برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1282 100 1

Laparoscopy

واژه Laparoscopy در جمله های نمونه

1. At laparoscopy, the colour of its liver was of pathognomonic "black".
[ترجمه ترگمان]در laparoscopy رنگ کبد او \"سیاه\" بود
[ترجمه گوگل]در لاپاراسکوپی، رنگ کبد آن از نوع پاتوژنومونی 'سیاه' بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Objective To compare ovarian tumorectomy performed with gasless laparoscopy or with conventional laparoscopic myomectomy, in terms of feasibility, safety, reliability, and postoperative outcomes.
[ترجمه ترگمان]هدف برای مقایسه tumorectomy پلی کیستیک تخمدانی به همراه gasless laparoscopy و یا با myomectomy laparoscopic معمولی، از نظر امکان‌پذیری، ایمنی، قابلیت اطمینان، و پیامدهای postoperative انجام شد
[ترجمه گوگل]هدف: مقایسه تومورکتومی تخمدانی با لاپاراسکوپی بدون بیسکوئید و یا با میکومکتومی لاپاروسکوپی متعارف، از لحاظ امکان سنجی، ایمنی، قابلیت اطمینان و نتایج پس از عمل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Objective : To observe the clinical results of laparoscopy cholecystectomy ( LC ) and endoscopic sphincterotomy for choledocholithiasis.
[ترجمه ترگمان]هدف: مشاهده نتایج بالینی of cholecystectomy (LC)و endoscopic sphincterotomy برای choledocholithiasis
[ترجمه گوگل]هدف: بررسي نتايج باليني كولسيستكتومي لاپاروسكوپي (LC) و اسفنترتومي اندوسكوپيك براي كولدئوكوليتيازيس
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه Laparoscopy به انگلیسی

laparoscopy
• examination of the abdominal cavity by means of a laparoscope (medicine)

Laparoscopy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ایمان صهبا
شکم پژوهی
Dictionary
(پزشکی) :مشاهده ارگان های درون شکم با استفاده از ابزارهای درون بین.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Laparoscopy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )