برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1354 100 1

laid back


(خودمانی) خونسرد، آرام، بی شتاب

بررسی کلمه laid back

صفت ( adjective )
• : تعریف: (informal) relaxed, unhurried, or casual.
متضاد: high-strung, stuffy, uptight
مشابه: easy, low-key

- a laid-back person
[ترجمه Shirinbahari] یک فرد خونسرد
|
[ترجمه ترگمان] یه آدم laid
[ترجمه گوگل] یک فرد مجهول
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- a laid-back attitude toward life
[ترجمه Shirinbahari] یک نگرش خونسرد نسبت به زندگی
|
[ترجمه ترگمان] نگرش laid نسبت به زندگی
[ترجمه گوگل] یک نگرش بی نظیر به زندگی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

معنی کلمه laid back به انگلیسی

laid back
• someone who is laid-back behaves in a calm, relaxed way as if nothing will ever worry them; an informal word.

laid back را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

a.r
بی خیال، آرام، خونسرد، مست
inf. having a relaxed or casual atmosphere or character
easygoing
calm, casual, or at ease
intoxicated
tak
مترادف:relax
*****پیمان بهاری*****
دلنشین
The vibe in the restaurant is pretty laid back
سمیرا
آسان گیر،اصطلاح عامیانه( پایه بودن)
Shirinbahari
خون سرد. دل گنده
I don’t know how you can be so laid-back about your exams.
پارسا
بی خیال
حمید رضا
آدم بیخیال
سلطانی
راحتی، آرامش، سبکی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی laid back
کلمه : laid back
املای فارسی : لید باک
اشتباه تایپی : مشهی ذشزن
عکس laid back : در گوگل

آیا معنی laid back مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )