انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 893 100 1

بررسی کلمه joystick

اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) the control stick of an airplane, or any similar controlling device.

واژه joystick در جمله های نمونه

1. The puzzle supports mouse, joystick or keyboard and has four levels of difficulty, giving hours of fun for all ages.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این معما از موس، joystick و یا صفحه‌کلید پشتیبانی می‌کند و چهار سطح مشکل دارد و برای همه سنین یک ساعت سرگرم‌کننده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این پازل از ماوس، جوی استیک یا صفحه کلید پشتیبانی می کند و دارای چهار سطح دشواری است که ساعت ها سرگرم کننده برای تمام سنین می باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Waggle the joystick like mad to move the bird upwards, get off and work your way up to the ghost.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]joystick را مثل دیوانه‌ها به سمت بالا هدایت می‌کند تا پرنده را به طرف بالا حرکت دهد، بلند شود و به طرف روح برود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جی سیتی را مانند انگشتان خود بچرخانید تا پرنده را به سمت بالا حرکت دهید، بیرون بروید و راه خود را به روح برسانید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Keyboard, mouse and joystick are supported, but every now and then the planes seem to do their own thing!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صفحه‌کلید، موس و joystick پشتیبانی می‌شوند، اما هر از گاهی به نظر می‌رسد که هواپیماها کار خود را انجام می‌دهند!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صفحه کلید، ماوس و جوی استیک پشتیبانی می شوند، اما هر زمان که هواپیما به نظر می رسد، کار خود را انجام می دهد!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Trouble is, the joystick response and running speed makes Lucy's clapped out Fiat look positively lightning-paced!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مشکل این است که واکنش joystick و سرعت دویدن باعث می‌شود که لوسی در فیات که به سرعت در حال قدم زدن است دست بزند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مشکل این است، پاسخ جوی استیک و سرعت در حال اجرا باعث می شود لوسی با صدای رعد و برق خیره به نظر می رسد!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Keyboard or joystick are your choices of control.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صفحه‌کلید یا joystick، انتخاب شما از کنترل است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صفحه کلید یا جوی استیک انتخاب شما از کنترل است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Breath-taking flight simulation puts you at the joystick from biplane to helicopter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شبیه‌سازی پرواز برای پرواز، شما را در فرمان هواپیما از biplane به هلیکوپتر قرار می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شبیه سازی پرواز نفوذ می کند شما را در جوی استیک از بیوپلا تا هلیکوپتر قرار می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Release the fire button before the joystick and the angle increases to 70 degrees, which is great for crosses.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دکمه آتش را قبل از فرمان فرمان رها کنید و زاویه تا ۷۰ درجه افزایش می‌یابد، که برای صلیب بسیار عالی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دکمه آتش را قبل از جوی استیک باز کنید و زاویه را تا 70 درجه افزایش دهید، که برای صلیب ها عالی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. At the bottom is a thumb-operated, miniature joystick flanked by two buttons.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در پایین یک فرمان کوچک عمل می‌کند که توسط دو تکمه صورت می‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در پایین یک جوی استیک مینیاتوری با انگشت شست با دو دکمه قرار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Players manipulate characters on the screen using a joystick.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بازیکنان با استفاده از فرمان هواپیما، خطوط روی صفحه را دستکاری می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازیکنان با استفاده از یک جوی استیک شخصیت ها را روی صفحه نمایش می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Players use a haptic device such as a joystick to control the game.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بازیکنان از یک دستگاه لمسی مانند یک فرمان برای کنترل بازی استفاده می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازیکنان از یک دستگاه لمسی مانند یک جوی استیک برای کنترل بازی استفاده می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Use your mobile keypad or joystick to control the cross hairs of your gun and press 5 / joystick to shoot down the enemy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از صفحه‌کلید موبایل خود استفاده کنید و یا برای کنترل موهای متقابل توپ خود و فشار ۵ \/ joystick برای ضربه زدن به دشمن استفاده کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از صفحه کلید تلفن همراه یا جوی استیک خود برای کنترل موهای متقاطع تفنگ خود استفاده کنید و 5 / جوی استیک را برای شلیک دشمن فشار دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Joystick with control keys and speed control system. Multi functional and comprehensive CMM operation unit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]joystick با سوئیچ کنترل و سیستم کنترل سرعت واحد عملیات CMM چند وظیفه‌ای و جامع
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جوی استیک با کلید های کنترل و سیستم کنترل سرعت واحد عملیاتی چندمنظوره و جامع CMM
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The joystick on the XS 202 is not horrible, but it's harder to navigate through large collections with.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فرمان فرمان در صفحه ۲۰۲ وحشتناک نیست، اما عبور از مجموعه‌های بزرگ با آن سخت‌تر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جوی استیک در XS 202 وحشتناک نیست، اما از طریق مجموعه های بزرگ با استفاده از آن حرکت سخت تر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Joystick control makes operating easy and comfortable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کنترل joystick باعث راحتی و راحتی کار می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کنترل جوی استیک آسان و راحت کار می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Designed with guide wheel and joystick, it is labor saving and easy to control.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این دستگاه با هدایت فرمان و فرمان هواپیما طراحی شده‌است که برای کنترل کردن و کنترل آن آسان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طراحی شده با چرخ راهنمای و جوی استیک، صرفه جویی در کار و کنترل آسان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی joystick در دیکشنری تخصصی

joystick
[کامپیوتر] دسته ی بازی ( ژوئیستیک ) ابزار ورودی به کامپیوتر که در زمان بازیهای کامپیوتری بسیار کار است . دسته ی بازی دارای یک دسته است که به جهات مختلفی اشاره می ند . از آنجا که کامپیوتر می تواند تشخیص دهد که دسته ی بازی به چه جهتی اشاره می کند . این ابزار را می توان برای کنترل حرکات اشیای نمایش داده شده بر روی صفحه کامپیوتر به کار برد . - دسته فرمان ، سکان هدایت
[برق و الکترونیک] فرمان ، دسته ی بازی کنترل جابجایی دو - محوری توسط اهرم یا توپ . برای قرار دادن یک وسیله یا باریکه ی الکترونی در موقعیت xy مناسب در حال حاضر به عنوان یک وسیله ی جانبی مشهور در بازیهای الکترونیکی مبتنی بر ریز پردازنده ها شناخته می شود .
[زمین شناسی] دسته فرمان،دستگاه تعیین موقعیت با حداقل دو درجه آزادی.
[ریاضیات] دسته ی فرمان
[کامپیوتر] سکان هدایت مطلق .
[کامپیوتر] سکان هدایتی با سرعت ثابت حرکت مکان نما .

معنی کلمه joystick به انگلیسی

joystick
• lever used to control the movements of an airplane or other vehicle; lever by which certain actions are performed (computers)
• the joystick is a lever in an aeroplane which the pilot uses in order to control the direction or height of the aeroplane.
• a joystick is a lever attached to a computer, which you use to play certain types of computer games.

joystick را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی joystick

ᴍᴏʀᴛᴇᴢᴀ ٠٠:٣١ - ١٣٩٦/٠٢/١٠
اشاره گر
|

ebitaheri@gmail.com ٠٩:٥١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٥
اهرم ، اهرم بازی ، اهرم فرمان ، اهرم هدایت
|

پیشنهاد شما درباره معنی joystick



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی joystick
کلمه : joystick
املای فارسی : جویستیک
اشتباه تایپی : تخغسفهزن
عکس joystick : در گوگل


آیا معنی joystick مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )