برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1290 100 1

jailer

/ˈdʒeɪlər/ /ˈdʒeɪlə/

معنی: زندانیان
معانی دیگر: jailor زندانیان

بررسی کلمه jailer

اسم ( noun )
• : تعریف: one responsible for the maintenance and security of a jail.

واژه jailer در جمله های نمونه

1. The jailer did violence to prisoners.
[ترجمه ترگمان]پاسبان به زندانیان خشونت و خشونت داده بود
[ترجمه گوگل]زندانی به زندانیان خشونت آمیز داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Tradition is a guide and not a jailer. W. Somerset Maugham
[ترجمه ترگمان]سنت یک راهنما است و نه زندانبان دبلیو سامرست Maugham
[ترجمه گوگل]سنت راهنمای و نه زندانی است W Somerset Maugham
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The provodnik, my jailer, showed a young bearded man into my compartment.
[ترجمه ترگمان]زندانبان گفت: پاسبان، زندانبان من، یک مرد ریشو را به کوپه من نشان داد
[ترجمه گوگل]پروندنیک، زندانی من، مرد جوان ریشو را به محوطه من نشان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The jailer caned the man.
[ترجمه ترگمان]پاسبان مرد را کتک زد
[ترجمه گوگل]زندانی این مرد را می کشاند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف jailer

زندانیان (اسم)
jailer , jailor

معنی عبارات مرتبط با jailer به فارسی

معنی کلمه jailer به انگلیسی

jailer
• jail keeper, one who is in charge of a jail or a section of a jail; one who imprisons another (also jailor)
• a jailer is a person in charge of a jail; an old-fashioned word.

jailer را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رئیس علی دلواری
زندان بان
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
someone who is in charge of guarding a prison or prisoners
میلاد علی پور
زندان بان، مسئول زندان، افسر زندان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی jailer
کلمه : jailer
املای فارسی : جیلر
اشتباه تایپی : تشهمثق
عکس jailer : در گوگل

آیا معنی jailer مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )