برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1341 100 1

just the ticket


(عامیانه) مخ کار، چیزی که کاملا به درد می خورد

واژه just the ticket در جمله های نمونه

1. This bus could be just the ticket for a small family.
[ترجمه ترگمان]این اتوبوس می‌توانست بلیط یک خانواده کوچک باشد
[ترجمه گوگل]این اتوبوس می تواند فقط بلیط برای یک خانواده کوچک باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Sounds like just the ticket for a shady back porch, cool glass of sun tea and thou.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسه فقط بلیط برای یه ایوان پشتی پر سایه و یه لیوان چای گرم و تو
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد فقط بلیط برای یک حیاط سایه پشت، شیشه سرد از چای خورشید و تو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This was just the ticket, I thought, sitting on my canvas chair, quietly digesting my cake.
[ترجمه ترگمان]فکر کردم این فقط بلیت بود که روی صندلی برزنتی نشسته بودم و به آرامی کیکم را هضم می‌کردم
[ترجمه گوگل]این فقط بلیط بود، من فکر کردم، نشسته روی صندلی بوم من، بی سر و صدا هضم کیک من
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Adventure Aviation's'Gravity Grabber'aerobatic bi - plane trip sounded just the ticket.
[ترجمه ترگمان] ...

just the ticket را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی just the ticket
کلمه : just the ticket
املای فارسی : جاست تاه تیکت
اشتباه تایپی : تعسف فاث فهزنثف
عکس just the ticket : در گوگل

آیا معنی just the ticket مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )