برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1290 100 1

jargon

/ˈdʒɑːrɡən/ /ˈdʒɑːɡən/

معنی: اصطلاحات مخصوص یک صنف، لهجه خاص، سخن دست و پا شکسته
معانی دیگر: (زبان حرفه ای یا محلی یا بیگانه که برای شنونده نامفهوم و عجیب و غریب می نماید) زبان بیگانه، زبان فنی، زبان زرگری، سخن نامفهوم، زبان نامفهوم، (زبان یا گویشی که از آمیختن چند زبان یا گویش باشد) زبان آمیخته، جارگن، (از ریشه ی فارسی: زرگون) سنگ زرگون بی رنگ یا خاکستری (رجوع شود به: jargoon) (zircon هم می نویسند)، سخن بی معنی

بررسی کلمه jargon

اسم ( noun )
• : تعریف: technical or specialized words or language, as of a science or profession, sometimes considered to be unnecessary or confusing.
مترادف: cant, idiom, lingo
مشابه: argot, parlance, patois, patter, definition 2: any confusing, pretentious, or meaningless words or language; gibberish. This paragraph is full of jargon and really isn't saying anything.synonyms: gibberish, gobbledygook, mumbo jumbo, patter

- To be a successful lawyer you have to know all the legal jargon.
[ترجمه ترگمان] یه وکیل موفق باشی باید همه اصطلاحات حقوقی رو بدونی
[ترجمه گوگل] برای داشتن یک وکیل موفق باید تمام اصطلاحات قانونی را بدانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- "A can of corn" is baseball jargon for a fly ball that is easy to catch.
[ترجمه ترگمان] \"یک تکه از ذرت\"، اصطلاحات حرفه‌ای بیسبال برای توپ مگس است که گرفتن آن آسان است
[ترجمه گوگل] 'می توان از ذرت' نام تجاری بیس بال برای یک توپ پرواز است که آسان است برای گرفتن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- This paragraph is full of jargon and really isn't saying anything.
[ترجمه ترگمان] این مقاله پر از اصطلاحات عامیانه است و واقعا چیزی نمی‌گوید
[ترجمه گوگل] این پاراگر ...

واژه jargon در جمله های نمونه

1. lawyer's jargon
زبان حرفه‌ای وکلای دادگستری،اصطلاحاتی که وکلا به کار می‌برند

2. i did not understand her scientific jargon
زبان تخصصی علمی او را نفهمیدم.

3. He always speaks in obscure legal jargon.
[ترجمه ترگمان]همیشه با اصطلاحات حقوقی نامفهوم حرف می‌زند
[ترجمه گوگل]او همیشه در واژگان مبهم قانونی صحبت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Can you help me translate this legal jargon into plain English?
[ترجمه ترگمان]می‌توانید به من کمک کنید که این اصطلاحات حقوقی را به انگلیسی ساده ترجمه کنم؟
[ترجمه گوگل]آیا می توانید به من کمک کنید که این اصطلاح حقوقی را به زبان انگلیسی ساده ترجمه کنم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The jargon in his talk was opaque to me.
[ترجمه ترگمان]حرف‌های نامفهوم او مات و مبهوت شده بود
[ترجمه گوگل]اصطلاحات در بحث او به من مبهم بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She uses so much jargon I can never understand her explanati ...

مترادف jargon

اصطلاحات مخصوص یک صنف (اسم)
jargon
لهجه خاص (اسم)
jargon
سخن دست و پا شکسته (اسم)
jargon

معنی عبارات مرتبط با jargon به فارسی

زبان زرگری شنوک (آمیزه ای از زبان های شنوک و انگلیسی و فرانسه و برخی زبان های سرخپوستی دیگر - سابقا بین سرخپوستان غرب امریکای شمالی رایج بود)

معنی jargon در دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] زبان فنی - واژه ای فنی مربوط به یک صف ،تجارت یا حرفه . - زبان فنی .
[زمین شناسی] ژارگون - سیستم تبلور : کوادراتیک - رده بندی: سیلیکات - جلا: شیشه ای - الماسی – چرب - نوع سختی: ترد - ژیزمان : کمیاب ; در آبرفت های سری لانکا ، تایلند ، بیرمانی و برزیل - خواص شیمیایی : به سختی در HF - H2SO4 و HCl حل می شود. - ترکیب شیمیایی : ZrO2=67.01% SiO2=32.99% و ادخال هایU-Th- H2O )مالاکون - سیرتولیت) Y-Nv )نائژیت) HF )آلویت) و عناصر ردیاب(اویمالیت) - رنگ کانی :سبز تیره - بی رنگ - رنگ خاکه : سیاه - تفاوت با کانی های مشابه : سختی - چگالی - واکنش های شیمیایی - اشعه X - تشابه کانی شناسی :گزنوتیم - توریت - گارنت - پاراژنز : - بیوتیت- آمفیبول- کوارتز- گارنت - منشا تشکیل :ماگمایی - دگرگونی - پگماتیتی - رسوبی - آبرفتی – متامیکتایتی - شکل بلورها: منشوری - بی پیرامیدال – ایزومتریک - محل پیدایش:روسیه - نام آن از واژه فرانسوی یارگون اخذ شده است.
[ریاضیات] زبان نامفهوم
[کامپیوتر] لغات فنی مربوط به رشته کامپیوتر

معنی کلمه jargon به انگلیسی

jargon
• professional vocabulary, words used by a specific group or profession; gibberish, unintelligible words or writing; pidgin, language which has been corrupted or simplified from its original form; colorless or smoky kind of zircon
• jargon consists of words and expressions that are used in special or technical ways by particular groups of people.
chinock jargon
• pidgin language of the pacific northwest (usa) which is comprised of a combination of indian languages from that region with french and english
professional jargon
• vocabulary common to people of a specific work field

jargon را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mohsen
اصطلاحات مخصوص یک صنف.
لهجه خاص
جلال نجاریزدی
زبان صنفی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی jargon
کلمه : jargon
املای فارسی : جرگن
اشتباه تایپی : تشقلخد
عکس jargon : در گوگل

آیا معنی jargon مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )