برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1278 100 1

justified

بررسی کلمه justified

صفت ( adjective )
مشتقات: justifiedly (adv.)
(1) تعریف: made reasonable or excusable by demonstrated facts; warranted.
متضاد: unjustified, unwarranted

- We do not think your anger is justified.
[ترجمه احسان] فکر نمیکنیم که خشم شما موجه باشد
|
[ترجمه ترگمان] ما فکر نمی‌کنیم که عصبانیت شما توجیه شود
[ترجمه گوگل] فکر نمی کنیم که خشم شما توجیه شده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: having lines of text whose ends are aligned so as to form a straight edge and even margins.

- Columns of newsprint are justified.
[ترجمه ترگمان] ستون‌های روزنامه به درستی توجیه شده‌اند
[ترجمه گوگل] ستون های روزنامه ها توجیه می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه justified در جمله های نمونه

1. they justified every villainy in the name of patriotism
آنها هرگونه شرارت را تحت عنوان میهن پرستی توجیه می‌کردند.

2. his dishonesty justified my previous suspicions
نادرستی او سوظن‌های قبلی مرا توجیه کرد.

3. your absences are not justified
غیبت‌های شما موجه نیست.

4. The act was barely justified by the circumstances.
[ترجمه پیمان] این عمل به سختی با اتفاقات و پیشامدها توجیه میشد.
|
[ترجمه ترگمان]این عمل به زحمت توجیه می‌شد
[ترجمه گوگل]این اقدام به سختی توجیه شد شرایط
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Are you sure that these measures are justified?
[ترجمه ترگمان]آیا مطمئنید که این اقدامات توجیه شده‌اند؟
[ترجمه گوگل]آیا مطمئن هستید که این اقدامات توجیه شده است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Is he justified in all his actions?
...

معنی عبارات مرتبط با justified به فارسی

هم تراز شده از راست

معنی کلمه justified به انگلیسی

justified
• vindicated, defended, supported, substantiated; made to exactly fill a line of type (of words or letters)
• if you think that someone is justified in doing something, you think that they have good reasons for doing it.
• an action that is justified is reasonable and acceptable.
• see also justify.

justified را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فیض
موجه
a.r
معقول
قابل قبول
پذیرفته شده
adj. reasonable and acceptable; having good and valid reasons
شاهین حسینی راد
تنظیم شده
علی اللهی
قابل توجه
Zhyar
معقول
Zhyar
وقتی که کسی دلیل موجه و قابل قبول میاره

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی justified مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )