برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1332 100 1

keeper

/ˈkiːpər/ /ˈkiːpə/

معنی: بایگان، نگهدار، نگهبان، حافظ
معانی دیگر: دارنده، پاسدار، مستحفظ، گذربان، زندان بان، متصدی نگهداری جانوران باغ وحش، (انگلیس) متولی، قیم، شکاربان، میرشکار، (اسبابی که نگه می دارد) گیره، چفت

بررسی کلمه keeper

اسم ( noun )
(1) تعریف: one that keeps.
مشابه: holder, possessor

- She has always been a keeper of promises.
[ترجمه ترگمان] او همیشه یک مشت قول بوده‌است
[ترجمه گوگل] او همیشه دروازه بان وعده داده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a person responsible for care and keeping (often used in combination).
مشابه: attendant, caretaker, chaperon, conservator, custodian, guardian, possessor, protector, warden

- a beekeeper
[ترجمه ترگمان] کندو دار
[ترجمه گوگل] یک زنبورداری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- a keeper of animals
[ترجمه ترگمان] یک نگهبان حیوانات
[ترجمه گوگل] نگهدارنده حیوانات
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: a manager of a certain type of business (often used in combination).
مشابه: manager
...

واژه keeper در جمله های نمونه

1. god is my keeper
خدا نگهدار من است.

2. An old poacher makes the best keeper.
[ترجمه ترگمان]شکارچی شکارچی پیر بهترین keeper را می‌سازد
[ترجمه گوگل]یک شکارچی قدیمی، بهترین دروازه بان را می سازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The England keeper revealed some fancy footwork in the victory over Nottingham Forest.
[ترجمه ترگمان]صاحب انگلستان، footwork فانتزی را در پیروزی بر فراز ناتینگهام فارست آشکار کرد
[ترجمه گوگل]دروازه بان انگلیس در پی پیروزی در زمین ناتینگهام فارست برخی از کارهای فانتزی را به نمایش گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He found a job as a keeper.
[ترجمه ترگمان]او به عنوان یک نگهبان کار پیدا کرد
[ترجمه گوگل]او یک کار را به عنوان نگهبان یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Bob is head lion keeper at the zoo.
[ترجمه ترگمان]باب در باغ‌وحش سر شیر نگهبان است
[ترجمه گوگل]باب سر شیر دروازه بان در باغ وحش است
[ترجمه ...

مترادف keeper

بایگان (اسم)
archivist , recorder , bursar , chartulary , keeper , watchman
نگهدار (اسم)
supporter , protector , patron , backer , prop , keeper , guard , curator , stanchion , depositary , looker , watchdog
نگهبان (اسم)
guardian , warden , ward , keeper , watchman , guard , curator , sentinel , conservator , custodian , lifeguard , sentry , guardsman , watchdog
حافظ (اسم)
patron , keeper , preserver

معنی عبارات مرتبط با keeper به فارسی

گرمابه دار، حمامی
دفتردار
گاودار
دربان
شکاربان، شکارپا، قرق چی
دروازه بان، دربان
دروازه بان درفوتبال
دکان دار، صاحب دکان

معنی keeper در دیکشنری تخصصی

keeper
[عمران و معماری] بازرس - نگهبان
[فوتبال] دروازه بان
[برق و الکترونیک] نگهدارنده میله ی آهنگی یا فولادی که دو سر آهنربای دادم قرار می گیرد و در مواقع عدم استفاده از آهنربا با مدار مغناطیسی را می بندد. این کار مانع از اثر خود- مغناطیسی زدایی خطوط نشتی می شود.
[حسابداری] انباردار

معنی کلمه keeper به انگلیسی

keeper
• guard; guardian; owner of -; one who fulfills (promises, etc.); holder
• a keeper is a person who takes care of animals, for example, in a zoo.
bee keeper
• one who keeps bees for producing honey
• a bee-keeper is someone who keeps bees in order to collect the honey that they produce.
book keeper
• financial manager, one who maintains financial records
brothel keeper
• proprietor of whorehouse, proprietor of a house of prostitution
cash keeper
• bursar; person entrusted with keeping of money
diary keeper
• person who keeps and writes in a diary, diarist
lock keeper
• worker who is in charge of a lock on a waterway (canal, river, channel, etc.), lockmaster
orchard keeper
• one who is charge of caring for a tree farm
poultry keeper
• one who manages a hen house, one who raises and cares for fowl
saloon keeper
• saloon owner, manager or owner of a tavern
wicket keeper
• a wicket-keeper is the player in a cricket team who stands behind the wicket in order to stop balls that the batsman misses or to catch balls that the batsman hits.

keeper را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یییی
نگهبان-نگهدار
Henna.021
اصطلاح~she is a keeper
اون زن زندگیه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی keeper
کلمه : keeper
املای فارسی : کیپر
اشتباه تایپی : نثثحثق
عکس keeper : در گوگل

آیا معنی keeper مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )