انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 896 100 1

lane

تلفظ lane
تلفظ lane به آمریکایی/ˈleɪn/ تلفظ lane به انگلیسی/leɪn/

معنی: کوچه، نای، راه باریک، گلو، خط سیر هوایی، راه دریایی
معانی دیگر: کوی، باریک راه، کوره راه، پس کوچه، راه (از میان جمعیت و غیره)، دریا راه (shipping lane و sea lane هم می گویند)، (شاهراه ها و غیره) هر یک از نواره های خطکشی شده برای عبور یک اتومبیل، خط عبوری، لاین، راهچه، باند، راه هوایی (مسیر معمولی هواپیماها از جایی به جایی)، هوا راه، (مسابقات دو و غیره: هر یک از باریکراه های خطکشی شده) راهچه، (بسکتبال) ناحیه ی زیر حلقه (به عرض 12 فوت از خط پرتاب آزاد تا زیر حلقه)، (اسکاتلند) رجوع شود به: lone، مسیر که باخطکشی مشخص میشود، کوچه ساختن، منشعب کردن

بررسی کلمه lane

اسم ( noun )
(1) تعریف: a narrow passage, as between hedges, walls, or buildings.
مترادف: path
مشابه: alley, alleyway, corridor, defile, footpath, passage, passageway, thoroughfare, walk, way

(2) تعریف: a narrow country road or city street.
مشابه: alley, path, road, way

(3) تعریف: a bounded or marked course, often parallel to other such courses, as for a line of vehicles on a highway or for a single swimmer or runner in a race.
مشابه: channel, course, track

(4) تعریف: an air or sea route.
مترادف: corridor
مشابه: air lane, airway, channel, route, skyway

(5) تعریف: a narrow passage or opening in a crowd of people.
مشابه: channel, opening, passage, passageway, way

(6) تعریف: a raised wooden passageway, bounded by gutters, along which a bowling ball is pitched; alley.
مترادف: alley

(7) تعریف: (pl.) a bowling establishment.
مترادف: bowling alley
مشابه: alleys

واژه lane در جمله های نمونه

1. a lane between rows of machines in a factory
ترجمه باریک‌راهی از میان ردیف ماشین‌آلات کارخانه

2. the police opened a lane through the crowd and let us pass
ترجمه پلیس‌ها از میان جمعیت راهی گشودند و گذاشتند ما رد شویم.

3. It is a long lane that has no turning.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]راه درازی است که تغییر نکرده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این خط طولانی است که هیچ چرخشی ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Sometimes they just drive slowly down the lane enjoying the scenery.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعضی اوقات به آرامی از جاده می‌گذرند و از منظره لذت می‌برند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گاهی اوقات آنها فقط به آرامی در حال حرکت با خطوط با بهره گیری از مناظر می روند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. This is the slow lane of a motorway.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این جاده آهسته اتوبان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این خط آهسته یک بزرگراه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. We drove along a muddy lane to reach the farmhouse.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]راه باریکی را طی کردیم تا به خانه اربابی برسیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما به همراه یک خط پرتلاطم به سوی مزرعه رفتیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The lane is roughly parallel to the main road.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مسیر تقریبا موازی با جاده اصلی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این خط تقریبا موازی با جاده اصلی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. We walked down the lane to the farm.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به طرف مزرعه راه افتادیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما به خط مزرعه رفتیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. A winding lane led down towards the river.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کوره راه پرپیچ و خم به طرف رودخانه منتهی می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خط مورب به طرف رودخانه رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. They set off at once along the lane in pursuit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بلافاصله راه افتادند و در جاده پیش رفتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها یک بار در طول مسیر در تعقیب هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The riders came trotting down the lane.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سواران از کوچه گذشتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سواران سوار بر لانه شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The side gate opens onto a small lane.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دروازه کناری به کوچه‌ای باریک باز می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دروازه جانبی به یک خط کوچک باز می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The new highway dead-ended their lane.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جاده جدید به بن‌بست رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بزرگراه جدید مرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The farm carts have worn ruts in the lane.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گاری‌های مزرعه از میان جاده رد و بدل شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کامیون های مزرعه در جاده ها پوشیده شده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Take the narrow lane going north-west parallel with the railway line.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]راه باریکی را در شمال غربی با خط راه‌آهن در پیش بگیرید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مسیر باری را به سمت شمال و غرب با خط راه آهن حرکت دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. Repair work is in progress on the south-bound lane of the motorway and will continue until June.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کار تعمیر در مسیر جاده جنوبی بزرگراه در حال انجام است و تا ماه ژوئن ادامه خواهد داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کار تعمیر در حال پیشرفت در خط جنوبی محدوده بزرگراه است و تا ماه ژوئن ادامه خواهد یافت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. I'm just going to walk down the lane now and post some letters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من فقط می‌خوام همین الان از کوچه برم پایین و چند تا نامه بنویسم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من فقط می خواهم راه رفتن خط در حال حاضر و ارسال برخی از نامه ها
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف lane

کوچه (اسم)
alley , street , lane
نای (اسم)
throat , windpipe , lane , tube , cane , bronchial tube , trachea , pipe , fistula , gullet
راه باریک (اسم)
lane , swath , swathe , dog-trot , slype
گلو (اسم)
fauces , throat , throttle , lane , gorge , gullet , pharynx
خط سیر هوایی (اسم)
lane
راه دریایی (اسم)
lane , seaway

معنی عبارات مرتبط با lane به فارسی

راه هوایی، مسیر هوایی (airway هم می گویند)، خط هوایی
پس کوچه، کوچه فرعی پس کوچه، کوچه فرعی یاپرت
(در بزرگراه) بخش خط کشی شده برای خودروهای تندتر، تندراهه
راه کشتی رو در اقیانوس
راه دریایی، دریاراه، جاده دریایی، مسیر دریایی

معنی lane در دیکشنری تخصصی

lane
[عمران و معماری] خط عبور - خط عبوری - خط
[زمین شناسی] خط عبور ، خط عبوری ، خط
[عمران و معماری] تغییر مسیر
[زمین شناسی] تغییر مسیر
[عمران و معماری] تابلوی خط عبوری بسته است
[عمران و معماری] توزیع خط عبوری
[عمران و معماری] افت خط عبوری
[زمین شناسی] افت خط عبوری
[عمران و معماری] خط عبوری
[زمین شناسی] خط عبوری
[عمران و معماری] سربار خط عبوری - بارگسترده
[زمین شناسی] سر بار خط عبوری ، بار گسترده
[عمران و معماری] موقعیت خط عبوری
[زمین شناسی] کاهش عرض عبور(خطوط)
[عمران و معماری] موقعیت خط عبوری
[عمران و معماری] تابلوی به جاده نزدیک می شوید
[عمران و معماری] خط شتاب - خط سرعت گیری
[عمران و معماری] خط عبوری کمکی
[عمران و معماری] خط عبوری ویژه اتوبوس - خط ویژه اتوبوس - مسیر اتوبوس - مسیر ویژه اتوبوس
[عمران و معماری] خط ویژه اتوبوس - خط عبوری ویژه اتوبوس - مسیر اتوبوس - مسیر ویژه اتوبوس
[عمران و معماری] خط عبوری همپیمایی - خط ویژه همپیمایی
[عمران و معماری] خط عبوری صعودی - خط اضافی در سر بالایی
[عمران و معماری] مسیر اتوبوس خلاف جهت - مسیر اتوبوس مخالف جریان
[عمران و معماری] خط عبوری خلاف جهت - خط عبوری مخالف جریان - مسیر خلاف جهت - مسیر مخالف جریان
[عمران و معماری] خط عبوری همگرا - مسیر همگرا
[عمران و معماری] مسیر اتوبوس مخالف جریان - مسیر اتوبوس خلاف جهت

معنی کلمه lane به انگلیسی

lane
• alley, narrow passageway between buildings (or walls, etc.); narrow road; course or track which has clear boundaries on either side (as on a highway, racetrack, etc.); set route followed by planes or ships
• a lane is a narrow road in the country.
• roads, race courses, and swimming pools are sometimes divided into lanes. these are parallel strips separated from each other by lines or ropes.
air lane
• route through the air travelled by aircraft, airway; passageway through which air travels (medical); ventilator shaft
back lane
• (british) back alley, small path or street behind a row of houses
fast lane
• high-speed lane, lane on a road or highway that is designated for high-speed travel; fast-paced lifestyle, lifestyle characterized by the desire for instant gratification; shortest or fastest route to
inbound lane
• lane traveling towards a center
memory lane
• imaginary place where memories are kept
ocean lane
• path for sea travel
one lane
• having only one lane in a single direction
sea lane
• fixed and regularly used sea route for large vessels
• a sea lane is a particular route that is regularly used by ships when crossing a sea or ocean.
swerve into the opposite lane
• move quickly in the other lane, swerve into oncoming traffic
two lane
• having two lanes of traffic in the same direction

lane را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی lane

نیما ٠٩:٠٦ - ١٣٩٧/٠٢/١٩
کوچه Alley، مسیر بین دو ردیف خانه یا مغازه . این کلمه انگلیسی است که در گویش مردم آبادان با همین تلفظ ( لین ) با کسره حرف لام گفته می شود . برخی به اشتباه آنرا با line که به معنی خط و یا خط فاصل بین دو مسیر است بکار میبرند . این کلمه به معنی راه هم آورده میشود مانند جاده چهار بانده یا چهار راهه ( four-lane thruway )
|

ebitaheri@gmail.com ٠٨:١٧ - ١٣٩٨/٠١/٣٠
گذرگاه ، گذرگاه پیوندی ، گذرگاه ارتباطی

راهِ پیوندی ، راه ارتباطی

مسیر پیوندی ، مسیر ارتباطی
|

پیشنهاد شما درباره معنی lane



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی lane
کلمه : lane
املای فارسی : لانه
اشتباه تایپی : مشدث
عکس lane : در گوگل


آیا معنی lane مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )