برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1357 100 1

karen

/ˈkerən/ /ˈkærən/

کرن (نام مردمانی که در جنوب کشورهای میانمار و تایلند زندگی می کنند)، اسم خاص مونث

واژه karen در جمله های نمونه

1. Karen had seldom seen him so angry.
[ترجمه ترگمان]کارن به ندرت او را خیلی عصبانی دیده بود
[ترجمه گوگل]کارن به ندرت او را خیلی عصبانی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Karen has always felt overshadowed by her famous elder sister.
[ترجمه ترگمان]کارن همیشه در مورد خواهر بزرگ‌تر اون فکر می‌کرد
[ترجمه گوگل]کارن همیشه تحت تأثیر خواهر بزرگترش قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I'm not sure if Karen is ready for marriage yet.
[ترجمه ترگمان]مطمئن نیستم که \"کارن\" هنوز برای ازدواج آماده باشه
[ترجمه گوگل]من مطمئن نیستم که آیا Karen هنوز برای ازدواج آماده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Karen asked to see the doctor.
[ترجمه ترگمان]کارن خواست دکتر رو ببینه
[ترجمه گوگل]کارن خواست تا دکتر را ببیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی کلمه karen به انگلیسی

karen
• mongoloid people group living in burma; member of the karen; language of the karen people; female first name

karen را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

tinabailari
اسم یک شخص مذکر
when Karen arrived we were having dinner
وقتی کارن رسید ما داشتیم شام می خوردیم 📡📡
وحید پوستینی
بنظرم این اسم درباره نژاد پرست ها بکار میره

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی karen
کلمه : karen
املای فارسی : کرن
اشتباه تایپی : نشقثد
عکس karen : در گوگل

آیا معنی karen مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )