انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 958 100 1

lahar

تلفظ lahar
تلفظ lahar به آمریکایی تلفظ lahar به انگلیسی

(جریان گل و گدازه ی سفت شده و خاکستر که از آتشفشان جاری می شود) گلرود

بررسی کلمه lahar

اسم ( noun )
• : تعریف: a mudflow down the side of a volcano, or the deposit left by such a mudflow.

واژه lahar در جمله های نمونه

1. In some cases lahars travel large distances and form thick deposits up to tens of metres deep.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در برخی موارد lahars مسافت زیادی را طی می‌کنند و رسوبات ضخیم را تا ده‌ها متر عمق می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در بعضی موارد لاچارها فاصله زیادی را طی می کنند و رسوبات ضخیم را تا عمق ده متر تشکیل می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. In 1953 a lahar swept away a railway bridge at Tangiwai at the base of the mountain and 151 people were killed when an Auckland-to-Wellington train plunged into a river.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در سال ۱۹۵۳، lahar یک پل راه‌آهن را در Tangiwai در ته کوه از بین برد و ۱۵۱ نفر در اثر سقوط قطار اوکلند به رودخانه کشته شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در سال 1953 یک پل راه آهن در Tangiwai در پایه کوه و 151 نفر وقتی یک قطار اکلند به ولینگتون به رودخانه کشیده شد، کشته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. In March 2007 a mudflow, or "lahar" flowed down the side of the mountain after the crater lake overflowed, and large eruptions in 1995 and 1996 blanketed the surrounding area in ash.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در مارس ۲۰۰۷ یک mudflow یا \"lahar\" پس از طغیان دریاچه دهانه طغیان کرد و فوران‌های بزرگ در سال ۱۹۹۵ و ۱۹۹۶ منطقه اطراف را در خاکستر پوشاند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در ماه مارس سال 2007 یک گلدان یا 'لاکار' پس از انفجار دریاچه دهانه به طرف کوه سقوط کرد و فوران های بزرگی در سال های 1995 و 1996 منطقه را در خاکستر قرار داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. lahar—an avalanche of volcanic ash and rock mixed with water—50 kilometers (30 miles) down the west side of the volcano summit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]lahar - بهمن خاکستر آتشفشانی و سنگ مخلوط شده با آب - ۵۰ کیلومتر (۳۰ مایل)در قسمت غربی قله آتشفشان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لارار - یک توفان از خاکستر آتشفشانی و سنگ، مخلوط با آب - 50 کیلومتری (30 مایل) در سمت غرب از اجلاس آتشفشان
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The dried, hardened remains of the lahar persist today, a streak of barren rock on a landscape that is otherwise richly vegetated.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بقایای خشکیده و سخت the امروزه باقی می‌ماند، یک رگه سنگ عریان بر روی یک چشم‌انداز که در غیر این صورت پوشش گیاهی فراوان دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امروزه باقی مانده خشک شده و سخت شده از لشکار، یک رگه از سنگ نابالغ در یک چشم انداز است که در غالب گیاهان رشد کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Another lahar in 1953 caused New Zealand's worst rail disaster, killing 151 people.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]lahar دیگر در سال ۱۹۵۳ باعث بدترین حادثه راه‌آهن نیوزیلند شد و ۱۵۱ نفر را کشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یکی دیگر از لارار در سال 1953 باعث بدترین بلایای راه آهن نیوزلند شد و 151 نفر را کشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Thousands of hectares of snake fruit plantations in Yogyakarta may turn arid after six irrigation dams were damaged by lahar following recent volcanic eruptions on Mount Merapi.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در پی انفجارهای آتشفشانی اخیر در کوه Merapi، هزاران هکتار از کشتزارهای میوه مار در Yogyakarta ممکن است خشک شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هزاران هکتار از کشتارهای میوه مار در یوگیاکارتا ممکن است پس از شش باران آبیاری توسط لخار پس از فوران آتشفشان های اخیر در کوه مرپایی آسیب دیده باشند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Concern has responded to several disasters over the years, including the 1991 eruption of Mt. Pinatubo and the subsequent lahar flows, which lasted for more than five years.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نگرانی نسبت به چندین فاجعه در طول سال‌ها، از جمله فوران سال ۱۹۹۱ ام Pinatubo و جریان‌های lahar بعدی که بیش از پنج سال به طول انجامید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نگرانی در طی سالها به چندین فاجعه واکنش نشان داده است، از جمله فوران 1991 Mt پینیتوبو و جریانهای بعدی لاجار که بیش از پنج سال طول کشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The problem is also compounded by the still present threat of lahar. If the dams are repaired, they could be hit by fresh lahar, he added.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مشکل با تهدید کنونی of تشدید شده‌است وی افزود که اگر سدها تعمیر شوند، آن‌ها را می توان با lahar تازه مورد هدف قرار داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مشکل همچنین با تهدید هنوز هم کنونی لخار همراه است وی اضافه کرد که اگر سدها تعمیر شوند، می توانند توسط تازه لاارر مورد آزمایش قرار گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی lahar در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] روانه گل گونه ای جریان گلی است که در دامنه های آتشفشانی، هنگامی که خاکستر آتشفشانی و آوار از آب اشباع شده و بسرعت به سمت پایین حرکت می کنند، جریان سیل حاصل از تخریبی های آتشفشانی غنی از آب است که در اثر نیروی ثقلی بسمت پایین آتشفشان جاری می شود.
[زمین شناسی] روانه گلی سرد جریانی از مواد آتشفشان سرد شده به پایین سراشیبی یک آتشفشان که بوسیله باران های سنگین یا فروریزش یک مقطع ناپایدار آتشفشان حاصل می شود. مقایسه شود با روانه گل داغ. مترادف: جریان گل سرد.

lahar را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی lahar

ebitaheri@gmail.com ١١:٣٩ - ١٣٩٨/٠١/٠٨
[زمین‌شناسی]

سیلاب گِلی ، گِل‌سیلاب
|

پیشنهاد شما درباره معنی lahar



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مهدی صباغ > Neon
مهدی صباغ > V neck
مهران گودرزی > subjective
Sadahy.Fareeba > petrichor
حمید > cutlery
محمد تقي حمزه اي > مقاله
مجید خانی پور > دم اسبی
اشکان > حیاط

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی lahar
کلمه : lahar
املای فارسی : لهر
اشتباه تایپی : مشاشق
عکس lahar : در گوگل


آیا معنی lahar مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )