انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 993 100 1

Lame

تلفظ lame
تلفظ lame به آمریکایی/ˈleɪm/ تلفظ lame به انگلیسی/leɪm/

معنی: لنگ، چلاق، شل، افلیج، لنگ شدن
معانی دیگر: پای کشان، سفت و دردناک، ناموجه، ناپذیرفتنی، باورنکردنی، غیر قابل قبول، شل کردن، لنگاندن، (مجازی) لنگ کردن (کار و غیره)، آدم قدیمی مسلک، آدم محافظه کار، کهنه اندیش، صفحه ی فلزی نازک، حلبی، عاجز شدن

بررسی کلمه Lame

صفت ( adjective )
حالات: lamer, lamest
(1) تعریف: crippled or disabled, esp. in a foot or leg.
مترادف: crippled, disabled, hobbled, maimed
متضاد: able-bodied
مشابه: hamstrung

(2) تعریف: impaired or defective in movement or operation, esp. because of soreness.
مشابه: crippled, feeble, weak

(3) تعریف: weak or inadequate.
مترادف: feeble
متضاد: cunning
مشابه: flimsy, half-baked, inadequate, insufficient, thin, unsatisfactory, wanting, weak

- a lame apology
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] عذرخواهی احمقانه‌ای بود،
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] عذر خواهی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: lames, laming, lamed
مشتقات: lamely (adv.), lameness (n.)
• : تعریف: to cripple or disable.
مترادف: cripple, disable, hobble, maim
مشابه: hamstring, incapacitate, injure

واژه Lame در جمله های نمونه

1. lame excuses
ترجمه بهانه‌های باور نکردنی

2. a lame horse
ترجمه اسب شل

3. my back is lame
ترجمه پشتم گرفته و دردناک است.

4. his left leg is lame
ترجمه پای چپ او لنگ است.

5. to go (or become) lame
ترجمه شل شدن

6. If you live with a lame person, you will learn to limp.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]، اگه با یه آدم چلاق زندگی کنی تو یاد می‌گیری که شل بشی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر شما با یک فرد لاغر زندگی می کنید، به شما آموزش خواهیم داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Science without religion is lame, religion without science is blind. Albert Einstein
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علم بدون دین لنگ است، مذهب بدون علم کور است آلبرت انیشتین
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علم بدون مذهب لنگ است، دین بدون علم کور است آلبرت انیشتین
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. She gave some lame excuse about missing the bus.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای اینکه اتوبوس رو از دست بده یه بهونه خیلی احمقانه داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در مورد گم شدن اتوبوس به برخی از لایهای اشاره کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He sat down with his lame leg outstretched.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پای چلاق خود را دراز کرد و نشست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او با پاهای لنگش بیرون زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He is lame in the right leg.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پای راست لنگ است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در پای راست لنگ است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He was aware that she was lame in one leg.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]می‌دانست که پای یک پایش چلاق است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او آگاه بود که در یک پا لنگ است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He mumbled some lame excuse about having gone to sleep.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بهانه مسخره‌ای برای خوابیدن زیر لب زمزمه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در مورد خوابیدن خوابیده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The government should not waste money supporting lame ducks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولت نباید برای حمایت از اردک لنگ پول هدر دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دولت نباید پول را با حمایت از اردکهای لاغر تلف کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He gave a lame excuse for being absent.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بهانه مسخره‌ای برای رفتن به او داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برای اینکه غایب بود، بهانه خوبی داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The llama has a lame leg.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] The پای لنگ داره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لاما پا پاشی دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The oldest elephant was lame, poor brute.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] قدیمی‌ترین فیل ضایع بود، حیوون بیچاره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قدیمی ترین فیل بود لنگ، فقیر خشن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Lame

لنگ (اسم)
cripple , limp , lame , loincloth , wobbler
چلاق (صفت)
lame , crippled
شل (صفت)
ramshackle , loose , slack , baggy , sleazy , limp , floppy , lax , lame , loppy , knock-kneed , solute
افلیج (صفت)
lame , paralytic , palsied
لنگ شدن (فعل)
founder , lame

معنی عبارات مرتبط با Lame به فارسی

از کار افتاده، بیچاره، زهوار در رفته، بی اثر، علیل وناتوان
از یک پا شل

معنی Lame در دیکشنری تخصصی

[نساجی] لیف مصنوعی لیم ( متالیک )
[عمران و معماری] ضریب لامه
[ریاضیات] معادله ی دیفرانسیل لامه
[ریاضیات] تابع لامه
[عمران و معماری] بیضوی تنش لامه

معنی کلمه Lame به انگلیسی

lame
• cause lameness, cripple, disable, injure
• crippled, handicapped, disabled or deformed (especially of a leg or foot); injured, defective; ineffectual, unconvincing, weak; not fashionable, unsophisticated (slang)
• if someone is lame, they cannot walk properly because an injury or illness has damaged one or both of their legs.
• a lame excuse, argument, or remark is poor or weak.
lame brain
• (slang) stupid person
lame duck
• ineffectual person, one who has no power to bring about change (often used about a politician who is nearing the end of his final term in office); (slang) unsuccessful business, ineffectual business
• a lame duck is someone who is not successful and who needs to be helped by other people.
• lame duck is also used to describe people in official positions whose term of office is about to end, and who have not been re-elected; used in american english.
lame excuse
• bad excuse, weak excuse, poor explanation for not doing something

Lame را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Lame

صادق جباری ٢٠:٥٠ - ١٣٩٧/٠٣/٠٦
مصنوعی، تقلبی
|

Angel ١٣:٠٥ - ١٣٩٧/٠٨/٠٤
خسته کننده
|

سیما احمدی ٠٩:٢٦ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
اصطلاحا: روی اعصاب،رو مخ
مثل کسی که پر حرفه خسته کننده هست
|

F-kh ١٦:٢٠ - ١٣٩٨/٠٥/٢٧
Boring, dull : خسته کننده
Bad, generally displeasing : نا خوشایند
Uncool
Unconvinced ( غیر قابل باور ) :
that is the lamest excuse I've ever heard
|

پیشنهاد شما درباره معنی Lame



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی lame
کلمه : lame
املای فارسی : لمع
اشتباه تایپی : مشئث
عکس lame : در گوگل


آیا معنی Lame مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )