برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1285 100 1

jabber

/ˈdʒæbər/ /ˈdʒæbə/

معنی: ورد، گپ، سخن تند و ناشمرده، چکچکی، وراجی کردن
معانی دیگر: (تند و نامفهوم حرف زدن) ور زدن، زر زدن، ور ور کردن، گپ زنی، پچ پچ

بررسی کلمه jabber

فعل گذرا و ( transitive verb, intransitive verb )
حالات: jabbers, jabbering, jabbered
• : تعریف: to speak or make sounds like speech quickly or at length but without making sense; babble.
مترادف: babble, gabble, prattle
مشابه: blather, chatter, chipper, drivel, gibber, patter

- The little girl was jabbering happily and pouring "tea" for her stuffed animals.
[ترجمه ترگمان] دختر کوچک با خوشحالی حرف می‌زد و برای حیوانات stuffed چای می‌ریخت
[ترجمه گوگل] دختر کوچک خوش شانس بود و ریختن چای برای حیوانات پر شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
مشتقات: jabberingly (adv.), jabberer (n.)
• : تعریف: speech or a sound like speech that makes no sense; babble; gibberish.
مترادف: babble, gabble, gibber, gibberish, gobbledygook, nonsense
مشابه: abracadabra, bilge, blather, bosh, bunk, chatter, drivel, flummery, hogwash, jabberwocky, jargon, mumbo jumbo, patter, piffle, poppycock, prattle, rubbish, twaddle

واژه jabber در جمله های نمونه

1. Listen to the jabber of those monkeys.
[ترجمه ترگمان]به حرفه‌ای اون میمون‌ها گوش کن
[ترجمه گوگل]گوش دادن به جبر این میمون ها
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I can not remember us jabber of journos enjoying a joke more.
[ترجمه ترگمان]یادم نمی‌آید که از شوخی کردن یک شوخی دیگر لذت می‌بردم
[ترجمه گوگل]من نمی توانم به ما یاد بدهیم که از journos لذت بردن از شوخی بیشتر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There was the jabber of a car horn in his ear.
[ترجمه ترگمان]صدای بوق ماشین در گوشش می‌پیچید
[ترجمه گوگل]جبر ماشین شاخ در گوش او بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Jabber all you want in about 30 seconds my associates from paradis falls will join us.
[ترجمه ترگمان]تمام کاری که شما در حدود ۳۰ ثانیه وقت دارید، associates از آبشار paradis به ما ملحق خواهند شد
[ترجمه گوگل]Jabber همه شما می خواهید در حدود 30 ثانیه همکاران من از بهشت ​​به به ما خواهد پیوست
[ترجمه شما] ...

مترادف jabber

ورد (اسم)
abracadabra , formula , epode , jabber , mumbo jumbo , slogan
گپ (اسم)
jabber , chat , gabble , carboy , chit-chat
سخن تند و ناشمرده (اسم)
jabber , gibber
چکچکی (اسم)
jabber , wheatear , stone-chat
وراجی کردن (فعل)
jabber , chaffer , blab , verbalize , yak , claver , gabble , rattle , prate , yaup , yawp

معنی کلمه jabber به انگلیسی

jabber
• chatter; babble, incoherent speech, gibberish
• chatter, prattle; mumble, babble, speak incoherently
• someone who is jabbering is talking very quickly and excitedly; an informal word.

jabber را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرزاد یوسف زاده
تف دادن (چرت و پرت)
فرزاد یوسف زاده
سر هم کردن
مرجان میری لواسانی
یاوه گویی
چرت و پرت
وراجی
سخن نامفهوم
سخن جویده جویده
عامیانه : وِر وِر ، زِر زِر ، وَنگ وَنگ
Shirinbahari
تند تند حرف زدن و چرت و پرت گفتن
he jabbered away to his friends

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی jabber
کلمه : jabber
املای فارسی : جببر
اشتباه تایپی : تشذذثق
عکس jabber : در گوگل

آیا معنی jabber مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )