انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 899 100 1

بررسی کلمه kitty

اسم ( noun )
حالات: kitties
• : تعریف: a kitten or cat.
مشابه: cat
اسم ( noun )
حالات: kitties
(1) تعریف: money collected from various contributors for a specific purpose, as to buy presents or pay certain expenses.

(2) تعریف: in some card games, the pot of wagers, or a special pot collected from forfeits or paid for certain unusual hands.
مشابه: bank, pool, pot

(3) تعریف: in cards, a collection of money from players' winnings to pay for refreshments or other expenses of the game.
مشابه: bank

واژه kitty در جمله های نمونه

1. You haven't put any money in the kitty for three weeks.
ترجمه کاربر [ترجمه فرنوش] شما برای سه هفته پول در صندوقچه قرار نداده اید
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو برای سه هفته هیچ پولی به گربه ندادی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما برای سه هفته پول در بچه گربه قرار نداده اید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. We all put £20 in/into the kitty to cover the cost of food.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه ما ۲۰ پوند در \/ گذاشتیم تا هزینه غذا را پوشش دهیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما همه 20 پوند را به پیتی اضافه کردیم تا هزینه غذا را پوشش دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Kitty was down on the junior typist.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کیتی با the کوچکش پایین آمده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بچه گربه ماشین تایپیست خردسال بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Kitty got totally crocked last night.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دیشب \"کیتی\" حالش خوب بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کیتی شب گذشته کاملا پوشیده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Kitty Aldridge has sacrificed all for her first film.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کیتی Aldridge برای اولین بار همه چیز را فدای او کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Kitty Aldridge همه را برای اولین فیلمش قربانی کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Each month the total prize kitty is £ 5 million.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر ماه مبلغ کل prize ها ۵ میلیون پوند است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر ماه زنانه مجموع جایزه 5 میلیون پوند است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. How much money is there left in the kitty?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چقدر پول توی پیشی مونده؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چقدر پول در بچه گربه وجود دارد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Three days into production, the kitty had run dry.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سه روز قبل از تولید، گربه خشک شده‌بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سه روز به تولید، بچه گربه خشک شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. We each put £20 in the kitty to cover the bills.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما هر یک ۲۰ پوند در the گذاشتیم تا اسکناس‌ها را بپوشاند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما هر کدام 20 پوند را در کت و شلوار برای پرداخت صورتحساب قرار دادیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. I sent a message to Kitty via her sister.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من یه پیغام به \"کیتی\" از طریق خواهرش فرستادم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من پیامی را برای کیتی از طریق خواهرش فرستادم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. 'Dearest Kitty, ' she wrote.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کیتی عزیز، کیتی عزیز
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]'عزیزم کیتی،' او نوشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. We each put 2 in the kitty, and then sent John to buy food for everybody.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما هر کدام ۲ نفر را در the گذاشتیم و بعد جان را برای خرید غذا به همه فرستادم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما هر کدام دو تا بچه داریم و سپس جان را برای خرید غذا برای همه فرستادیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Jorgan, his infant son by his wife Kitty.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Jorgan، پسرش، پسرش، کیتی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جورگان، پسر بچه اش با همسرش زن سبک و جلف
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. On an outcrop of rock, Kitty Dawson looked down on the valley for a few minutes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در بالای یک تخته‌سنگ، کیتی داوسن چند دقیقه به پایین دره نگاه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در ظاهر سنگ، کیتی داوسون چندین دقیقه در دره نگاه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف kitty

پیشی (اسم)
pussy , antecedence , precedence , priority , kitty , precedency
دختر جوان (اسم)
gill , kitty , pigeon , trull
بچه گربه (اسم)
kitty , kit , kitten
زن سبک و جلف (اسم)
kitty

معنی عبارات مرتبط با kitty به فارسی

corner cater : مورب، اریب
رجوع شود به: cater-cornered
(نام بازرگانی) مستراح گربه (جعبه ای که برای این کار ساخته شده است)

مخفف kitty

عبارت کامل: Keyboard Independent Touch Typing
موضوع: تکنولوژی
تکنولوژی جدید جهت استفاده از انگشتان به جای صفحه کلید (کیبورد)

معنی کلمه kitty به انگلیسی

kitty
• kitten; joint cash box, fund (slang); pool into which each player donates a portion of his winnings (cards)
• a kitty is an amount of money consisting of contributions from several people, which is spent on things that they will share or use together.

kitty را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی kitty

برایر بیوتی ١٦:٤٢ - ١٣٩٦/١٢/٢٥
نوعی اسم،بچه گربه
|

ebitaheri@gmail.com ٢١:٣١ - ١٣٩٨/٠١/٠٩
گربه کوچک

ناز ، ناز نازی ، ناناز
|

پیشنهاد شما درباره معنی kitty



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی kitty
کلمه : kitty
املای فارسی : کیتی
اشتباه تایپی : نهففغ
عکس kitty : در گوگل


آیا معنی kitty مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )