برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1350 100 1

it's about time

معنی کلمه it's about time به انگلیسی

it's about time
• finally! (used when a certain action takes longer than necessary to be completed)

it's about time را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

sali
وقتشه که انجام بشه
زمانشه که شما یا کسی کاری رو انجام بده
ایما محسنی
الان وقتشه
سید محمد هاشمی
( خودمونی) بایستی خیلی زودتر از اینا کاری انجام میشد


Websters:👇👇👇
used to say often in an annoyed way that something should have happened sooner.


�Eg: It's about time�you got here. I've been waiting for over an hour!
بایستی خیلی زودتر از اینا میومدی اینجا. یک ساعته که منتظریم

�Eg: “They're getting married.” “Well,�it's about time!”
��دارن ازدواج میکنن. بایستی خیلی زودتر از اینا ازدواج میکردن
میثم علیزاده
وقت تنگه
* وقتی می خوای به کسی بگی که هر چه زودتر انجماش بده
*----*
✅استفاده می شود برای گفتن اینکه شما فکر می کنید کسی باید چیزی رو خیلی زود انجام بده و وقتش رسیده یعنی این زمان درسته و الان وقتشه و الان زمان درستیه...!

-ترجمه ی درست معنی انگلیسی-انگلیسی
تقدیم به شما دوستداران زبان خارجه به خصوص انگلیسی🌷🌹🌺💐

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی it's about time مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )