برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1321 100 1

interesting

/ˈɪntrəstɪŋ/ /ˈɪntrəstɪŋ/

معنی: خوش مزه، مشغول کننده
معانی دیگر: جالب توجه، کنجکاوگر، گیرا، ربایا، با کشش، دلربا، شایان، اندیشگیر، تماشایی، نمید انگیز، دلچسب، بامزه، دلپسند، گیرنده

بررسی کلمه interesting

صفت ( adjective )
مشتقات: interestingly (adv.)
• : تعریف: causing attention to or concern about; provoking interest or curiosity.
مترادف: appealing, piquant, stimulating
متضاد: bland, dull, insipid, monotonous, prosaic, stodgy, tiresome, uninteresting
مشابه: absorbing, arousing, arresting, attractive, curious, engrossing, enthralling, fascinating, inspiring, inviting, provocative, riveting

- Books and movies about crime are interesting to many people.
[ترجمه ترگمان] کتاب‌ها و فیلم‌هایی درباره جنایت برای بسیاری از مردم جالب هستند
[ترجمه گوگل] کتاب ها و فیلم های مربوط به جرم برای بسیاری از مردم جالب هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She's an interesting writer whose books have been bestsellers.
[ترجمه ترگمان] نویسنده جالبی است که کتاب‌هایش bestsellers بوده‌اند
[ترجمه گوگل] او یک نویسنده جالب است که کتابهایش پرفروش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He found mathematics interesting even as a child, so it wasn't surprising that he entered that field.
[ترجمه ترگمان] او ریاضیات را حتی به عنوان یک کودک پیدا کرد، بنابراین تعجب‌آور نبود که او وارد این حوزه شد
[ترجمه گوگل] ...

واژه interesting در جمله های نمونه

1. interesting news
خبر جالب توجه

2. an interesting building
یک ساختمان جالب

3. an interesting theory that won't wash
یک تئوری جالب که قابل قبول نیست.

4. highly interesting
بسیار جالب

5. something interesting
یک چیز جالب توجه

6. a most interesting story
داستانی بسیار جالب توجه

7. he suggested interesting ideas
او نظرات جالبی را پیشنهاد کرد.

8. a peppy and interesting program
برنامه‌ای هیجان انگیز و جالب توجه

9. a quantity of interesting books
چند تا کتاب جالب

10. a wealth of interesting ideas
وفور عقاید جالب

11. she has an interesting face
او چهره‌ی گیرایی دارد.

12. she has an interesting personality
شخصیت جالب توجهی دارد.

13. this music is interesting but has no soul
این موسیقی جالب توجه است ولی روح ندارد.

14. he has ...

مترادف interesting

خوش مزه (صفت)
yummy , delicate , luscious , piquant , savory , flavorous , tasty , palatable , delicious , toothsome , zesty , flavored , zestful , sapid , gustable , interesting , jestful
مشغول کننده (صفت)
interesting

معنی عبارات مرتبط با interesting به فارسی

ابستنی، حمل، حاملگی

معنی کلمه interesting به انگلیسی

interesting
• arousing curiosity, fascinating, engaging attention
• if you find something interesting, it attracts you or holds your attention.
interesting analogy
• intriguing comparison, interesting parallel
interesting peek into
• interesting look at (something)
very interesting
• extremely appealing; very fascinating

interesting را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ع
جالب
a
جالب
na
جذاب
f
جالب
Ayda
Wonderful
رز
جذاب جالب توجه اور
مهسا کاظمی
جالب.جذاب
علی
پر کشش
ملیکا
مخالفش می شه boring
مهسا
جالب
Kowsar
باحال
مهسا ک
مورد نظر
آراز فرشباف
جالب، شگفت انگیز
♥Fatemeh♥
جالب عجیب
مترادف:strange
Mmm
بیارش دیگه
faty
جالب توجه
😊😊😊MH
جذاب -گرایا
مهدی صباغ
جذاب
پُرکشش
امید
جلب کردن
PITER
جالب
Sara
جالب
Mm😘
جالب
A
متوجه کننده
Sahar
جالب
somayeh
معروف در ریاضیات
مثلا: interesting structures
ساختارهای معروف
Ghazal
خوش مزه= fun
baran
شگفت انگیز ..گیرا ..جذاب😉
Aigin
موردعلاقه
امیرحسین جلالی
علاقه داشتن، علاقه مند
مهدی
خوشمزه مخالف boring
محدثه فرومدی
درخور توجه، شایان توجه، شگفت
M
با حال،جالب
tinabailari
جالب
the new film is very interesting
فیلم جدید خیلی جالب است 🧚🏻‍♂️🧚🏻‍♂️
Amir Mahdi Amiri
مشغولی
Dddddd
شگفت انگیز
محراب
جذاب تماشایی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی interesting
کلمه : interesting
املای فارسی : اینترستینگ
اشتباه تایپی : هدفثقثسفهدل
عکس interesting : در گوگل

آیا معنی interesting مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )