برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1294 100 1

Keys

واژه Keys در جمله های نمونه

1. piano keys
کلیدهای پیانو

2. the keys are with arianne
کلیدها پیش آرین هستند.

3. the keys belonging to this door
کلیدهایی که به این در می‌خورند.

4. typewriter keys
دکمه‌ها (جاانگشتی‌ها)ی ماشین تحریر

5. the typewriter keys have become jammed
کلیدهای ماشین تحریر در هم گیر کرده‌اند.

6. a bunch of keys
یک دسته کلید

7. he entrusted the keys to me
او کلیدها را به من سپرد.

8. when he moved, keys jingled in his pocket
وقتی که تکان می‌خورد دسته کلیدها در جیبش جرنگ جرنگ می‌کرد.

9. a duplicate set of keys
یک جفت کلید یکجور

10. he pocketed his house keys
او کلیدهای خانه‌اش را در جیبش گذاشت.

11. the flick of typewriter keys
تلق‌تلق کلیدهای ماشین تحریر

12. where did you put those confounded keys
اون کلیدهای لعنتی را کجا گذاشتی‌؟

13. a piano keyboard has black and white keys
ردیف کلیدهای پیانو (بژنگان پیانو) کلیدهای سیاه و سفید دارد.

...

معنی عبارات مرتبط با Keys به فارسی

اختیارات کلیسای پاپ

معنی کلمه Keys به انگلیسی

arrow keys
• keys intended to move the cursor around on the screen
bunch of keys
• bundle of keys
ctrl break keys
• keys used to stop the execution of a program in dos (computers)
cursor movement keys
• keys which move the cursor around on the screen
direction keys
• arrow keys, keys which are intended to move the cursor around on the screen

Keys را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احراری
دکمه
عماد
(موسیقی) نُت ها
محمدامین
کلیدها
R
کلید ها
میتونه کلید هر چی باشه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Keys مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )