برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1292 100 1

kilter

/ˈkɪltər/ /ˈkɪltə/

معنی: ماشین چین دهنده، کسی که لباس چین دارمیدوزد
معانی دیگر: (عامیانه) سامان، وضع خوب، انگلیس ماشین چین دهنده، مرتب

بررسی کلمه kilter

اسم ( noun )
• : تعریف: good shape or condition.

- bent out of kilter
[ترجمه ترگمان] خم شد
[ترجمه گوگل] خم شدن از کیسه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه kilter در جمله های نمونه

1. out of kilter (or off kilter)
نابسامان،خراب،به‌هم خورده

2. Her lifestyle was out of kilter with her politics.
[ترجمه ترگمان]سبک زندگی او از kilter با سیاست او خارج شده‌بود
[ترجمه گوگل]شیوه زندگی او با سیاست هایش فرق داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Pollution has thrown the Earth's chemistry out of kilter .
[ترجمه ترگمان]آلودگی، شیمی زمین را از kilter به بیرون پرتاب کرده‌است
[ترجمه گوگل]آلودگی مواد شیمیایی زمین را از بین می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The chemistry of the Earth was out of kilter, wholly unbalanced by the periodic table, and alive.
[ترجمه ترگمان]شیمی زمین از kilter خارج شده‌بود، کاملا در کنار میز متناوب، و زنده
[ترجمه گوگل]شیمی زمین بدون استیل، کاملا جدا از جدول تناوبی و زنده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The economic and the political are out of kilter; to use a homely metaphor, it is like bike gears crunching.
[ترجمه ترگمان] ...

مترادف kilter

ماشین چین دهنده (اسم)
kilter
کسی که لباس چین دارمیدوزد (اسم)
kilter

معنی عبارات مرتبط با kilter به فارسی

ترتیب، نظم، انتظام، امادگی
نابسامان، خراب، به هم خورده

معنی کلمه kilter به انگلیسی

kilter
• working order, good condition
out of kilter
• not working properly, out of order

kilter را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جهانبخش مرادی
مرتب و منظم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی kilter
کلمه : kilter
املای فارسی : کیلتر
اشتباه تایپی : نهمفثق
عکس kilter : در گوگل

آیا معنی kilter مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )