انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 890 100 1

بررسی کلمه intonation

اسم ( noun )
مشتقات: intonational (adj.)
(1) تعریف: the pattern of changes in pitch of the speaking or singing voice.

- In English, rising intonation at the end of a statement usually signals a question.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] در زبان انگلیسی، ایما و اشاره در پایان یک جمله معمولا یک سوال را نشان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] به زبان انگلیسی، صدای بلند شدن در پایان یک بیانیه معمولا یک سوال را نشان می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: the act or manner of speaking, esp. with regard to pitch and its reflection of meaning.
مشابه: elocution, tone

- The drama teacher had us study two actors' intonation of the same lines from Shakespeare.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] معلم درام به ما دو بازیگر از همان خطوط از آثار شکسپیر را مطالعه کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] معلم درام ما دو صدای بازیگر از همان شکسپیر ها را مطالعه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: the act or manner of producing musical tones.

- The bassoonist, whose intonation is usually perfect, was tonight consistently flat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] The، که intonation معمولا عالی است، امشب کاملا مسطح بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] فاجعه ای که تقریبا کامل بود، امشب همواره صاف بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- To play in this quartet, you will need a clarinet that allows better intonation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] برای بازی در این گروه چهار نفره، شما به کلارینت نیاز خواهید داشت که لحن بهتری داشته باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] برای بازی در این کوارتت، شما نیاز به یک کلارینت است که اجازه می دهد نوازندگی بهتر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه intonation در جمله های نمونه

1. to ask a question with a rising intonation
ترجمه با آهنگ فرازشونده پرسش کردن

2. In English, some questions have a rising intonation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در زبان انگلیسی، بعضی از سوال‌ها رو به افزایشی دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به زبان انگلیسی، برخی از سوالات دارای صدای بلند است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Questions are spoken with a rising intonation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سوا لات با لحنی که از جا بلند شده بود، سخن می‌گفتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سوالات با صدای بلند می گویند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The teacher checks for pronunciation and intonation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]معلم برای تلفظ و لحن صدا چک می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]معلم برای تلفظ و نوازش چک می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Her voice was low with a faint regional intonation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صدایش با لحن ضعیفی ضعیف بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صدای او با ضرب المثل محلی ضعیف بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The violinist had good intonation, and a wonderful pure tone.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The صدای خوبی داشت و لحن بسیار روشنی داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این ویولنیست دارای صدای خوب و صدای خالص فوق العاده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. His voice had a very slight German intonation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صدایش یک لحن تند آلمانی داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صدای او یک صدای بسیار ضعیف آلمانی داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The violin's intonation was poor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لحن ویل ون بیچاره بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صدای ویولن ضعیف بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Remember to pay ongoing attention to the intonation, and regard it as of equal importance to get right as the actual words.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به یاد داشته باشید که توجه مداوم را به لحن صدا بکنید و آن را به عنوان یک اهمیت مساوی برای درست کردن کلمات واقعی، مورد توجه قرار دهید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به یاد داشته باشید که به ذهنیت جاری توجه داشته باشید و آن را به همان اندازه اهمیت دهید تا به عنوان کلمات واقعی درست شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Another component of intonation that can be said to have grammatical significance is the choice of tone on the tonic syllable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جز دیگری از لحن گفتار که می‌توان گفت دارای اهمیت گرامری است، انتخاب تن در کلمه نیروبخش است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یکی دیگر از مولفه های اندیشه که می توان گفت که اهمیت گرامری دارد، انتخاب تن در هجا تونیک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. In speech, however, this division is marked by intonation as well as by a short pause.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال در سخنرانی، این بخش با یک لحن و نیز با یک مکث کوتاه مشخص می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، در سخنرانی، این تقسیم با نوشتار و همچنین یک مکث کوتاه نشان داده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Pay attention to your intonation and emphasis.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به لحن و تاکید خود توجه کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]توجه به ذهنیت و تأکید شما
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. No one had a problem with intonation or voice quality.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ‌کس با لحن یا لحن صدا مشکلی نداشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ کس هیچ مشکلی با صدا و صدای درخشان نداشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. This misleading view of intonation must have caused unnecessary anxiety to many learners of the language.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این دیدگاه گمراه‌کننده از لحن باید موجب اضطراب غیر ضروری بسیاری از زبان آموزان زبان شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این دیدگاه گمراه کننده در مورد صدای انفجار باید بسیاری از زبان آموزان را به اضطراب غیر ضروری تبدیل کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. There is more dicey woodwind intonation in the Eroica, and the oboe tone in the Funeral March curdles alarmingly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] Eroica dicey more woodwind intonation،، the oboe in the March curdles alarmingly alarmingly alarmingly alarmingly alarmingly alarmingly alarmingly alarmingly is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is There
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در Eroica بیشتر صدای تیزهوایی چوب درختی وجود دارد، و صدای بوی در ماه مارس مراسم تشییع جنازه مبهم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف intonation

لهجه (اسم)
accent , dialect , intonation , idiom
تلفظ (اسم)
accent , intonation , pronunciation , articulation
طرز قرائت (اسم)
accent , intonation , method of reading
اهنگ (اسم)
intonation , cadence , tune , music , air , tone , tonality , setting , melody , lilt , sonance
زیر و بمی صدا (اسم)
intonation , pitch
تکیه صدا (اسم)
intonation
بیان با الحان (اسم)
intonation

معنی عبارات مرتبط با intonation به فارسی

(زبان شناسی) الگوی آهنگ، الگوی آوازش

معنی intonation در دیکشنری تخصصی

معنی کلمه intonation به انگلیسی

intonation
• act of intoning or chanting; rise and fall of the voice in speech; production of musical tones
• your intonation is the way your voice rises and falls when you speak.

intonation را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی intonation

ebitaheri@gmail.com ٢٣:٣٠ - ١٣٩٧/٠٧/٢٥
آهنگینی

اُفت‌و‌خیز صدا
|

نگین اثباتی ٢٢:٠١ - ١٣٩٨/٠١/٢٠
اهنگ صدا
|

پیشنهاد شما درباره معنی intonation



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی intonation
کلمه : intonation
املای فارسی : اینتنتین
اشتباه تایپی : هدفخدشفهخد
عکس intonation : در گوگل


آیا معنی intonation مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )