انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 986 100 1

Located

تلفظ located
تلفظ located به آمریکایی تلفظ located به انگلیسی

بررسی کلمه Located

صفت ( adjective )
• : تعریف: existing in a particular place.

- The mountains are located in the northern part of the country.
ترجمه کاربر [ترجمه silver girl] کوه ها در شمالی ترین قسمت کشور قرار دارند
|

ترجمه کاربر [ترجمه H.B] کوه ها در بخش شمالی کشور واقع شده اند.
|

ترجمه کاربر [ترجمه پرستو شهبازی] کوه ها در قسمت شمال کشور واقع شده اند
|

ترجمه کاربر [ترجمه فاطمه] کوه ها در قسمت شمالی کشور واقع شده اند
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این کوه‌ها در بخش شمالی کشور واقع شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] کوه ها در قسمت شمالی کشور واقع شده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Located در جمله های نمونه

1. centrally located
ترجمه واقع در مرکز

2. we located the source of that sound
ترجمه ما سرچشمه‌ی آن صدا را پیدا کردیم.

3. darband is located in a mountainous area
ترجمه در بند در منطقه‌ای کوهستانی قرار دارد.

4. gabrabad is located in the hills
ترجمه گبرآباد میان تپه و ماهور واقع شده است.

5. lifeboats are located fore and aft
ترجمه قایق‌های نجات در جلو و عقب کشتی قرار دارند.

6. surveyors have located the mine
ترجمه مساحان معدن را مرزیابی کرده‌اند.

7. her apartment is located in a high-rise
ترجمه آپارتمان او در یک ساختمان بلند قرار دارد.

8. my house is located on top of a hill
ترجمه خانه‌ی من بر فراز تپه‌ای قرار دارد.

9. our office is located downtown
ترجمه اداره‌ی ما در وسط شهر است.

10. rey's ruins are located near tehran
ترجمه خرابه‌های ری نزدیک تهران است.

11. that university is located in the boondocks
ترجمه آن دانشگاه در جای دورافتاده‌ای واقع شده است.

12. the house is located in the second impasse
ترجمه خانه در بن‌بست دوم قرار دارد.

13. the station was located in a handy place
ترجمه ایستگاه در محل نزدیکی قرار داشت.

14. his office is inconveniently located
ترجمه اداره‌ی او در محل نامناسبی قرار دارد.

15. the filling station is located at the intersection of three main roads
ترجمه پمپ بنزین در محل تقاطع سه راه اصلی قرار دارد.

16. ahwaz, unlike most other iranian cities, is located near a large river
ترجمه برخلاف اکثرشهرهای ایران اهواز در نزدیکی یک رود بزرگ قرار دارد.

17. Early settlers located where there was water.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مهاجران اولیه که در آنجا آب وجود داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ساکنان روستایی در آن محل بودند که آب وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. A boutique and beauty salon are conveniently located within the grounds.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک سالن زیبایی و بوتیک به راحتی در محوطه قرار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک بوتیک و سالن زیبایی به راحتی در محوطه قرار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

19. The hotel is conveniently located near the airport.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هتل به راحتی در نزدیکی فرودگاه قرار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این هتل به راحتی در نزدیکی فرودگاه واقع شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

20. The trackers located the rhino and darted it with tranquillizing drugs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ردیاب‌ها رو پیدا کرده و با مواد مخدر darted کرده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ردیاب ها راینو را قرار دادند و آن را با داروهای آرامش بخشیدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

21. Your accommodation is conveniently located within walking distance of the town centre.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]محل اقامت شما در فاصله پیاده مرکز شهر قرار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محل اقامت شما به راحتی در فاصله نزدیک از مرکز شهر واقع شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

22. Their residential building is located next to the park.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ساختمان مسکونی آن‌ها در کنار پارک قرار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ساختمان مسکونی آنها در کنار پارک واقع شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه Located به انگلیسی

located
• situated; placed; identified; found; existing, standing

Located را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Located

کیان ١١:٤٢ - ١٣٩٦/٠٥/٢٤
Be in a place
|

مبینا ٢٠:٣٨ - ١٣٩٦/٠٨/٢٣
مکان _جا
نظر کیان هم برای انگلیسی درسته
|

Mo ١٤:٢٠ - ١٣٩٦/١١/١٨
Be located means be in a place
|

ملیکا ١٨:٥٧ - ١٣٩٧/٠٢/٠٢
قرار دارد
|

Ai ١٣:٠١ - ١٣٩٧/٠٥/٠٦
=situated
|

سارا ١٩:٣٩ - ١٣٩٧/٠٥/٠٨
محلی
|

Sahar ١١:٥١ - ١٣٩٧/٠٥/٢٣
قرارگرفته
|

حسین سالک نژاد ١٢:٠٧ - ١٣٩٧/٠٦/٢٠
قرار داده شده
|

علی ١٣:٤٩ - ١٣٩٧/٠٨/٢٤
Be in place
|

anita ١٤:٣٤ - ١٣٩٧/٠٨/٢٤
Be located means be in a place
|

بنده خدا ١٦:٢٦ - ١٣٩٧/١٠/٠٢
واقع شده
|

silver girl ٢١:٣٤ - ١٣٩٧/١٠/٠٩
واقع شده...قرار گرفته...جا و مکان
و اینکه نظر بچه ها هم درسته اما be in a placeدرست تره
|

تانیا ١٤:٣٥ - ١٣٩٧/١١/١٦
Be in a place
|

H.B ١٠:٣٨ - ١٣٩٧/١١/١٨
واقع شده
|

سهیل حسن زاده ١٧:٥١ - ١٣٩٧/١١/٢٨
place ( adjective)
(.v)قرار دادن
|

aria ١٩:٥٠ - ١٣٩٨/٠١/٢٢
مکان یابی کردن ،در مکانی بودن ،معلوم کردن
|

پرستو شهبازی ١٤:٠٨ - ١٣٩٨/٠٣/٠٤
4.be located means be in a place . واقع شده. قرار گرفته .محلی .مکان معلوم
|

Amir ١٥:١٦ - ١٣٩٨/٠٣/٠٤
واقع شده
متشکرم از همه که این نظرات رو دادن خیلی کمک کرد
|

گمشو دیوونه ١٥:٢٧ - ١٣٩٨/٠٣/٠٤
Be -located- means be in a place
لوکِیتِد به معنی �در محل (مکان مشخص) باش� می باشد.
|

sss ١٢:٥٤ - ١٣٩٨/٠٣/٠٥
وجود داشتن چیزی در مکانی
|

English Teacher ١٥:٢٦ - ١٣٩٨/٠٣/٠٥
واقع شده
|

BB ١٥:١٥ - ١٣٩٨/٠٥/١٤
واقع شده
صفت
مثال my grand mother house is located near the jungle
|

Hasti💕 ١٥:٣٩ - ١٣٩٨/٠٥/٢٢
♡� Be located means be in a place♡�
|

غزل سادات موسوی ١٦:٣٩ - ١٣٩٨/٠٥/٢٦
قرار داشتن.واقع شدهbe in a place
|

پیشنهاد شما درباره معنی Located



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

فرزین > desolvation
شهرام > برگزیده از هر چیز
مبینا > degree
Z.SHAFIE.TKD. > funfair
be to che > Boss
امینم > ibric
امینم > cezve
داریوش زندی > مهرنجان

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر



آیا معنی Located مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )