برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1276 100 1

Kindergartner

بررسی کلمه Kindergartner

اسم ( noun )
• : تعریف: one who attends kindergarten.

واژه Kindergartner در جمله های نمونه

1. A kindergartner gets caught with a butter knife in his school backpack and is expelled for carrying a concealed weapon.
[ترجمه ترگمان]یک kindergartner با چاقوی کره در کوله پشتی‌اش گیر می‌کند و برای حمل سلاح مخفی از مدرسه اخراج می‌شود
[ترجمه گوگل]یک دوستدار کودک با یک چاقوی کره در کوله پشتی مدرسه گرفتار می شود و برای حمل سلاح پنهان اخراج می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Kindergartners write in every genre imaginable.
[ترجمه ترگمان]در هر ژانری که قابل‌تصور باشد می‌نویسم
[ترجمه گوگل]Kindergartners در هر سبک قابل تصور می نویسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They ferry kindergartners from piano to karate to computer to art classes.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها kindergartners را از پیانو به کلاس هنر منتقل می‌کنند
[ترجمه گوگل]آنها کشتی های دوستدار کودکانه را از پیانو به کاراته به کلاس های کامپیوتری به هنر منتقل می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The blond kindergartner was found dead a week later, raped and suffocated.
[ترجمه ترگمان] ...

معنی کلمه Kindergartner به انگلیسی

kindergartner
• child who attends a kindergarten; teacher of a kindergarten

Kindergartner را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عباس نعمتی فر
بچه ای که به کودکستان می رود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Kindergartner مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )