برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1352 100 1

jeopardize

/ˈdʒepərˌdaɪz/ /ˈdʒepədaɪz/

معنی: بخطر انداختن
معانی دیگر: به خطر انداختن، به مخاطره انداختن، jeopard بخطر انداختن

بررسی کلمه jeopardize

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: jeopardizes, jeopardizing, jeopardized
• : تعریف: to cause to be in danger or at risk; imperil.
متضاد: safeguard
مشابه: compromise, endanger, imperil, peril, risk, venture

- This scandal is jeopardizing her position in the company.
[ترجمه فواد بهمنی] این تهمت موقعیت او را در شرکت به خطر می اندازد.
|
[ترجمه ترگمان] این رسوایی موقعیت اون رو به خطر میندازه
[ترجمه گوگل] این رسوایی موقعیت او را در شرکت به خطر می اندازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- If you fail chemistry this year, you will jeopardize your chances of getting into medical school.
[ترجمه milad] اگه امسال شیمی رو بیفتی، شانست برای ورود به دانشکده‌ی پزشکی به خطر میفته.|
[ترجمه ترگمان] اگر در سال جاری شیمی را شکست دهید شانس خود برای وارد شدن به مد ...

واژه jeopardize در جمله های نمونه

1. Soldiers jeopardize their lives in war.
سربازان در جنگ جانشان را به خطر می اندازند

2. Mr. Marcos revised his opinion of police officers after two of them had jeopardized their lives to save his drowning child.
آقای مارکوش بعد از اینکه دو پلیس زندگی خود را برای نجات جان فرزندش که در حال غرق شدن بود به خطر انداختند,در طرز فکر خود نصبت به افسران پلیس تجدید نظر کرد

3. Though it jeopardized his chance for a promotion, Mr. Rafael ventured to criticize his boss.
آقای رافائل جرات انتقاد از رئیس خود را داشت گرچه اینکار احتمال ارتقا او را به خطر می انداخت

4. don't jeopardize your future!
آینده‌ی خود را به خطر میانداز!

5. His foolish behaviour may jeopardize his whole future.
[ترجمه ترگمان]رفتار احمقانه او می‌تواند آینده او را به خطر بیندازد
[ترجمه گوگل]رفتار احمقانه او می تواند آینده اش را به خطر بیاندازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He would never do anything to jeopardize his career.
[ترجمه ترگمان]اون هیچ وقت کاری نمی کنه که شغلش رو به خطر بندازه
[ترجمه گوگل]او هرگز کاری را انجام نخواهد داد تا کار خود را به خطر بیاندازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف jeopardize

بخطر انداختن (فعل)
risk , hazard , jeopardize , imperil , jeopard

معنی کلمه jeopardize به انگلیسی

jeopardize
• endanger, imperil, put at risk, place in danger; compromise the safety or security of; compromise the success of (also jeopardise)
• if you jeopardize a situation, you do something that may destroy or damage it.
jeopardize one's life
• endanger one's life, put one's life at risk

jeopardize را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد علی پور
در معرض خطر قرار گرفتن/دادن، ریسک کردن
امین زارعی
put (someone or something) into a situation in which there is a danger of loss, harm, or failure.
"a devaluation of the dollar would jeopardize New York's position as a financial centre"
در خطر افتادن، در معرض خطر قرارگرفتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی jeopardize
کلمه : jeopardize
املای فارسی : جئوپردیز
اشتباه تایپی : تثخحشقیهظث
عکس jeopardize : در گوگل

آیا معنی jeopardize مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )