برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1286 100 1

Letterbox

بررسی کلمه Letterbox

اسم ( noun )
(1) تعریف: (chiefly British) a public depository for outgoing mail; mailbox.

(2) تعریف: (chiefly British) a receptacle on private premises for incoming mail; mailbox.

واژه Letterbox در جمله های نمونه

1. The cards had been stuck through the letterbox.
[ترجمه ترگمان]ورق‌ها لای the گیر کرده بودند
[ترجمه گوگل]کارت ها از طریق صندوق پستی گیر کرده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The rattle of the letterbox was music to my ears - the letter had arrived at last.
[ترجمه ترگمان]صدای ناقوس کلیسا به گوش من رسید - نامه آخرش رسیده بود
[ترجمه گوگل]ناله نامه صندوق پستی موسیقی بود به گوش من - نامه به آخرین وارد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I'll post the key through your letterbox when I leave.
[ترجمه ترگمان]وقتی از آنجا بیرون می‌روم کلید را از طریق letterbox پست می‌کنم
[ترجمه گوگل]وقتی از من می خواهم کلید را از طریق صندوق پستی ام ارسال کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The morning post clattered through the letterbox.
[ترجمه ترگمان]زنگ صبح به صدا در آمد
[ترجمه گوگل]پست صبح از طریق صندوق پستی خندید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه Letterbox به انگلیسی

letterbox
• (video) display in letterbox format, display only across the center of a screen with black bands at the top and bottom (so the wider film format will fit the different dimensions of a tv screen);(british) mailbox, mail slot
• video playback format in which the picture is displayed in the central portion of the screen with black bands at the top and bottom (so the wider film format will fit the dimensions of a tv screen)
• a letterbox is a rectangular hole in a door through which letters are delivered.
• a letterbox is also the same as a post-box.

Letterbox را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه موسوی
صندوق نامه
صندوق پست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Letterbox مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )