برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1284 100 1

Journey

/ˈdʒɜːrni/ /ˈdʒɜːni/

معنی: سفر، مسافرت، سیاحت، سفر کردن
معانی دیگر: اوزار، رهنوردی، گلگشت، سیر، گذشت (از یک مرحله یا زمان و غیره به مرحله ی دیگر)، زمان سفر (از یک جا به جای دیگر)، مسافرت کردن، رهنوردیدن، اوزار کردن، گلگشت رفتن، سیاحت کردن

بررسی کلمه Journey

اسم ( noun )
حالات: journeys
(1) تعریف: a trip, usu. a lengthy one, from one place to another.
مترادف: travel, trip, voyage
مشابه: excursion, expedition, jaunt, odyssey, passage, ride, sally, tour, trek

- The ship makes the journey across the ocean in six days.
[ترجمه ترگمان] این کشتی در عرض شش روز سفر خود را از طریق اقیانوس انجام می‌دهد
[ترجمه گوگل] کشتی طی شش روز در سراسر اقیانوس سفر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Many passengers were taken ill during the journey.
[ترجمه ترگمان] بسیاری از مسافران در طی این سفر بیمار شده‌اند
[ترجمه گوگل] بسیاری از مسافران در طول سفر بیمار شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Everyone wanted to hear of their journey around the world.
[ترجمه ترگمان] همه می‌خواستند سفرشان را دور دنیا بشنوند
[ترجمه گوگل] هر کس می خواست از سفر خود در سراسر جهان بشنود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) ...

واژه Journey در جمله های نمونه

1. a journey to the furthest points of the earth
سفری به دورترین مناطق زمین

2. our journey to mashad lasted three days
سفر ما به مشهد سه روز طول کشید.

3. a journey of a thousand miles begins with the first step
(مسافرت هزار مایلی با نخستین گام آغاز می‌شود) قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود

4. a circuitous journey
مسافرت دور و دراز

5. a far journey
مسافرت دور

6. a four-hour journey
مسافرت چهار ساعته

7. a hazardous journey
سفر پرمخاطره

8. a lengthy journey
سفری طولانی

9. a long journey
یک مسافرت طولانی

10. a pedestrian journey
مسافرت پیاده

11. a perilous journey
مسافرتی خطرناک

12. a sentimental journey
یک مسافرت خیال انگیز

13. a speedy journey
مسافرت تند

14. a train journey
مسافرت با قطار

...

مترادف Journey

سفر (اسم)
expedition , progress , travel , volume , book , tour , trip , journey , voyage , campaign , junket , pilgrimage , traveling , trek
مسافرت (اسم)
travel , tour , journey , locomotion
سیاحت (اسم)
travel , tour , trip , journey
سفر کردن (فعل)
travel , peregrinate , trip , journey , voyage

معنی عبارات مرتبط با Journey به فارسی

کارگر مزدور، شاگرد وزدور، شاگرد کارگر
مزدوری، شاگردی، کارمزدی
توشه راه، توشه سفر، زاد
رویدادهای یک مسافرت، اتفاقات جزئی و گوناگون یک مسافرت
دراین موقع، دراین هنگام، این سفر

معنی کلمه Journey به انگلیسی

journey
• voyage, long trip; distance; process of progressing from on point to another
• travel, take a trip
• when you make a journey, you travel from one place to another.
• if you journey somewhere, you travel there; a literary use.
journey leg
• part of a journey, stage of a journey
journey prayer
• prayer that is said before departing on a long or dangerous journey
adventurous journey
• trip full of exciting and unusual experiences
day's journey
• distance that can be traveled in one day
night journey
• trip made at night
sabbath day's journey
• area or distance which a jew may travel on the sabbath without violating jewish law (area with a radius of 2, 000 cubits)
shank of the journey
• last major leg of a journey
take a journey
• go on a trip, make a voyage
the long journey
• crushing journey of the chinese communists under the leadership of mao tse-tung in 1934
tiring journey
• difficult voyage
went on a journey
• went on a long trip, left on a voyage to far away lands

Journey را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

amirali
travel
Nayyer shirmohammadiyan
مسیر
آذر
سیر و سلوک
y.j
مسافرت _سیر و سفر
A
Travel بهتره
علی قناد
سفر - مسافرت
Ho3in
Travel
سهری
مسافرت طولانی
مثل سفر دور اروپا
پژمان ز
مثال : سیر و سلوک حماسیepic journey
FR
جابجایی، انتقال
Aida
سیر و سفر کردن،سفر دور
Aida
منتقل شدن از جایی به جایی
Hamed
ماجراجویی
سفر
Matin
سفر، مسافرت
a trip, esp one over a great distance
مرتضی
سفر علمی
سارا
اگ به UKبخواييم
تعريفش ميشه
travel intresting
tinabailari
have a nice journey and look after yourself
سفر خوبی داشته باشی و مراقبت خودتان باش 🚟

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی journey
کلمه : journey
املای فارسی : جورنی
اشتباه تایپی : تخعقدثغ
عکس journey : در گوگل

آیا معنی Journey مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )