برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1283 100 1

invasive


هجوم کننده، مهاجم، تاخت و تاز کننده، متجاوز، تجاوز امیز، تجاوزی

بررسی کلمه invasive

صفت ( adjective )
مشتقات: invasively (adv.), invasiveness (n.)
(1) تعریف: being of the nature of an invasion.

(2) تعریف: intruding; intrusive.

- invasive surgery
[ترجمه ترگمان] عمل تهاجمی
[ترجمه گوگل] جراحی تهاجمی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه invasive در جمله های نمونه

1. One of his specialities is minimally invasive surgery.
[ترجمه محمد پارس زاده] یکی از تخصص های او جراحی با حد اقل آسیب(نوعی جراحی که وسیله کوچکی را وارد بدن کرده و با آن وسیله جراحی می کنند)است.
|
[ترجمه ترگمان]یکی از specialities کم‌ترین عمل invasive رو انجام میده
[ترجمه گوگل]یکی از تخصص های او جراحی حداقل تهاجمی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They found invasive cancer during a routine examination.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها سرطان تهاجمی را در طول یک امتحان روتین پیدا کردند
[ترجمه گوگل]آنها در معاینه معمولی سرطان تهاجمی یافتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. For all his invasive tendencies, Boswell does not tell us why Johnson needed medicine.
[ترجمه ترگمان]بازول، برای تمامی تمایلات تهاجمی خود، به ما نگفت که چرا جانسون به دارو نیاز دارد
[ترجمه گوگل]بوسول برای همه تمایلات تهاجمی اش به ما نمی گوید چرا جانسون نیاز به دارو دارد
[ترجمه شما] ترجمه صح ...

معنی کلمه invasive به انگلیسی

invasive
• intrusive; interruptive
invasive cancer
• (oncology) infiltrating cancer, cancer that begins and develops in one layer of tissue or area and is spreading to the surrounding healthy tissues
invasive treatment
• treatment which involves a surgical opening of the body (to remove, insert, etc.)
non invasive
• (of a medical procedure) that does not necessitate insertion of instruments through the skin or into the body, not penetrating the body; that does not spread to healthy tissues, not tending to spread, localized, not spreading to other parts of the body (of cancer, etc.)

invasive را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حامد نیازی
Invasive surgery
جراحی بدون ورود به بدن.
مثلا جراحی های لیزری
یا پرتوی
فواد بهشتی
تهاجمی
میثم علیزاده
هجومی، تهاجمی
مثلا جریان هجومی در مهندسی برق invasive current
ميثم عظيمي
برق زده ها
ميثم عظيمي
هجوم برق زده ها
مثل امثال لكنت زبان در سخنرايي
الهام حسینی
بیماری تهاجمی/پیشرونده
مولود
ناراحت کننده
بهمن عنایتی کاریجانی
هو
در طب ، اعمالی که حالت تهاجمی دارند مانند آندوسکپی معده( مشاهده داخل معده با لوله پلاستیکی دوربین دار و احتمالا نمونه برداری، جهت تشخیص سرطان یا تشخیص وجود باکتری به نام هلیکو باکتری پیلوری که موجب کانسر معده در دراز مدت میشود توسط پزشک متخصص بیماریهای گوارش ) .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی invasive
کلمه : invasive
املای فارسی : انوایو
اشتباه تایپی : هدرشسهرث
عکس invasive : در گوگل

آیا معنی invasive مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )