برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1352 100 1

Knockdown

/ˈnɑːkˌdaʊn/ /ˈnɒkdaʊn/

معنی: ضربت موثر، مجزا
معانی دیگر: سفری، به آسانی از هم باز شونده یا جدا شونده، تاشو، جمع شدنی، از پای درآورنده، کوبنده، خرد کننده، خرد کننده سفری، جمع شدنی a knockdown table میز جدا شدنی از پای درآوردن، فرو اندازی، فرو کوبی، ضربه، مشتکاری

بررسی کلمه Knockdown

صفت ( adjective )
(1) تعریف: powerful enough to subdue something by striking it down.

- a knockdown punch
[ترجمه ترگمان] مشت کرم
[ترجمه گوگل] پانچ نابودی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: built from pieces that can be easily put together and taken apart.

- a knockdown bookcase
[ترجمه ترگمان] یک قفسه کتاب مقدس،
[ترجمه گوگل] یک کتابخانه نابودی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
(1) تعریف: an object constructed so that its parts can be easily put together and taken apart.

(2) تعریف: an overpowering blow.

(3) تعریف: the act of striking down.

(4) تعریف: a decrease, as of a rate or price.

واژه Knockdown در جمله های نمونه

1. a knockdown table
میز جدا شدنی

2. the old lady's knockdown answers amazed everyone
جواب‌های دندان‌شکن پیرزن همه را مات کرد.

3. They're selling jeans for ridiculous knockdown prices.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها شلوار جین را به خاطر قیمت‌های بسیار knockdown می‌فروشند
[ترجمه گوگل]آنها در حال فروش شلوار جین برای قیمت های مسخره مضحک هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. But there is little doubt that the knockdown had a crucial bearing on the fight.
[ترجمه ترگمان]اما شکی نیست که knockdown در جنگ نقش مهمی داشت
[ترجمه گوگل]اما کمی تردید وجود دارد که نابودی نقش مهم در مبارزه داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The second knockdown came early in round two.
[ترجمه ترگمان]شکست دوم در اوایل ساعت دو به پایان رسید
[ترجمه گوگل]دومین شکست خوردن در اوایل دور دوم بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Conversely, knockdown GRP 78 by sina sensitized ovaria ...

مترادف Knockdown

ضربت موثر (اسم)
knockdown
مجزا (صفت)
separate , discrete , distinct , disjointed , divided , segregated , knockdown

معنی کلمه Knockdown به انگلیسی

knockdown
• knockout, act of striking and causing to fall; lowering of prices; object which can be easily taken apart (for storage, etc.)
• overwhelming, amazing; easily disassembled, made to be taken apart without difficulty (for storage, shipping, etc.)
• a knockdown price is one that is a lot lower than it would be normally; an informal word.
• a knockdown argument or piece of reasoning is very strong and powerful and difficult to argue against; an informal word.

Knockdown را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
-میزان کاهش (قیمت یا نرخ)
-نزولی (قیمت یا نرخ)
سمانه محمدی
کاهش بیان ژن
علی سهل آبادی
knockdown price
قیمت های خیلی پایین( یا زمین خورده در بازار)
اصطلاحا می‌گوییم قیمت‌ها در بازار زمین خورده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی knockdown
کلمه : knockdown
املای فارسی : کنککدون
اشتباه تایپی : ندخزنیخصد
عکس knockdown : در گوگل

آیا معنی Knockdown مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )