برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1357 100 1

league

/ˈliːɡ/ /liːɡ/

معنی: پیمان، اتحاد، اتحادیه، گروه ورزشی، هم پیمان شدن، متحد کردن
معانی دیگر: زد و بند، گاوبندی، پیمانگان، انجمن، مجمع، جامعه، (ورزش - چند تیم که بیشتر با هم مسابقه می دهند و قهرمان آنها با برندگان سایر لیگ ها مسابقه می دهد) گروه ورزشی، لیگ، (عامیانه - تقسیم بندی برحسب طبقه یا مرغوبیت یا نوع و غیره) رده بندی، جور، رده، طبقه، دسته، اتحادیه تشکیل دادن، گاوبندی کردن، زد و بند کردن، (معیار سنجش فاصله که طول آن در کشورهای انگلیسی زبان برابر است با 3 میل دریایی یا 4/8 کیلومتر) لیگ، واحد راه پیمایی که تقریبا مساوی 4/2 تا 6/4 میل است

بررسی کلمه league

اسم ( noun )
(1) تعریف: an association or compact of nations, groups, or people, formally established to advance a common cause.
مترادف: alliance, bloc, bund, coalition, confederacy, confederation
مشابه: association, cabal, cartel, circuit, clan, combine, conglomerate, consortium, federation, guild, network, society, syndicate, union

- The League of Nations was formed after World War I.
[ترجمه ترگمان] لیگ ملل پس از جنگ جهانی اول تشکیل شد
[ترجمه گوگل] لیگ ملل بعد از جنگ جهانی اول تشکیل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a group of athletic teams that compete with one another.
مترادف: conference
مشابه: alliance, association, circuit

- The New York Yankees and the Boston Red Sox play in the same baseball league.
[ترجمه ترگمان] تیم نیویورک و تیم \"بوستون رد ساکس\" یه لیگ بیسبال بازی می کنن
[ترجمه گوگل] نیویورک Yankees و بوستون Red Sox بازی در همان لیگ بیس بال
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: category, esp. denoting range of competence.
مترادف: class, grade, level, rank, standing, stat ...

واژه league در جمله های نمونه

1. a league which is made for mutual defense
پیمانی که برای پدآفند متقابل درست شده است

2. major league baseball
لیگ عمده‌ی بیس‌بال

3. in league (with)
هم‌پیمان (با)،متحد،دارای گاوبندی،دارای بند و بست

4. the local basketball league
لیگ محلی بسکتبال

5. to be in league with someone
با کسی هم‌پیمان شدن،با کسی گاوبندی کردن

6. our team is the league champion
تیم ما قهرمان لیگ است.

7. team standings in the league
جایگاه هر یک از تیم‌های گروه ورزشی

8. to dominate a football league
در صدر باشگاه‌های فوتبال قرار داشتن

9. he is out of his league
او از حد خودش فراتر رفته است.

10. they were united in a league of friendship
آنان طبق یک پیمان دوستی با هم متحد شده بودند.

11. The club's priority is to win the League.
[ترجمه ترگمان]اولویت این باشگاه بردن لیگ است
[ترجمه گوگل]اولویت باشگاه برای پیروزی در لیگ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف league

پیمان (اسم)
hand , accord , agreement , covenant , contract , treaty , pact , promise , concord , compact , oath , vow , faith , troth , league
اتحاد (اسم)
consolidation , sodality , accretion , alliance , union , solidarity , association , unison , incorporation , marriage , confederation , band , injunction , league , confederacy
اتحادیه (اسم)
union , fraternity , guild , circuit , league , confederacy
گروه ورزشی (اسم)
league
هم پیمان شدن (فعل)
league , conspire
متحد کردن (فعل)
incorporate , accrete , unite , unify , join , ally , band , league , consociate , herd

معنی عبارات مرتبط با league به فارسی

اتحادیه یا جامعه ی ملل (1920-1946 - بعدا تبدیل شد به سازمان ملل متحد)
اسم خاص مونث (مخفف آن: bella)، اتحادیه ی عرب (در سال 1945 با شرکت بیست و یک کشور عربی ایجاد شد)
(امریکا - عامیانه) وابسته به بالاترین مرحله یا رتبه، عالی ترین
(امریکا - خودمانی)، رجوع شود به: minor league، درجهی دو، پیشپا افتاده
(امریکا) نام گروهی از دانشگاه های قدیمی و نامور بخش شرقی ایالات متحده (از جمله: هاروارد و پرینستون و ییل و کرنل) که با هم اتحادیه ی ورزشی و غیره دارند، آیوی لیگ
(امریکا) انجمن امور خیریه (که توسط بانوان داوطلب اداره می شود و در سرتاسر کشور شعبه دارد)
(آمریکا) بیس بال خردسالان (تا 12 سالگی)
(امریکا) گروه ورزشی حرفه ای (به ویژه در بیس بال)
(امریکا - برخی ورزش های حرفه ای به ویژه بیس بال) لیگ دسته های دوم، دسته یا گروه فرعی ورزشی، تیم های کودکان یا تازه کارها

معنی league در دیکشنری تخصصی

league
[فوتبال] لیگ
[فوتبال] لیگ فوتبال

معنی کلمه league به انگلیسی

league
• group of people (or parties, countries, etc.) who have joined together for a particular purpose, association, confederation, union, alliance; group of athletic teams; unit of distance
• join together, unite in a league
• a league is a group of people, clubs, or countries that have joined together for a particular purpose or because they share a common interest.
• if you are in league with someone, you are working with them for a particular purpose, often secretly.
league cup tournament
• series of games played by members of a league
league of arab states
• arab league, association of arab countries established to promote common arab interests, las
• the league of arab states, more commonly known as the arab league, was founded in 1945 to promote the common good of all arab countries. egypt was suspended from the arab league from 1979 to 1989, and during this period the headquarters were transferred from cairo to tunis. the members of the arab league are: algeria, bahrain, djibouti, egypt, iraq, jordan, kuwait, lebanon, libya, mauritania, morocco, oman, palestine, qatar, saudi arabia, somalia, sudan, syria, tunisia, united arab emirates, and yemen.
league of nations
• international organization established after world war l to create world peace and cooperation, forerunner of the united nations (1920 - 1938)
league table
• when things, such as teams or organizations, are presented in a league table, they are listed according to the scores or results they have obtained, with the most successful at the top and the least successful at the bottom.
american basketball league
• abl, one of the professional basketball leagues in the usa
america ...

league را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
واژه ای انگلیسی-
یکی از معادل های فارسیش: تیمگان،یارِستان
ebi
دار و دسته
na
متحد هم دست
وحید
لیگ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی league
کلمه : league
املای فارسی : لیگ
اشتباه تایپی : مثشلعث
عکس league : در گوگل

آیا معنی league مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )