برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1351 100 1

judgeship

/ˈdʒədʒˌʃɪp/ /ˈdʒədʒˌʃɪp/

معنی: قضاوت، منصب قضا
معانی دیگر: (مقام یا مسئولیت یا دوران تصدی قاضی) قاضی گری، شغل قضاوت، دوران قضاوت، کادیکی

واژه judgeship در جمله های نمونه

1. finally, he rose to the dignity of a judgeship
بالاخره به مقام رفیع قضاوت ارتقا یافت.

مترادف judgeship

قضاوت (اسم)
witting , sentence , adjudication , verdict , judgeship , view
منصب قضا (اسم)
judgeship

معنی کلمه judgeship به انگلیسی

judgeship
• position or duties of a judge

judgeship را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی judgeship
کلمه : judgeship
املای فارسی : جودگشیپ
اشتباه تایپی : تعیلثساهح
عکس judgeship : در گوگل

آیا معنی judgeship مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )