انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1017 100 1

Liquidity

تلفظ liquidity
تلفظ liquidity به آمریکایی/lɪˈkwɪdəti/ تلفظ liquidity به انگلیسی/lɪˈkwɪdɪti/

معنی: سیالیت، تسویه پذیری، حالت میعان، قابلیت تبدیل به پول، ابگون پذیری
معانی دیگر: (بازرگانی) نقدینگی، قدرت پرداخت بدهی ها، آب واری، آبگونگی، مایع بودن

بررسی کلمه Liquidity

اسم ( noun )
(1) تعریف: the state or quality of being liquid.

(2) تعریف: the ability of a business to operate without borrowing or selling off its capital assets.

(3) تعریف: in finance, the quality of a market in which buying and selling can occur without great changes in price.

واژه Liquidity در جمله های نمونه

1. a bank that has recently increased its liquidity
ترجمه بانکی که اخیرا نقدینگی خود را زیاد کرده است

2. The company maintains a high degree of liquidity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شرکت میزان بالایی از نقدینگی را حفظ می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شرکت میزان بالایی از نقدینگی را حفظ می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Financial institutions must maintain sufficient liquidity to meet the demands of depositors.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موسسات مالی باید نقدینگی کافی را حفظ کنند تا مطالبات سپرده گذاران را برآورده کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مؤسسات مالی بایستی نقدینگی کافی داشته باشند تا بتوانند به خواسته های سپرده گذاران پاسخ دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. But they must always have sufficient liquidity to cover the possibility of any withdrawals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما آن‌ها همیشه باید به اندازه کافی نقدینگی لازم را داشته باشند تا امکان هر گونه عقب‌نشینی را پوشش دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما آنها همیشه باید نقدینگی کافی داشته باشند تا امکان برداشت احتمالی را پوشش دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The company has good liquidity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شرکت نقدینگی خوبی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شرکت نقدینگی خوبی دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Secondly, banks must maintain an adequate degree of liquidity, i. e. cash, to meet customers' cash withdrawals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دوم اینکه، بانک‌ها باید میزان کافی از نقدینگی را حفظ کنند ای پول نقد، تامین پول نقد مشتری
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ثانیا، بانک ها باید میزان کافی نقدینگی را حفظ کنند e پول نقد برای دیدار با پول نقد مشتریان
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The initial increase in liquidity from the sale of government securities to the banking sector is given by item
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]افزایش اولیه نقدینگی از فروش اوراق بهادار دولتی به بخش بانکداری به وسیله مورد نظر می‌باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افزایش اولیه نقدینگی از فروش اوراق بهادار دولتی به بخش بانکی به وسیله ی اقلام داده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Now investors place less trust in liquidity and more in their own judgment about a security's risks and potential return.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حال حاضر سرمایه گذاران اعتماد کمتری به نقدینگی و در قضاوت خودشان در مورد خطرات و بازده بالقوه آن دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حال حاضر سرمایه گذاران اعتماد کمتر به نقدینگی و بیشتر در قضاوت خود در مورد خطرات امنیتی و بازگشت بالقوه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. This assumes that banks have surplus liquidity in the first place.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این فرض می‌کند که بانک‌ها در وهله اول نقدینگی مازاد دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این فرضیه است که بانک ها نقدینگی مازاد را دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Under or over liquidity is an unsatisfactory position for individual banks within the system.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تحت کنترل و یا بیش از حد نقدینگی، یک موقعیت رضایت‌بخش برای بانک‌های مجزا در داخل سیستم وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زیر و یا بیش از نقدینگی موقعیت مطلوب برای بانک های فردی درون سیستم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Individual banks and discount houses can alleviate liquidity shortages through these markets without the Bank having an opportunity to influence rates.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بانک‌های خصوصی و خانه‌های تخفیف می‌تواند کمبود نقدینگی را از طریق این بازارها بدون اینکه بانک فرصتی برای نفوذ به نرخ را داشته باشد، کاهش دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بانک های انفرادی و خانه های تخفیف می تواند کمبود نقدینگی را از طریق این بازار ها کاهش دهد بدون این که بانک بتواند نرخ بهره را تحت تاثیر قرار دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Banks may keep surplus liquidity to help them resist a squeeze.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بانک‌ها ممکن است نقدینگی مازاد را حفظ کنند تا به آن‌ها کمک کند در برابر فشار مقاومت کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بانک ها ممکن است نقدینگی مازاد خود را حفظ کنند تا به آنها کمک کند در مقابل فشار قرار گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Finally, banks' liquidity can be reduced directly by techniques such as special deposits.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در نهایت، نقدینگی بانک‌ها را می توان به طور مستقیم با تکنیک‌هایی همچون سپرده ویژه کاهش داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سرانجام، نقدشوندگی بانک ها می تواند به طور مستقیم توسط تکنیک هایی مانند سپرده های ویژه کاهش یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The liquidity of an asset is the ease with which it can be converted into cash without loss.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نقدینگی یک دارایی، سهولت تبدیل آن به پول نقد بدون از دست دادن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نقدینگی دارایی، سهولت است که می تواند بدون نقص تبدیل به پول نقد شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Banks, being prepared to operate with a lower liquidity ratio, were only too pleased to supply the credit being demanded.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بانک‌ها، که برای فعالیت با نسبت نقدینگی کم‌تر آماده بودند، تنها از تامین اعتبار مورد تقاضا بسیار راضی بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بانک ها، آماده بودن برای کار با نسبت نقدینگی کمتر، فقط از ارائه اعتبار مورد نیاز خواسته بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Liquidity

سیالیت (اسم)
fluidity , liquidity
تسویه پذیری (اسم)
liquidity
حالت میعان (اسم)
liquidity
قابلیت تبدیل به پول (اسم)
liquidity
ابگون پذیری (اسم)
liquidity

معنی Liquidity در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] نقدینگی
[حقوق] نقدینگی، میعان
[ریاضیات] نقدینگی، توانایی پرداخت بدهی، میعان
[حسابداری] نقدینگی ، توان پرداخت دیون و انعطاف مالی
[عمران و معماری] ایندکس مایع - شاخص روانی
[حسابداری] نسبت نقدینگی
[ریاضیات] نسبت نقدینگی
[حسابداری] نسبتهای نقدینگی
[حسابداری] آزمونهای نقدینگی
[حسابداری] نقدینگی مالی
[حسابداری] انعطاف و نقدینگی
[حسابداری] به ترتیب کاهش نقدینگی
[حسابداری] نقدینگی کلی

معنی کلمه Liquidity به انگلیسی

liquidity
• quality or state of being liquid; interchangeability of assets and money
• liquidity is having enough cash, or things that can easily be converted into cash, to pay any debts or sudden needs; a technical term in economics.
liquidity problems
• lack of money
liquidity ratio
• relation between the amount of cash at a bank's disposal and the amount of deposits deposited in the bank
liquidity trap
• condition in which monetary expansion does not affect the exchange rate (economics)
excess liquidity
• condition in which the amount of reserve funds is higher than that which a bank is allowed to hold

Liquidity را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Liquidity

موسوی نیا ١٢:١٨ - ١٣٩٥/١١/١٧
نقدشوندگی
|

مهری مدآبادی ٠٩:٣٧ - ١٣٩٦/٠٩/٠٢
گردش پذیری
|

F-D ٠٩:٣٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٥
نقدينگي
|

مقداد سلمانپور ١٥:١٣ - ١٣٩٧/١٠/٢٩
مایع مانند
نقدینگی
درجه نقد شوندگی دارائی
درجه ای که میتوان دارائی را در بازار آب کرد و به پول نقد تبدیل نمود.
|

پیشنهاد شما درباره معنی Liquidity



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی liquidity
کلمه : liquidity
املای فارسی : لیقویدیتی
اشتباه تایپی : مهضعهیهفغ
عکس liquidity : در گوگل


آیا معنی Liquidity مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )