انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 930 100 1

بررسی کلمه jumbo

اسم ( noun )
حالات: jumbos
• : تعریف: (informal) something that is very large.
مترادف: behemoth, colossus, giant, leviathan, monster
مشابه: Brobdingnagian, titan
صفت ( adjective )
• : تعریف: very large.
مترادف: Brobdingnagian, colossal, cyclopean, enormous, gargantuan, giant, gigantic, huge, mammoth, monstrous, prodigious, stupendous, titanic, tremendous
مشابه: big, herculean, large, oversize

- jumbo olives
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] زیتون‌های jumbo:
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] زیتون جومبه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه jumbo در جمله های نمونه

1. jumbo jet
ترجمه هواپیمای بزرگ،گت جت

2. Jumbo jets somehow lack the glamour of the transatlantic liner.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Jumbo به گونه‌ای فاقد طلسم of اطلس هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جت های Jumbo به نحوی فاقد زرق و برق از دریچه آتلانتیک نیستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He bought a jumbo packet of washing - power.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او یک jumbo بسته از قدرت شستشو خرید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک بسته یونجه از شستن - قدرت خرید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The jumbo jet is due to fly the hostages directly back to London.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جت jumbo به دلیل پرواز مستقیم گروگان‌ها به لندن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جت جومبو به دلیل گروگان گیری مستقیم به لندن پرواز می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The jumbo jet was blasted out of the sky.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جت jumbo از آسمان منفجر شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جت جومبو از آسمان منفجر شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. I ate four jumbo sausages, a pile of water-logged mash.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]، من چهار سوسیس jumbo خوردم یه عالمه از مخلوط آب شدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من چهار سوپ سوسن، یک شمع از مخلوط آب ورودی خوردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. There were no other passengers on the jumbo.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ مسافر دیگه ای توی the نبود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ مسافر دیگری در جومفا وجود نداشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. I just traded up, discarding my old Colorado Jumbo 250 tape drive for new Colorado Jumbo 1400.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من فقط up را عوض کردم و Jumbo old Colorado را رد کردم تا به سراغ Jumbo جدید کلرادو ۱۴۰۰
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من فقط معامله شدم، درایو نوار قدیمی Colorado Jumbo 250 خود را برای Colorado Jumbo 1400 جدید از بین برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. When Boeing rolled out its first jumbo, the 74 in 196 it had been an occasion for rejoicing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی Boeing اولین jumbo را بیرون کشید، سال ۷۴ در ۱۹۶ فرصتی برای شاد شدن پیدا کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که بوئینگ نخستین خودروی خود را به بازار عرضه کرد، 74 سال در سال 196 آن فرصتی برای شادی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. No psychiatry nonsense, no mumbo jumbo about theories and the other paraphernalia of the fiction writer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نه چرت و پرت و نه مزخرفاتی که درباره نظریه‌های نویسنده و سایر وسایل نویسنده داستان‌های تخیلی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ رویکردی بی معنی، هیچ مامبویی در مورد نظریه ها و لوازم جانبی دیگر نویسنده داستان
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Meanwhile, those who observed the jumbo jet exploding say they still have vivid memories.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در خلال این مدت، کسانی که جت jumbo را دیده بودند، می‌گویند هنوز خاطرات واضحی دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در همین حال، کسانی که به دنبال انفجار جت جومبو هستند، می گویند هنوز خاطرات زنده دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. S. -made Stinger anti-aircraft missile could have downed the jumbo jet.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موشک ضد هوایی استینگر در وزیرستان جنوبی می‌توانست جت jumbo را به پایان برساند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موشک ضد موشکی Stinger که توسط S ساخته شده است می تواند هواپیمای Jumbo را کاهش دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Even eating a jumbo burrito he looked good.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] حتی خوردن \"بوریتو\" ها هم خوب به نظر میومد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حتی غذا خوردن یک جاروبرقی جومبو او خوب به نظر می رسید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. And eggs of Jumbo size may often be found in large supermarkets.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]و همچنین ممکن است در سوپرمارکت‌های خیلی بزرگ تخم‌مرغ پیدا شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و تخم مرغ از نوع Jumbo اغلب در سوپر مارکت های بزرگ یافت می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف jumbo

درشت (اسم)
lump , jumbo
ادم تنومند و بدقواره (اسم)
jumbo
جانور غولاسا (اسم)
jumbo
بزرگ (صفت)
mighty , senior , large , gross , great , numerous , extra , head , adult , major , big , dignified , grand , voluminous , extensive , massive , enormous , grave , majestic , bulky , eminent , lofty , egregious , immane , jumbo , king-size , sizable , sizeable , walloping

معنی عبارات مرتبط با jumbo به فارسی

(در برخی قبایل غرب امریکا - طلسمی که مردم را از شر بدی نجات داده و زن ها را فرمانبردار می کند) مامبوجامبو، طلسم، جادو، ورد، هرچیز ترس انگیز، هراسه، وسیله ی ارعاب و تحمیق، رسم بی معنی، سنت بیهوده، سخنان نامفهوم

معنی jumbo در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] ارابه مته بر- داربست متحرک ، درشت ، بزرگ ، آدم تنومند و بدقواره ، جانور غول آسا
[زمین شناسی] جامبودریل،چالزن مرکب مجموعه بازوی کشویی وپرفوراتورکه روی یک شاسی قابل تحرک سوارمی شوندچامبودریل می نامندکه اغلب برای حفرچال درمعادن زیرزمینی به کارمیرود.جابجایی وحفرچال این ماشین باهوای فشرده صورت میگیرد.جامبوهاقادرندتعدادی چال راهمزمان حفرکنند.لذابرای حفرچال درمقاطع بزرگ به صرفه هستند.
[معدن] جامبودریل (چالزنی)
[سینما] حلقه بزرگ (فیلم )
[زمین شناسی] ارابه مته بر(حفاری)
[زمین شناسی] چالزن مرکب،جامبو دریل مجموعه بازوی کشویی وپرفوراتورکه روی یک شاسی قابل تحرک سوارمی شوندچامبودریل می نامندکه اغلب برای حفرچال درمعادن زیرزمینی به کارمیرود.جابجایی وحفرچال این ماشین باهوای فشرده صورت میگیرد.جامبوهاقادرندتعدادی چال راهمزمان حفرکنند.لذابرای حفرچال درمقاطع بزرگ به صرفه هستند
[زمین شناسی] ارابه چالزنی مجموعه بازوی کشویی وپرفوراتورکه روی یک شاسی قابل تحرک سوارمی شوندجامبودریل می نامندکه اغلب برای حفرچال درمعادن زیرزمینی به کارمی رود.جابجایی وحفرچال این ماشین باهوای فشرده صورت می گیرد.جامبوهاقادرند تعدادی چال راهمزمان حفرکنند.لذابرای حفرچال درمقاطع بزرگ، استفاده از آنها از نظر اقتصادی مقرون به صرفه است.

معنی کلمه jumbo به انگلیسی

jumbo
• something that is very large (person, animal, thing, etc.)
• giant, huge, extremely large
• jumbo means very large; used especially in advertising.
• a jumbo or a jumbo jet is a type of large wide-bodied jet aeroplane; an informal use.
jumbo deposit
• deposit of a large sum on money (usually for the short term)
jumbo jet
• jet plane of a very large size
jumbo size
• very large size
mumbo jumbo
• if something is mumbo jumbo, it does not make any sense at all to you; an informal expression.

jumbo را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی jumbo

Mehrdad ١٥:٠٧ - ١٣٩٧/٠٤/٠١
داربست متحرک
|

پیشنهاد شما درباره معنی jumbo



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

خیری وند خلیلی منجزی > حاجی وند
یامین > راحیل
محمد > عیسی وند
افشاری > lifelong
کامیلا > کمیلا
رضاعذباشی > آگهی مکتوب
راحیل > سیرو
نگار > نارا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی jumbo
کلمه : jumbo
املای فارسی : جومبو
اشتباه تایپی : تعئذخ
عکس jumbo : در گوگل


آیا معنی jumbo مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )