برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1283 100 1

justness


درستى، صحت، حقانیت، عدالت، حق بودن

بررسی کلمه justness

اسم ( noun )
(1) تعریف: the quality of being just or right.
متضاد: injustice

(2) تعریف: appropriateness; correctness.

واژه justness در جمله های نمونه

1. The society justness is a direct sign to measure the social rationality and advancement.
[ترجمه ترگمان]نمونه جامعه یک نشانه مستقیم برای اندازه‌گیری عقلانیت اجتماعی و پیشرفت است
[ترجمه گوگل]عدالت اجتماعی نشانه ای مستقیم برای اندازه گیری عقلانیت و پیشرفت اجتماعی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. His justness is not to be doubted.
[ترجمه ترگمان]justness نباید شک داشته باشد
[ترجمه گوگل]عدالت او تردید نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There should be an appropriate balance between justness and clarity in law interpretation.
[ترجمه ترگمان]در تفسیر قانون یک تعادل مناسب باید وجود داشته باشد
[ترجمه گوگل]تعادل مناسب بین صلاحیت و وضوح در تفسیر قانون باید وجود داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Once there isnindependence in CPA, the objectiveness and justness of the auditing results will be suspected.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که در CPA رخ داد، صحت و صحت نتایج حسابرسی مشکوک خواهد بود
[ترجمه گوگل]هنگامی که عدم وابستگی در ...

معنی کلمه justness به انگلیسی

justness
• quality of being just, equitableness, fairness; quality of being correct

justness را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرجان میری لواسانی
پارسایی
درستکاری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی justness
کلمه : justness
املای فارسی : جوستنس
اشتباه تایپی : تعسفدثسس
عکس justness : در گوگل

آیا معنی justness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )