
|

Mina Karimi ٢١:٥٦ - ١٣٩٨/٠٩/٠٤
تعاملی(برنامه کامپیوتری که با کاربر ارتباط برقرار می کند.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی interactive
کلمه : interactive
املای فارسی : اینترکتیو
اشتباه تایپی : هدفثقشزفهرث
عکس interactive : در گوگل


آیا معنی interactive مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )