برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1280 100 1

inundation

/ˌɪnənˈdeɪʃn̩/ /ˌɪnʌnˈdeɪʃn̩/

معنی: طغیان رود، سیل اب گرفتگی

واژه inundation در جمله های نمونه

1. Otherwise, inundation would ensue to our dismay.
[ترجمه ترگمان]در غیر این صورت سیلی به وحشت ما وارد خواهد شد
[ترجمه گوگل]در غیر این صورت، آب و هوای ناشی از ناامیدی ماست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Colonel Lewis Pick, the architect of the tribes' inundation, was the embodiment of a no-nonsense military man.
[ترجمه ترگمان]سرهنگ لو یس، معمار قبیله طغیان کرده بود، تجسمی از یک نظامی بی‌معنی بود
[ترجمه گوگل]سرهنگ لوئیس پیک، معمار انفجار قبیله، تجسم یک مرد نظامی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In Mekinock, farther to the east and south, inundation comes later in the day.
[ترجمه ترگمان]سیل در Mekinock، دورتر از شرق و جنوب، در اواخر روز طغیان می‌کند
[ترجمه گوگل]در Mekinock، دورتر از شرق و جنوب، آب و هوای بعدا در روز می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. China inundation, flood will need helicopters ! China earthquake, slurry mobile, mud flow need helicopters!
[ترجمه ترگمان]سیل چین، سیل نیاز به هلیکوپتر دارد! زلزله چین، جریان کثیف، ...

مترادف inundation

طغیان رود (اسم)
spate , inundation
سیل اب گرفتگی (اسم)
inundation

معنی inundation در دیکشنری تخصصی

inundation
[عمران و معماری] سیل - طغیان آب
[زمین شناسی] سیل ، طغیان آب
[عمران و معماری] نهر سیلابگیر
[زمین شناسی] نهر سیلابگیر

معنی کلمه inundation به انگلیسی

inundation
• flooding, deluge, overflow

inundation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
مقدار زیاد از هر چیزی که همزمان و سیل مانند وارد بشه
فواد بهشتی
مقدار یا تعداد سیل آسا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی inundation
کلمه : inundation
املای فارسی : اینوندتین
اشتباه تایپی : هدعدیشفهخد
عکس inundation : در گوگل

آیا معنی inundation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )