انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 898 100 1

بررسی کلمه laptop

اسم ( noun )
• : تعریف: shortened form of "laptop computer."

- Most of the students bring their laptop when they study at the library.
ترجمه کاربر [ترجمه رز] بیشتر دانش آموزان لپ تاپ شان را هنگام درس خواندن به کتابخانه می برند
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اغلب دانش آموزان لپ‌تاپ خود را زمانی که در کتابخانه مطالعه می‌کنند می‌آورند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اکثر دانشجویان هنگام خواندن در کتابخانه، لپ تاپ خود را می برند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه laptop در جمله های نمونه

1.
ترجمه روی زانویی

2. laptop computer
ترجمه کامپیوتر دستی یا کیفی

3. The laptop drawing tablet is a very useful piece of hardware.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لوح نقاشی لب تاپ یک قطعه بسیار مفید از سخت‌افزار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قرص قرص رسم یک قطعه سخت افزاری بسیار مفید است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. A laptop would be really useful for when I'm working on the train.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک لپ‌تاپ برای زمانی که من روی قطار کار می‌کنم واقعا مفید خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لپ تاپ واقعا برای زمانی که من در قطار کار می کنم واقعا مفید خواهد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. My laptop has a built-in microphone.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لپ‌تاپ من دارای یک میکروفون توکار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لپ تاپ من یک میکروفون داخلی دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The battery can run a full-size laptop for 12 hours.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باطری می‌تواند یک لپ‌تاپ با اندازه کامل به مدت ۱۲ ساعت اجرا کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]باتری می تواند یک لپ تاپ با اندازه کامل به مدت 12 ساعت اجرا کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. She used to work at her laptop until four in the morning.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون تا ساعت ۴ صبح توی لپ‌تاپ خودش کار می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او قبل از ظهر روز چهار شنبه کار می کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Users can dock a laptop to their desktop setup.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاربران می‌توانند یک لپ‌تاپ را برای برپاسازی رومیزی خود نگه دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کاربران می توانند یک لپ تاپ را به دسکتاپ خود متصل کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. You can take your laptop on the plane as hand luggage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] میتونی لپ‌تاپ - ت رو به هواپیما منتقل کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما می توانید لپ تاپ خود را بر روی هواپیما را به عنوان دستگیره خود حمل کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. It did what my own laptop couldn't do-played state-of-the-art games such as Half-Life and Unreal Tournament satisfactorily.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کاری بود که لپ‌تاپ من نتوانست انجام دهد - بازی‌های ویدیویی مانند نیمه زندگی و Unreal به طور رضایت‌بخش برگزار شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کار را انجام دادم که لپ تاپ من نتوانست انجام دهد - بازی های پیشرفته ای مثل Half-Life و Unreal Tournament را به خوبی انجام داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. You can take the laptop home with you if you like.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگه دوست داری میتونی لپ‌تاپ رو با خودت ببری خونه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر دوست دارید، می توانید لپ تاپ را با خود ببرید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Loaded into a laptop computer, they can make terrific travel companions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در یک کامپیوتر لپ‌تاپ قرار داده می‌شوند و می‌توانند دوستان سفر عالی داشته باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها می توانند به یک کامپیوتر لپ تاپ دست پیدا کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. But the average laptop is, in effect, a personal computer lite.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما یک لپ‌تاپ به طور متوسط یک دستگاه کامپیوتر شخصی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما لپ تاپ متوسط، در واقع، یک رایانه شخصی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. This kind of laptop doesn't come cheap.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این لپ‌تاپ خیلی ارزون به نظر نمیاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این نوع لپ تاپ ارزان نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Will she object if I use her laptop?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میشه از لپ تاپش استفاده کنم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر از لپ تاپ خود استفاده می کنم، آیا او سوء استفاده خواهد کرد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی laptop در دیکشنری تخصصی

laptop
[کامپیوتر] روزانویی - نوعی کامپیوتر کوچک و سبک وزن ( زیر 8 پوند ) . برق این نوع کامپیترها به وسیله ی باتریهای قابل شارژ تأمین می شودو جابه جایی آن نیز بسیار آسان است. کامپیوترهای روزانویی برای کاربرانی مفید است که همیشه در سفرند وهنگام سفر هم نیاز به کار با کامپیوتر دارند. نگاه کنید به docking station ; PCMCIA .

معنی کلمه laptop به انگلیسی

laptop
• portable computer, small computer which is light enough to place on one's lap (computers)
laptop computer
• portable computer

laptop را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی laptop

ebitaheri@gmail.com ١٧:٣٦ - ١٣٩٧/٠٦/٢٣
رو زانو ، رو زانویی ، رو پا ، رو پایی
|

پیشنهاد شما درباره معنی laptop



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی laptop
کلمه : laptop
املای فارسی : لپ‌تاپ
اشتباه تایپی : مشحفخح
عکس laptop : در گوگل


آیا معنی laptop مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )