برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1321 100 1

kindly

/ˈkaɪndli/ /ˈkaɪndli/

معنی: مهربان، دلپذیر، خوش خلق، لطفا از روی مرحمت، خدا پرستانه
معانی دیگر: پر محبت، رئوف، مهرآمیز، محبت آمیز، پرمهر، دوست وار، خوشایند، مطبوع، سازگار، (قدیمی) طبیعی، ذاتی، نهادی، سرشتی، طبیعتا، خود به خود، با مهربانی، مهربانانه، رئوفانه (در برابر: با بی مهری unkindly)، لطفا، خواهشمندم، ملایم

بررسی کلمه kindly

صفت ( adjective )
حالات: kindlier, kindliest
(1) تعریف: showing or having kindness.
متضاد: atrocious, barbed, unkind, unkindly, vicious
مشابه: benevolent, friendly, good, warm-hearted

- A kindly neighbor helped her up after she'd fallen.
[ترجمه ترگمان] بعد از سقوط او، همسایه مهربانی به او کمک کرد
[ترجمه گوگل] همسایه مهربان به او کمک کرد پس از آن که افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She was kindly to all the students in her class and generously gave them extra help after school.
[ترجمه ترگمان] او با همه دانش آموزانی که در کلاسش بودند مهربان بود و سخاوتمندانه به آن‌ها پس از مدرسه کمک می‌کرد
[ترجمه گوگل] او مهربانانه به تمام دانش آموزان کلاس او بود و سخاوتمندانه پس از مدرسه به آنها کمک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: being of a mild or caring disposition.
متضاد: acrid, unkind, unkindly
مشابه: charitable, good, kind, warm-hearted

- He was a kindly man who never judged anyone unfairly.
[ترجمه ترگمان] او مردی مهربان بود که هرگز کسی را به انصاف قضاوت ...

واژه kindly در جمله های نمونه

1. kindly don't speak so loud(ly)!
خواهشمندم این قدر بلند حرف نزنید!

2. kindly refrain from smoking
لطفا از سیگار کشیدن خودداری فرمایید.

3. a kindly climate
آب و هوای مطبوع

4. a kindly old man
مرد سالخورده‌ی مهربان

5. take kindly to
با میل پذیرفتن،خوش آمدن (از چیزی)

6. homa khanum's kindly nature
سرشت پرمهر هما خانم

7. my mother's kindly smile
لبخند محبت‌آمیز مادرم

8. she spoke kindly and calmly
او با محبت و آرامی حرف می‌زد.

9. to deal kindly with others
با دیگران مهربانانه رفتار کردن

10. will you kindly put the book back on the shelf?
(آیا ممکن است) لطفا کتاب را دوباره روی تاقچه بگذارید؟

11. he treated us kindly and informally
او بدون رودرواسی و با مهربانی با ما رفتار کرد.

12. he treats others kindly
او با دیگران با مهربانی رفتار می‌کند.

13. wounds that healed kindly
زخم‌هایی که خود به خود خوب شدند

...

مترادف kindly

مهربان (صفت)
good , humane , compliant , tender , kind , friendly , affable , merciful , gentle , compassionate , complaisant , affectionate , mellow , meek , amiable , soft , benignant , big-hearted , charitable , benign , mild , gracious , placable , clement , condescending , couth , good-natured , kind-hearted , good-hearted , kindly , well-disposed , warm-hearted , obliging , open-armed , open-hearted , tender-hearted
دلپذیر (صفت)
pleasant , nice , handsome , agreeable , mellow , graceful , scrumptious , amiable , lovely , loved , bonnie , bonny , gracious , placable , euphonious , euphonic , melodic , palatable , delightful , melodious , kindly
خوش خلق (صفت)
good-tempered , kind , good-humored , good-humoured , good-natured , kindly , well-conditioned
لطفا از روی مرحمت (قید)
kindly
خدا پرستانه (قید)
kindly , sympathetically

معنی عبارات مرتبط با kindly به فارسی

معنی kindly در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] محتمل رجوع شود به Likely.

معنی کلمه kindly به انگلیسی

kindly
• gentle, good-hearted, benevolent; understanding, compassionate
• nicely, thoughtfully; graciously, considerately; warm-heartedly, sympathetically; as a matter of courtesy; please
• a kindly person is kind, caring, and sympathetic.
• if you ask someone to kindly do something, you are asking them in a way that shows your annoyance.
• see also kind.
• if someone looks kindly on something, they approve of it.
• if someone does not take kindly to something, they do not like it.
act kindly
• act in a kind way, act thoughtfully, be nice
i beg you kindly
• i earnestly request, please, i beseech you
treated him kindly
• was nice to him, treated him with respect
would you kindly
• would you be so kind as to, could you please, would you mind

kindly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Soroushgh97
از روی لطف
Yasha.d81
مهربانانه، با مهربانی
مسعود.ه.ز
Kindly yoursنامه نگاری:در آ خر نوشته نامه بجای خداحافظی برابر معنای دوستدارت(یا دوست دار تو)
الی^-^
آروم
امیررضا مبینی
ارجمندانه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی kindly
کلمه : kindly
املای فارسی : کیندلی
اشتباه تایپی : نهدیمغ
عکس kindly : در گوگل

آیا معنی kindly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )